سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

باد خزان
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: صائب


صائب حریف سیلی باد خزان نه‌ای
پیش از خزان ز خود بفشان برگ و بار را


 
خاطرات خوب
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


آن خاطرات خوب که بر باد رفته‌اند
بر باد رفته‌اند، نه از یاد رفته‌اند

وقتی که ریشه در دل خاک است، باک نیست
با آن که برگ‌ها همه با باد رفته‌اند
قنبرعلی رودگر


 
شهر عشق
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم
یارای گفتن گله‌ها نیست، بگذریم

هرچند دشمنم شده‌ای دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم

سجاد سامانی


 
تربیت
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

من در تفکر خودم محکومیتم را می‌یابم و حاکم را.
این است که به او علاقمند می‌شوم، 

عشق او در وجود من شعله می‌کشد و در این حال که من فقر محض، عجز محض و ‌گرفتاری محض خویش را در تفکر باز می‌شناسم به او که غنی است و همه چیز را از او دارم، بسته می‌شوم و به او گرایش پیدا می‌کنم 

و عشق او و علاقهٔ او مرا به طرف هر کاری می‌تواند بکشاند.


علی صفایی حائری

کتاب تربیت کودک
صفحهٔ ۱۱


 
شادی آرام
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: سنایی


شادی و آرام نبود هر که را وصل تو نیست
هر که را وصل تو باشد هر چه باید جمله هست

سنایی


 
کام دوست
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: سنایی


از مال و جان و دین مرا ار کام جوید او
بی کام بادم ار کنم آن جز به کام دوست


سنایی


 
ثبات
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: صائب


از نان و آب نیست بقا و ثبات ما
باشد ز درد و داغ محبت حیات ما
از سعی، راه عشق به پایان نمی‌رسد
در ترک کوشش است طریق نجات ما


صائب تبریزی


 
قلندری
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


وقف رندان قلندر کردمی چون خانقاه
تا شوند آنجا پی‌ دفع منی عزلت‌ گزین
در همین زیتون و تین خواهد یقین شد آنکه هست
طعم آن شیرینی مطلق بهر چیزی ضمین


قاآنی


 
شکستن قفس
ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: صائب


بر شکست قفس جسم ازان می‌لرزی
که سزاوار چمن بال و پری نیست تو را


صائب تبریزی


 
برگ خزان
ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: ادبیات


برگی که رفت بر باد، وان گل که ریخت بر خاک
زین عمر ِبی سرانجام، بیزار کرد ما را


ای دیده در بهاران، پُربار و برگی ِما
باری بیا که پائیز، بی بار کرد ما را

محمد قهرمان


 
خودسازی
ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

سکوت سنگین:

کار اول من و تو این می‌شود که خود را بسازیم،

زیرا دیگر سازی ممکن نیست تا خودسوزی صورت نگرفته باشد.

خودسازی نمی‌شود، مگر این‌که انسان،

شهامت خودسوزی رابیابد و با دست توانای خویش شعله‌ای برافروزد،

کثافت‌ها و آلودگی‌های وجودش را بسوزاند و تولدی تازه بیابد.

افسوس که ما، پیش از آن‌که از آلودگی‌ها پاک شده باشیم بر خویش عطر پاشیده‌ایم

و خویشتن را جز آن‌که هستیم به دیگران معرفی کرده‌ایم.

ما به جای آن‌که رنگ خدا گرفته باشیم،
به خدا رنگ زده‌ایم.
ع.ص.

علی صفایی حائری
کتاب تربیت کودک
صفحهٔ۱۲

 
راز دوست
ساعت ٤:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩٦   کلمات کلیدی: حافظ


رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است


حافظ


 
← صفحه بعد