سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

روی مبارک
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: مولوی

 

پنهان مشو، که روی تو بر ما مبارک است
نظّاره ی تو بر همه جان ها مبارک است
مولوی رومی

    


 
خاطر من
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

 

تا تو به خاطر منی، کس نگذشت بر دلم

مثل تو کیست در جهان، تا ز تو مهر بگسلم

حاصل عمر صرف شد، در طلب وصال تو

با همه سعی اگر بخود، ره ندهی چه حاصلم؟

فکرت من کجا رسد، در طلب وصال تو؟

این همه یاد می‌رود، وز تو هنوز غافلم

سعدی


 
آرزو
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی
 

 

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم

به گفت وگوی تو خیزم به جست‌وجوی تو باشم

سعدی


 
غنچه عمر
ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات
هنوز از برگ و بار عمر من یک غنچه نشکفته است
که من در پای او می‌ریزم اکنون برگ و بارم را

فریدون مشیری

 
راهنمای شادی
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

ﻛﺠﺎ ﻳﺎﺭی ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻭﺭطه ی ﻏﻢ
ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺳﻮی شادی ﺭﻫﻨﻤﺎیی
ﺯ ﺣﺪ ﺑﮕﺬﺷﺖ ﺭﻧﺞ ﻭ ﺧﻮﺍﺭی ﻣﻦ
ﺧﺪﺍﻳﺎ، ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ بی ﺩﻭﺍیی؟

م.یوسفی

 
راه بادیه
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

سعدی


 
قصه کوچ
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 


تو می روی و غمت عاشقانه می ماند
کنارم این دل پر از بهانه می ماند

خدای من! چه درد آورست قصه‌ی کوچ
پرنده می رود و آشیانه می ماند

لطیف ناظمی

 
آتش محنت
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

 

به تولای تو در آتش محنت چو خلیل

گوییا در چمن لاله و ریحان بودم

تا مگر بک نفسم بوی تو آرد دم صبح

همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم

سعدی


 
گل جوان
ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

سحر می گفت بلبل باغبان را
درین گل جز نهال غم نگیرد

به پیری می رسد خار بیابان
ولی گل چون جوان گردد بمیرد
اقبال لاهوری

 


 
های و هوی با خویش
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال

دل من بی قرار آرزوئی
درون سینه‌ی من های و هوئی

سخن ای همنشین از من چه خواهی
که من با خویش دارم گفت و گوئی
اقبال لاهوری

 
قیامت
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

قیامتم که به دیوان حشر پیش آرند

میان آن همه تشویش در تو می‌نگرم

سعدی


 
خشم و مهربانی
ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حسین جنتی

 

با خشمِ خود، اگر به خود آزار میدهم
تاوانِ مهربانیِ بسیار میدهم!
در آستینِ خویش بیک عمر آزگار ،
دیوانه وار، پرورشِ مار میدهم!
با هرکه مهربان نشوید ای برادران
من دیده ام نتیجه و زنهار میدهم
حسین جنتی

 
← صفحه بعد