سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سفر
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
دوستان
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: شخصی

به نام خدا

سلام دوستان عزیز که همواره نسبت به من محبت دارید . چندی است که نتوانسته ام همانند گذشته هر روز به شما سر بزنم ولی شما که همیشه به من لطف داشته اید به من سر زده و برایم پیام گذاشته اید که از همه شما ممنون هستم . به زودی حتما بهتون سر میزنم دوستان عزیزم .باز هم ممنون .

رهگذار عمر / شاخ نبات / اژدهای آبنباتی / بچه مثبت / ترانه های کوچک / غربتی / پندار / نرگس مست /علی / پوریا / امیر /مریم / فرزاد / شیما /  وحید / غزال / گلناز / غزاله / عسل / کلنل / صبا /  سحر / عظیمی / علی /  پرستو / سپیده / احسان آزاد / هادی /  آقا مهدی / حمید / مهرنوش / رسول و دیگر دوستان که در فرصت های بعدی نامشان را خواهم نوشت. و در ضمن همه دوستانی که قصد فراگیری موسیقی و گیتار در سبک پاپ را دارند میتوانند با من تماس بگیرند و شماره تماس بگذارند . ممنون !


 
دل اسیره
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
رنگ چشات از ابی
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
گل پونه
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
جمعه
ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
دل اسیره از فرامرز اصلانی
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
نفرین
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
مرداب
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
بوی موهات
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
بارون از ابرا سبکتر میباره !
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

 

آسمان شهر سیاهمان هم در سالگشت جاودانه شدن فروغی همتای صدای پر صلابتش غرید ، همانند فریدون فروغی ! که بار دیگر از زبان فروغ بگویند که تنها صداست که میماند !مرثیه استاد گرامی حمیدرضا صدر  در سوگ فریدون فروغی که در آبان سال هشتاد در شماره 276 مجله ارزشمند فیلم به چاپ رسید :

مردی که دق کرد !

خبر را میشنوم تعجب نمکنم فریدون فروغی همان جوری مُرد که انتظارش را میکشیدیم . دق کرد ! دق ! صدای او برای تنگنا باز های قدیمی ، با کلام ، سیما و زندگی نکبتی علی خوشدست گره خورده بود : « ... دلم از خیلی روزا با کسی نیست ».صدایی نه مثل هیچ صدای دیگر . صدایی مثل فریاد . واقعاً فریاد ، که برای بعضی ها عربده قلمداد شد ( آنهایی که آواز را در چهچه خلاصه میکردند ) . صدای فروغی نشان از یک دوران بود  ( سالهای اولیه دهه 50 ) . نعره ای از ته دل . همان چیزی که تلخ اندیشی یک عصر به شمار می رفت ، و مهم نبود بعدها عده ای آن را دست بیندازند . آن صدا همچون آن فیلم ها به عنوان ترکیبی از آن دوران باقی می ماند و هرکس فکر میکرد میتواند آن را زمزمه کند یا بخواند . فیلم های سالهای بعد و صداهای دهه های بعد نشان از ماندگاری داد . تاریخ راه خود را می رفت .

فروغی وقتی مرد ، 51 سال داشت ، و برای کسی که هرگز امکان فعالیت دوباره بدست نیاورد ، چه قدر زیاد ! احتمالاً ده سال بیش از حد هم زندگی کرده بود ! او مدت ها پی کسب مجوز مجموعه جدیدش تلاش کرد و ناکام ماند ... و سینما ، رادیو و تلویزیون و مغازه ها انباشته بودند از اداهای این دوران ؛ مثلاً از نوع عصار یا نسخه های مضحک تقلیدی مثلاً شادمهر عقیلی . [ این عقیده جناب صدر هست که اعتراض های زیادی در پی داشت از جمله از سوی بنده ! ] و کسی نپرسید چه تفاوت ماهوی بین این حضرات و کسی مثل فروغی وجود داشت ؟

یک بام و دو هوا ها تمامی ندارد . ایرج که در دها فیلم چهچه زده بود ، آثارش را روانه بازار کرد و فروغی که صدایش در چند فیلم پخش شده بود ( و بر خلاف ایرج از زبان کسی جاری نشد . چه کسی میتوانست روی آن فریاد ها لب بزند ؟ ) در حاشیه باقی ماند . دق کردن فریدون فروغی را به جمیع اهالی موسیقی ایران که سینما ، رادیو ، تلویزیون و مغازه ها را تصرف کرده اند تبریک میگوییم . او همان طوری جان داد که علی خوشدستِ تنگنا مُرد . زندگی باز هم از سینما تبعیت کرد و صدای فروغی با مرگش گره خورد . حالا که فروغی مرده ، کاستش به بازار خواهد آمد ، مطمئن باشید . صدایش در راه است .

 

 

 

 


 
یادبود فریدون فروغی
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

سیزدهم مهر روزی فراموش نشدنی است برای موسیقی ایران . روز دق کردن فریدون فروغی خواننده نامی ایران !

در تاریخ کوتاه موسیقی پاپ ایران خوانندگان بسیاری ظهور کردند ، ستاره شدند و بعد افول کردند و فراموش شدند ولی فروغی که در واقع بیست و چند سال پیش از میان رفت ؛ یعنی همان روزها که مجوزی برای فعالیتش نیافت ؛ تا امروز همچنان محبوب است و بی گمان تا سالها چنین خواهد بود .

شخصاً به این جمله هنر برای هنر  اعتقادی ندارم . حداقل برای هنرمندان ایرونی ! چرا که شخصیت درونی هرکسی در کارش اثر گذار است و باید به آنچه که انجام میدهد و میگوید معتقد باشد . هرچند که اکنون چنین چیزی را کمتر میبینیم !!

فروغی کسی بود که حاضر نشد به مردم و کشورش بی اعتنایی کند و برای خواندن و فقط خواندن از این وطن کوچ کند . او کسی بود که ماند با وجود اینکه مجبور بود سکوت کند و صدایش را در گلو  خاموش سازد . چرا که پیش از اینها فریاد زده بود که نفس و خونش از این سرزمینه !!

نفسم این خاکه  خون گرمم پاکه

این ترانه فروغی برایم بسیار باورپذیر است تا صدای کسانی که رفتند و اکنون فریاد وطن دوستی سر میدهند . میتوانستند نروند ! مگر فروغی نبود ؟! نرفت و ماند و دق کرد ولی ماند . و بهای ماندنش را که بسیار گزاف بود نیز  داد ! دق کرد !

آیا دیگران هم نمیتوانستند نروند و بمانند و در میان مردمشان و همراه همانهایی که دوستشان میدارند بمانند و البته با وجود همه مشکلات و بمانند و برای آزادی مبارزه کنند ؟ همانند فریدون فروغی و البته خیلی های دیگر که ماندند و نرفتند و جاودانه شدند !


 
قوزک پا
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
کوه
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
همیشه غائب
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی
 
تحول اوضاع
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:

 

 

علی علیه السلام فرمود :

در تحول اوضاع ، چهره های واقعی انسان ها معلوم می شود .


 
آموزش ۲
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

 

 

اما هر نت ارزش زمانی ویژه ای دارد که کشش گویند و بوسیله علامتهایی مشخص میشوند که این ها عبارتند از :

 گرد ، سفید ، سیاه ، چنگ ، دولاچنگ ، سه لاچنگ .

 که ارزش زمانی نتها به ترتیب نصف قبلی است . در تئوری نت گرد واحد است ولی در اجرا نت سیاه . پس نت گرد در اجرا چهار واحد و سفید هم دو واحد و نیز چنگ نصف واحد خواهد یود .

همینطور برای سکوت ها هم این اسامی وجود دارد و البته با همان ارزش زمانی .

علامتهای دیگری که بسیار کاربرد دارند علامتهای تغییر دهنده هستند :

بمل که نت را نیم پرده جلو میبرد .

دیز که نت را نیم پرده عقب میبرد .

بکار که نت تغییر یافته را به سر جای اولش میبرد.

البته علامتهای سری و کرن نیز وجود دارند که مربوط به ربع پرده ها می باشد و در موسیقی سنتی کاربرد دارد .

 

 

 


 
جمعه
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

 

جمعه ای دیگر گذشت ! و چه روز عجیبی است این جمعه !

بعد از مدت ها امروز نتوانستم جمعه را بخوانم و بنوازم و بسوزم با یاد و خاطره های قدیمی !

که چه سیاه است جمعه ها تا آن جمعه موعود و سبز بیاد و پایانی باشد بر باران خون !

این هفته گیتارم نبود و چه سخت من عادت کردم به أن و حالا که شکسته ،  من هم شکسته ترم ! 

و این ترانه را تا جمعه ای که منتظرش هستم میخوانم :

عمر جمعه به هزار سال میرسه

جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه

آدم از دست خودش خسته میشه

با لبهای بسته فریاد میکنه

داره از ابر سیاه خون میچکه

جمعه ها خون جای بارون میچکه !

 

چقدر دلم تنگه ! این جمعه های سیاه کی تموم میشند ؟ خدایا دیگه خسته ام ! بعضی از حرف ها و شعر ها و نوا ها چقدر قریب اند برایم ! انگار سالهاست که بر لبهایم زمزمه میشوند مطمئناً از درون فطرت آدم ها بیرون آمده اند که این گونه آشنا هستند ! یکی همین ترانه جمعه است ! از اولین دفعه ای که شعرش را فقط خواندم تا موقعی که بعنوان دومین آهنگی که تمرین کردم و بسیار دفعاتی که زدم تا در وجودم رسوخ کرد تا شنیدن سوت های زیبای فرهاد در ابتدای ترانه که با تمام وجودش این ترانه را اجرا میکرد و از حفظ شدن این آهنگ و اجرای هر روزه اش و یاد گرفتن سوت ! و نیز فهمیدن چگونگی اجرایش در سالهای نه چندان دور دهه پنجاه و اجراهای مجددش و اثراتش چه ها در من گذشت که این جمعه بدون زمزمه جمعه بسر نمیشود و ...

 

مطلبی بود که در نیمه شب جمعه هجدهم بهمن هشتاد و یک نوشته بودم و گویی هنوز تازه است . برای دیدن آکور جمعه و  مطلبی درباره این ترانه که توسط تورج زاهدی  نوشته شده به اینجا بروید !

 

 


 
بهار پاییز
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی