سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شقایق
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳۸٥   کلمات کلیدی: سیاست

به نام خدا

 

 

 

 

بیست و نهم بهمن ماه برابر با سالگشت شهادت خسرو گلسرخی گرامی باد .

 

 

 

اردلان سرفراز در  کتاب از ریشه تا همیشه می نویسد :

 

 

شقایق

 

 

به خسرو گلسرخی ، شقایقی که به فرمان باد پرپر شد :

 

 

دلم مثل دلت خونه ، شقایق

 

چشام دریای بارونه ، شقایق

 

مث مردن می مونه دل بریدن

 

ولی دل بستن آسونه شقایق

 

 

 

 

شقایق آخرین عاشق تو بودی

 

تو مردی و پس از تو عاشقی مرد

 

تو رو آخر سراب و عشق و حسرت

 

ته گلخونه های بی کسی برد

 

 

….

 

 

 

… با شنیدن خبر دستگیری و اعدام زنده یاد گلسرخی شاعر شهید

خلق این ترانه در من اغاز شد و مرهم زمزمه های پنهانی بر زخم

بغضی بود که هرگز به شکستن نرسید .

 

از آنجا که بر زبان آوردن بسیاری کلمات  به دستور اداره ی نگارش

ساواک قدغن شده بود …به ما اجازه ندادند به نام گلسرخ و برای او

مرثیه بسازیم … با کلمات و استعاره های تازه تری نوشته …  مثل

به جای گلسرخ  شقایق  به جای  زندان  گلخونه های بی کسی و …

 

 

این ترانه سه سال در محاق ماند تا اینکه سرانجام در سال 1355

ضبط و پخش شد .