سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

پس از عاشورا
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
عاشورای 1429 قمری هم گذشت .

 

          عاشورایی که پر از درس است ولی افسوس سال هاست که درد های حسین علیه السلام را وارونه نشان می دهند . و گویی یک حسین دیگر ساخته اند و آن حسینی که آدم ساز است نباید شناخته شود . وضعیت عزاداری امروز ایران بسیار اسفناک است ! گروهی که به نام مداح حسین که تنها حق گفتن از حسین را دارند ، مداح یزیدیان گشته اند .

 

          حرف بسیار است ، کوتاه گویم سخن !

 

          نمونه ساده آن اصرار بسیار بر سیاه پوشیدن در عزای حسین علیه السلام است در صورتی که طبق روایات بسیار صحیح و مستند ، از جمله در کتاب شریف سنن نبی صلی الله علیه و آله نوشته ی علامه عالی قدر طباطبایی ، پیامبر رحمت ، حضرت ختم الانبیا همواره از پوشیدن لباس سیاه کراهت داشتند و امر بر پوشیدن لباس سفید داشتند به گونه ای که سپید پوشیدن سنت حضرت رسول است و شخصا در جایی هیچ روایتی بر سیاه پوشیدن ولو در عزای سبط نبی الرحمه حسین ابن علی علیهم السلام ندیده ام . حال نگاه کنیم به جامعه عزادار ایران که همه اقدام به کاری مکروه و ناپسند در سنت پیامبر می کنند . و مداحانی که اصرار زیاد دارد بر سیاه پوشیدن در این دو ماه محرم و صفر و به سادگی حرفی بر خلاف گفته الهی پیامبر می گویند . چگونه چنین اشخاصی را می توان مداح اهل بیت نامید ؟! بسیار از این گروه سراغ دارم که هیچ گونه مطالعه ای در مورد تاریخ و اسلام و همچنین روایات معصومین علیهم السلام ندارند و به همین سادگی خرافات و اضافاتی بر حوادث صدر اسلام دارند ! و افسوس که همچنان جامعه ما از آرمان های عاشورایی خود دور تر می گردد !

 


 
عاشورا
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

حسین بیشتر از آب،

تشنه‌ لبیک بود،

 افسوس که به جای افکارش

زخم‌های تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش

را بی آبی نامیدند

 

علی شریعتی

 

 

 

 

التماس دعا


 
تاسوعا
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست

التماس دعا


 
انتخابات
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سیاست

 پیروزی ملت ایران را در ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ جشن می گیریم   


در سالهای پیش از خرداد ۱۳۷۶ ٬ رهبری اردوگاه اصلاح طلبان را مجمع روحانیون مبارز به ریاست آقای کروبی بر عهده داشت و کاندیدای همه ی طیف های خواهان تغییر وضع موجود در انتخابات  ریاست جمهوری را آقای خاتمی بر عهده داشتند.
از ویژگیهای شبهای دوم خرداد ۱۳۷۶ مواردی را یادآوری میکنم. شباهت زیادی با شرایط موجود دارد و تفاوتهایی نیز:
شباهتها:
۱. جامعه روحانیت مبارز و گروههای اصولگرای حامی آن پیروزی خود را قطعی میدانستند. مانند امروز که قدرت یکپارچه موجود تصور از دست دادن قدرت در مجلس و قوه مجریه و ... را کابوسی غیرمحتمل می داند.
۲. صدا و سیما با قدرت تمام به سود اصولگرایان در صحنه است و از هیچ روشی روی گردان نیست.
۳. مبلغین و مداحان با استفاده از ایام سوگواری محرم و صفر٬ حداکثر ظرفیت تبلیغات را بعنوان مکمل فعالیت صدا و سیما در اختیار اصولگرایان قرار میدهند.
۴. مخالفین اصولگرایان توسط افراطیون به بی دینی و رابطه با بیگانه متهم میشوند.
۵. نگرانی نسبت به تخلف های انتخاباتی از سوی مجریان و ناظران وجود دارد.
۶.  آقای هاشمی رفسنجانی علیرغم موضع اصولگرایانه٬ به دلیل رفتار اعتدالی٬ مخالف وضعیت موجود است.
۷. همچنان لطف خدا با ملت ایران است و از حق انتخاب ملت ما همچنان دفاع خواهد کرد. هرچند کج اندیشان نخواهند یا به آن اعتراف نکنند.

تفاوتها:
۱. تجربه ناموفق دولت نهم پیش رو است و مردم به واقع با مشکلات مدیریت و سیاستگذاری های دولت آقای احمدی نژاد با پوست و گوشت آشنا هستند. امید اکثریت ملت رشید ایران  از اصولگرایان قطع است.
۲. تجربه مثبت هشت سال دولت اصلاحات و مجلس ششم امیدبخش است.
۳. دیگه نمیتوانند ادعا کنند که اگر ما باشیم و سیستم یکدست و یکپارچه باشد چه ها که نخواهد شد! اگر قبلا شعارها را شنیدیم. حالا به عینه می بینیم. عصاره فضایل و معجزه هزاره سوم و همه ی بضاعت اصولگرایان را تجربه کردیم.
۴.  تنها روزنامه حامی تغییرات اصلاحی٬ روزنامه سلام بود که توسط یکی از اعضای ارشد مجمع روحانیون یعنی آقای موسوی خوئینی ها اداره میشد. در حالیکه الان افکار عمومی در بخش رسانه های مکتوب و اینترنتی یعنی غیر دولتی کاملا همراه با اصلاحات است. اصلاحات هیچگاه به اندازه امروز به یک ضرورت تبدیل نشده بود.
۵. درآمد هنگفت نفت ۱۰۰ دلاری نبود.
۶. گل آقایی عزیزی نیست که بگوید:
فارسی را پاس بداریم: بنویسیم خاتمی / بخوانیم ناطق
و کاشکی بود و مجددا نگرانی ها را منعکس میکرد.

 

          نقل از وبلاگ مستطاب جناب  مهدی بوترابی

 

 


 
محرم آمد و ...
ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
باز محرم رسید و عاشورا !

 

هر چند که محرم هم دیگه مثه قدیما نیستش و اون حال و هوای روزهای عزاداری دیگه بر نمیگرده و اینجا هم میشه گفت محرم هم محرم قدیما ! این موضوع دلایلی بسیار دارد و البته دلیل اصلی آن هم کسانیست که باید فرهنگ عاشورا را ترویج دهند ! هنوز پس از سال های طولانی حرکتی که توسط آیت الله خمینی و معلم شهید شریعتی و استاد شهید مطهری شروع شد اثر مشهودی در جامعه کنونی ما نداشته است . حرکتی که باعث سقوط رژیمی 2500 ساله گشت در جامعه حال ایران ناشناخته مانده و پر از خرافات ابهامات گشته است ، کسانی که تریبون سخن گفتن از حسین و یارانش علیهم السلام را در اختیار گرفته اند از نسل یزیدیان گشته اند . در مورد این موضوع اگر لطف خدا شامل حالم گشت مطالبی خوهم نوشت و برای روز های تاسوعا و عاشورای محرم  1429 بر روی شبکه جهانی اینترنت خواهم گذاشت .

 

          روز سه شنبه یه بنده خدایی برام پیامی گذاشته بود  البته بدون هیچ نشانی و ای میلی و در کامنتی که در سوگ اساتید عزیز زنده یاد شهیدی و مجتهدی سوالاتی رو پرسیده بود که البته منتظر جواب هم نشده و خودش جواب گفته بود ! به هر حال اگر تمام آخوند ها و اساتید  مملکت همانند اینان بودند اون وقت سرزمینمان بهشت می بود ولی افسوس من این است که چرا این گونه افراد کم داریم و کمتر جایگزینی برایشان داشته ایم ؟ مژده خانوم هم گفته بود که مرگ ایشان مرگ اخلاق نیست و شاگردان ایشان راه وی را ادامه می دهند درسته ولی حتما فقدان ایشان مشهود خواد بود هر چقدر هم شاگردان ایشان در راه اساتید گام بردارند ولی باز مثل آنان نخواهند شد ! مگر نیست که سال ها تمام جوانمردان عالم به علی علیه السلام اقتدا میکنند ولی آیا کسی همانند او شد ؟

 


 
سیمین
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات

 

نبسته ام به کس دل، نبسته کس به من دل

 

چو تخته پاره بر موج، رها رها رها من

 

ز من هر آنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک

 

به من هر آنکه نزدیک، از او جدا جدا من

 

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی

 

که تر کنم گلویی، به یاد آشنا من

 

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری

 

دلم گرفته ای دوست ! هوای گریه با من

 

سیمین بهبهان
 
گذر زمان
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 

زمان در گذر است و این ما هستیم که به خاطره ها خواهیم پیوست

 

خاطره ها همیشه جاودانه نخواهند ماند ..!!

 

مانند انسانی که در لجنزار غرور و تعصب  خویش دست و پا می زند  غرق خواهیم شد

 

سرنوشت چیزی جز وهم و توهم از پیش تعیین شده نیست ..

 

باری چگونه می توان با عشق و دوست داشتن کسی بازی کرد ..

 

آیا روزی با دوست داشتن تو بازی نخواهند کرد

 

نوشته شده توسط بهزاد عباسی

 


 
محرم
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

... دل نهانگاهی است غیبی که در آن سراپرده قدس جز دو کس را راه  نیست   ،

 معبود و معشوق.

و خوشا آنان که معبودشان و معشوق شان هر دو یکی است و اینان اند که از  شرک به توحید رسیده اند و آخرین مرحله ی توحید یگانگی این دو گانه است .

معلم شهید علی شریعتی – گفتگوهای تنهایی از صفحه 455

محرم

 


 
سعدی
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی
ولیکن چون تو در عالم نباشد
عجب گر در چمن بر پای خیزی
که سرو راست پیشت خم نباشد
مبادا در جهان دلتنگ،رویی
که رویت بیند و خرم نباشد
من اول روز دانستم که این عهد
که با من می کنی،محکم نباشد
که دانستم که هرگز سازگاری
پری را بابنی آدم نباشد
مکن یارا،دلم مجروح مگذار
که هیچم در جهان مرهم نباشد
بیا تا جان شیرین در تو ریزم
که بخل و دوستی با هم نباشد
نخواهم بی تو یک دم زندگانی
که طیب عشق بی همدم نباشد
نظر گویند سعدی با که داری
که غم با یار گفتن غم نباشد
حدیث دوست با دشمن نگویم
که هرگز مدعی محرم نباشد

 
مرگ اخلاق
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: شخصی

دیروز دو تن از بزرگان علم و مفاخران ایرانیان در گذشتند .

 

مرحوم شهیدی و مرحوم تهرانی .

 

این هر دو محبوب مردم و معروف به اخلاق و سادگی بودند و هر دو هم پس از هشت دهه زندگی با عزت جاودانه گشتند . کسانی که به واسطه خلوص و سادگی ایشان کم نظیر بودند .

 

و البته راز ماندگاری ایشان نیز چنین بود .

 

فقدان این دو مرد بزرگوار برای جامعه ایرانی بسیار درد آور خواهد بود . به هر گونه دو تن از بزرگان اخلاق از بین ما رفته اند و این  در زمانه ایست که اخلاق در بین مردم ما رخت بر بسته .

 

          سید بزرگوار زنده یاد شهیدی با رفتار بزرگ منشانه خود به واقع معلمی بود که پدرانه با شاگردان خویش رفتار می نمود و همچنین زنده یاد مجتهدی تهرانی که با سادگی بیش از حد خود ، جلوه ای نورانی از علمای دین به نمایش می گذاشت . سادگی ایشان قطعا نقش برجسته ای در محبوبیت و نفوذ کلام وی داشت ، آخوندی که اکنون نمونه اش زیاد نیست . از جنس همان آخوند هایی که مردم همچون پدری مهربان دوست میدارند .

 

          یادشان گرامی باد .

 


 
شیدا
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

همه کفش های دنیا را

 

برایت جفت کردم

 

تا به خانه برگردی

 

شیدا محمدی


 
آوای درون
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

من می نویسم:

تو بخوان تمام حرف هایی که گفتنی نیست.

تمام حرف هایی که شاید تا ابد روی قلبم سنگینی کند.

من می نویسم .........

تو بخوان ...............

نوشته ای از وبلاگ آوای درون

 

 


 
سایه
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات

 

به سان رود که در نشیب دره ،

سر به سنگ می زند ،

 رونده باش .

 امید هیچ معجزه ای ز مرده نیست ،

 زنده باش !!

                                                  هوشنگ ابتهاج


 
آب و آیینه
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 

آنگاه که راز چشم و
آواز زبان یکی باشد ;
بگذار تمامی آب ها و آئینه ها
شرمنده ی بنیاد برکنده ی من باشند .
چنگی بساز !
شاید این مرده را مجال معجزتی باقی است
این ابر ، ابر بارش نیست
از ما گذشت ، گرچه ;
بگذار در ضیافت جوانه های باران خورده ی بابونه
در باغ های پائین دست ; پرپر شویم و
خوش باشیم .
راستی . می دانی ;
این همه ستاره از جان من چه می خواهند ؟؟

نقل از وبلاگ آب و آیینه

 

 


 
برف های تهران
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: شخصی

...

و برف می بارد همچنان

snow


 
خورشید نمی میرد !
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 هوای باغهای روشن
پیدا
ما برای مهتاب تسلیت می
 فرستیم
مابرای آب خواب می
 بینیم
فردا چه روزیست
جشن !
جنگ!
مصاف هم ایستاده ایم
در صفی به بلندی تاریخ
خانه ها را از برق چراغ بزدایید
باروهای بلند را بنا کنید
سگهای هرزه گرد
در گردشی گران
به شهر میرسند

تو...
چندسال نخفتی؟
( از سال میلاد ...
تو...
چند سال بر نگشتی؟
( از خرابی تختی بر بخت جمشید...

چگونه روزهایتان سیاه میشود
و خورشید نمیمیرد
ستاره ها به سیاره ای دیگر
گریختند
فضا
بوی کافور میدهد
و زمان
در حجم شاخ حجامت دلاک
لاک و مهر
می
 شود
فردا را برای بازیگران
آذین کنید...

نوشته مرتضی لطفی


 
فريدون مشيری
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

نه همین غمكده، ای مرغك تنها قفس است

 گر تو آزاد نباشی همه دنیا قفس است

 

 تا پر و بال تو و راه تماشا بسته است

  هر كجا هست، زمین تا به ثریا قفس است

 

   تا كه نادان به جهان حكمروایی دارد

    همه جا در نظر مردم دانا قفس است.

 

                                                                                                                                  فریدون مشیری


 
سرگشته تنها
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 

جایی پر از زخم به چرک در نشسته چنین ام

 

اما فردای تو چه خواهد بود ؟

 

گر به ناگاه هم در این شب بی تسلا پلاس بر چینم ؟

 

تداوم بی علاج دلشوره ای سمج

 

یا طنین سرگردان لطمه ی صدایی تنها ؟

 

هر چند صدا بر آب خواهد غلتید

 

و آب بر خاک می گذرد که پژواکی ست پر اعتماد

 

از بشارت جاودانگی

 

 

نقل از وبلاگ سرگشته ای تنها

 

 

باغ گل

 

 

 

 

 


 
فوتبال زشت سپاهان
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی
بالاخره سخت گیری هایی که باید پیش از این آغاز میشد در فوتبال ایران آغاز شد !

 

تیم سپاهان به خاطر رفتار زشت و غیر ورزشی هوادارانش به شدت مجازات شد . کسر امتیاز از تیم خاطی برای اولین بار در ایران حادث شد . اتفاقی که اگر زود تر می افتاد اکنون فوتبال ایران شاهد این حوادث زشت نبود . هرچند وقتی این اتفاق افتاد که پای نیروی انتظامی در میان بود و معلوم نبود اگر تماشاگری دچار این حادثه میشد باز هم از تیم خاطی امتیاز کسر میشد یا نه ؟! آیا باز هم سپاهانی ها برابر حریفانشان دست به خشونت و حرکات غیر ورزشی میزنند ؟!

 

به هر حال این رای بیشتر به سود پرسپولیس و استقلال هست ، چرا که این دو تیم همواره در اصفهان و در برابر سپاهان با حاشیه های غیر فوتبالی مواجه هستند و برد های سپاهان مقابل این دو تیم بیشتر از اینکه فوتبالی باشد به خاطر مدیریت سپاهان ، ساکت است . کسی که همچنان به حمایت از این گونه فوتبال زشت می پردازد .

 

امیدوارم که این کسر امتیاز باعث شود تا دیگر شاهد حاشیه غیر ورزشی در فوتبال ایران نباشیم و روزی برسد که همانند لیگ برتر انگلستان تماشاگران در زدیک ترین مکان به زمین بازی به تشویق تیم خود بپردازند .

 

 

در ضمن دوستان علاقه مند به نظر سنجی میتونند در این سایت به تیم های برتر فوتبال دنیا رای بدهند در آسیا  پرسپولیس پس از النصر عربستان در رده دوم هست . برای رای دادن اینجا کلیک کنید .

 


 
رضا کاظمی
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات

 

 

گفتی می روی برگردی

برگردی ببینی ماه

هنوزابرهاراپنبه می کند

باد

ردیف درخت هارا

                     ریسه

وآسمان

هنوزکبوترهارا

               گیج می کند.

***

گفتی می روی برگردی

برگردی باهم تماشاکنیم

شکفتن گل هارا

برگ ریزان پاییز

وبرف

برف

برف را

که هنوزمی بارد و

سال تحویل نمی شود و

                           ـ تونمی آیی

نمی آیی ببینی ماه

هنوزابرهاراپنبه می کند

باد...

نوشته ای از رضا کاظمی


 
فرصت
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 

فرصتی باقی نیست
و زمان کوتاه است
زندگی
واژه دیرآشناست
تابخواهی که بفهمی
که هستی وچه هستی
دست تقدیر
تورا
به تماشای،تماشایی ترین
فردای دگرخواهدبرد

 

دانیال رحمانیان

 


 
شب سرمه ای
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 

شبی سرمه ای
ماهی نقره ای
 و زنی تنها
نشسته بر پله خیال
 روزهای رفته را
 غمگنانه
 زیبا زمزمه می کند
 و در
سوگواری فاصله ها
 گیسوان پریشان خویش را
 از نوازش مهتاب
 پر می کند

 

ناهید عباسی 


 
عشرت شایق
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سیاست

 

یکی از شخصیت های مجلس جالب هفتم ، سرکار خانم عشرت شایق هست !

کارای این خانم کرده برای ساخت یک مستند ویژه  خوراک خوبیه !

این خانم نماینده چند وقت پیش در راستای حمایت از طرح امنیتی پلیس و مبارزه با بد حجابی و تبرج حرف های جالبی زد که واکنش های منفی بسیاری داشت .

حالا هم  در سالروز اجباری شدن کشف حجاب رضاخانی مصاحبه جالبی کرده و به شدت به صدا و سیمای جمهوری اسلامی تاخته است و از سیمای ضرغامی خواسته که از رضاخان درس بگیرد و از ترویج بی حجابی دست بردارد !!

یکی دیگر از جنبه های جذاب خان عشرت شایق حضورش در هیات مدیره باشگاه استقلال تهران است ! سازمان تربیت بدنی با نفوذ مستقیمی که بر روی دو باشگاه پر طرفدار پرسپولیس و استقلال دارد تمام امور این دو باشگاه را زیر نظر خود دارد . و به همین ترتیب این خانوم که هیچ فعالیتی در استقلال نداشته است تا بالاترین رده مدیریتی پیش رفته است و قطعا حضور وی و چند نفر دیگر عامل اصلی ناکامی آبی پوشان در این فصل است . چگونه باشگاهی به این قدمت و حضور خیل عظیمی از پیشکسوتان این تیم شخصی غیر فوتبالی و غیر استقلالی باید کار های باشگاه استقلال را مدیریت کند . اصلا حضور وی چه نفعی برای استقلال داشت ؟

این موضوعی است که در باشگاه پرسپولیس هم وجود دارد ولی با توجه به قهرمانی پرسپولیس فعلا حساسیتی در بر نداشه است ولی نمیتوان در برابر حذف بزرگان و پیشکسوتان پرسپولیس و استقلال ساکت ماند !


 
دختر شرقی
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

به ظلمت شب خیره می شوم و به دور دستها
به ستاره کوچکی که به تنهایی در گوشه ای از سقف آسمان جا گرفته
 
کورسویی است. مانند تو که در آسمان تاریک دلم درخشیدی
با این همه به دلم امید می بخشی
 
از با تو بودن در تو غرق شدن به خاطر خودم لذت می برم
لب بگشا
ای آشنای دردم
 
بیا سراغ نور را از تو خواهم گرفت
و تو را به ضیافت پولکهای رنگی ستاره های نگاهم دعوت خواهم کرد
 
آنزمان که انبوه اندو ه و غصه از دلم کوچید
آنزمان که بدانم زندگی مرا به سوی خویش می خواند
و بتوانم که ...
 
بدان که تو را تا قیامت از آن خویش خواهم ساخت
پس تا آنزمان صبور بمان 

 

نوشته شده توسط دختر شرقی


 
غلامرضاتختیُ جهان پهلوان
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی

 

امروز چهلمین سالگرد درگذشت جهانپهلوان غلام رضا  تختی است.

کسی که هنوز پس از این همه سال در روز فراغش خیل عاشقانش رو به ابن بابویه شهر ری می کنند و یاد او را گرامی می دارند .

مثل غلامرضا تختی کم داشته ایم و هرچند تختی قهرمان بود ولی مرام پهلوانی اش او را محبوب نگه داشت و جالب اینکه هر گروه و دسته ای او را به خود وابسته اش می کند در حالی که او فقط ایرانی بود و برای ایران زنده ماند .

مرگ تختی همچنان در ابهام است همانند بسیاری از بزرگان . صمد بهرنگی ، جلال آل احمد ، علی شریعتی ، سید مصطفی خمینی و خیلی های دیگر که اصلی ترین وجه اشتراکشان ضدیت با محمدرضا پهلوی بود و همه ایشان هم به مرگ های مشکوکی که هیچگاه دلیلش مشخص نشد از دنیا رفتند و همه ایشان در بین ملت ایران محبوب خواهند ماند . مرگی که کم از شهادت نداشت!

مرحوم علی حاتمی در آخرین کارش قصد داشت درباره مرگ تختی اثری بسازد که با مرگ او قصه مرگ غلامرضا تختی هم نا تمام ماند. هر چند بهروز  افخمی مسئولیت اتمام کار را بر عهده گرفت و یک فیلم متفاوت و درخشان کار کرد ( فیلی که تا نام تختی زنده است ، زنده خواهد ماند ) ولی قطعا کار زنده یاد علی حاتمی چیز دیگری می شد !

و این افسوسی است که باقی ماند .


 
یادبود فروغ فرخزاد
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات

 

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش

***

می برم٬تا که در آن نقطه ی دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بی جاه و تباه

***

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو٬ای جلوه ی امید محال

می برم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

***

ناله می لرزد٬می رقصد اشک

آه٬بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به٬که بپرهیزم من

***

به خدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم٬صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

***

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم٬خنده به لب٬خونین دل

می روم٬از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

فروغ فرخزاد


 
فروغ
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم

چراغهای رابطه تاریکند

چراغهای رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است

 

فروغ فرخزاد


 
می مانی یا می روی؟
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

 

اندک زمانی باقی مانده تا قافله عشق به مسلخ تاریخ برسد . ای دل بیا و تکلیف مرا با خود روشن نما که دیگر طاقت بازیهای هر روزه تو را ندارم اندک رمق باقی مانده را تا انتهای این دفتر نا نوشته نیاز دارم و سرگردانی تو بیش از همیشه مرا آزار می دهد ....

ماندن یا رفتن با تو خد مختاری و تصمیمت ارزشمند اما دیگر طاقت هر روز جایی بودنت را ندارم دیگر بازیهای زمانه خسته ام کرده و مرا که دیگر رمقی نیست ژای در گل می گذارد....

نقل از اینجا


 
جمعه
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی
 عاشقان تو جدا و تو جدا می گردی

 

                                          ما به قربان تو گردیم کجا می گردی

 

مهربانا

 

سالهاست که در انتظار آمدنت جمعه ها را می ستاییم .

 

شبهای جمعه را گرامی می داریم و روزهایش را به امید روز وصل دست از پا نمی شناسیم تا شاید سعادت دیدارت نصیب ما گردد ولی هر بار که جمعه تمام می شود و چشمانمان از دیدارت محروم می ماند همچون کبوتری بی بال و پر به گوشه ای می نشینیم و  در انتظار جمعه ای دیگر لحظه شماری می  کنیم.

 

         مهربانا

 

         کی می شود که بیایی و با یک نگاه روحمان را در چشمه کوثر شستشو دهی و آن را به زیباترین صفات گل یاس و مریم زینت دهی .

 

  تا ما یاد بگیریم مثل مریم پاک و بی ریا باشیم

 

                  یاد بگیریم مثل یاس با همه مهربان باشیم

 

                              یاد بگیریم مثل شقایق هر کس بر ما لبخند زد ،

 

                                                        لبخند پاسخش دهیم

 

           ای کاش تمام انسانها زیبایی ظهور را درک می کردند آنوقت بود که همه با هم دستهایشان را به سوی آسمان بلند می کردند و به درگاه پروردگار نوای عجل لولیک الفرج سر می دادن

 

         ای کاش می دانستند که در ظهور کسی دل یاس را  نمی رنجاند

 

     کسی شقایق را زیر پای خود لگد نمی کند 

 

 اگر همه می دانستند آن وقت دنیا پر از یاس و مریم می شد و آنوقت تو می آمدی

 

می آمدی و با دستهای مهربانت شاخه های خشکیده را هرس می کردی و به رسم مهربانیت دلها را پر از عطر یاس می کردی

 

      به امید آن روز

 

 

 

برگرفته از نوشته الهه شرفی

 


 
سپاهان و ضد فوتبال ۲
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی
داغ ننگ روی وحشی فوتبال بر پیشانی فوتبال اصفهان

 

سپاهان اصفهان با مربیگری بوناچیچ که با ضدفوتبال آشنایی بنیادی دارد گویا این سبک را تا سکوها ادامه داده است تاجایی که نارنجک ها را در میان تماشاگران میهمان و سربازان نگون بخت پرتاب کنند و به هر قیمت شده امتیاز گرفته و ناراحتی خود را از دوم شدن در نیم فصل التیام ببخشند . ساکت مدیر عامل باشگاه سپاهان که نمیتوانست خود را کنترل کند در برنامه نود حملاتی را قبل از بازی به تیم پرسپولیس و اعتراض به محرومیت هایی که از دید ایشان کم برای بازیکنان این تیم پس از بازی با پاس در نظر گرفته شده بود نشان داد و مستقیما با بی ادبی بر بازیکنان و مربی این تیم تاخت و متاسفانه این التهاب تا سکوها رفت و با انفجار این نارنجک دست ساز یک سرباز جوان را برای تمام عمر از نعمت بینایی محروم ساخت تا با خاطره وحشیگری هایی از این دست که در دوران انقلاب چندین سرباز ٬ پلیس و نیروهای امنیتی را در میادین این شهر تکه تکه کردن زنده شود . خاطراتی که متاسفانه در این دیار کم به چشم نخورده است

 

مطلب فوق توسط حامد نوشته شده است .

 

این مطلب رو هم در همین مورد نوشتم  

 

چندین سال پیش در انگلستان از این آشوبگری ها بسیار رخ میداد ولی با مدیریت صحیح اکنون تماشاگران انگلیسی در حداقل فاصله با زمین بازی براحتی فوتبال تماشا می کنند و از بازی زیبای فوتبال لذت می برند ، بدون اینکه برخوردی غیر ورزشی با بازیکنان حریف داشته باشند . مثلا یکی از جرایم برای مقابله با این پدیده کسر امتیاز از تیم هاست که این قانون بنحوی موثر واقع شده که خود تماشاگران به هیچ کس اجازه برخورد ناجوانمردانه نمی دهند، چرا که عاقبت این کار کسر امتیاز از تیم خودشان خواهد بود .

 

اوایل امسال هواداران رسمی سپاهان در تهران وقتی از پرسپولیس عقب بودند با آشوب و شکستن صندلی های آزادی جو بازی را به نفع خود تغییر دادند و بازی جام حذفی را بردند . حتی  مربی کم فهم و نادان این تیم برای ایجاد جنجال به زمین رفت تا با اخراج توسط داور جنجال بیشتری ایجاد کند و جالب اینکه در پایان بازی این را تاکتیک تیم خود خواند !!

 

در ماه رمضان هم برابر استقلال در اصفهان چنین کردند . برخوردی که با اصغر حاجیلو پیشکسوت آبی ها رخ داد در ذهن ها زنده است و بازی که در نهایت به سود سپاهان تمام شد و برای جریمه این تیم فقط یک بازی در تهران برگزار کردند . اگر آن روز مسئولان فوتبال ایران از سپاهان امتیاز کسر می کردند امروز سربازی بی گناه تا ابد نابینا نمیشد .
 
جهان
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

 

دراین سوی جهان

      تقدیرهمه را با شب نوشته اند.

با مرکبی به سیاهی چشمانت و بر طوماری به درازای یلدای

گیسوانت.    پاسش بدار ، گرامی بدارش ، حرمتش نشکن.

تا سپیده مهتابی کرباس راهی نیست.

  در باغچه تاریک زمین خواهی ُرست.

با خاک سیاه ، آب سیاه ، سنگ سیاه !!

ودر گلشن همه انسانها گل خواهد بود :

  گل حسرت ، گل سنگ. !!

 

نقل از وبلاگ شامیرزا
 
قدیما
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

یاد اون قدیمها به خیر...

 

یکی بود یکی نبود

 

زیر گنبد کبود، هیچکی نبود

 

آره بچه ها، می خوام براتون قصه بگم 

 

قصه یه پیرمرد، یه پیرزن

 

قصه یه شهر قشنگ

 

آره بچه ها، اون روزها، چه روزهای خوبی بود

 

توی اون شهر قشنگ

 

پر بود از آدمهای خوب

 

هیچکی دعوا نمی کرد

 

هیچکی فریاد نمی زد

 

همه با هم حرف می زدن

 

همه با هم گپ می زدن

 

براهم کف می زدن

 

یا با هم دست می زدن

 

هیچکی به هیچکی تو نمی گفت

 

هیچکی به هیچکی فحش نمی داد

 

هیچکی با هیچکی جنگ نمی کرد

 

هیچکی با هیچکی دعوا نمی داشت

 

همه با هم خوب بودن

 

آره بچه ها، یاد اون روزها به خیر

 

چقدر همه خوب بودن  

 

همه چی چه زود گذشت

 

همه چی چه تند گذشت

 

همه چی مثل یک خواب، سریع گذشت

 

یاد اون روزها به خیر

 

چه روزهای خوبی بود

 

نمی دونم که چی شد

 

از کجا یه باد اومد

 

خونه را آب برد

 

شهرمون سیل برد

 

محبت ها تموم شدن

 

همه با هم نامهربون شدن

 

همه جا رو خاک گرفت

 

همگی تنها شدن

 

کس با کس حرف نمی زد

 

مرد با زن راه نمی رفت

 

یاد اون روزها به خیر

 

چه روزهای خوبی بود  

 

نمی دونم که چی شد

 

شاید که کسی طلسمی کرد

 

یه کسی یه حرفی زد؟

 

چه کسی شیطونی کرد؟

 

که آخه اینطوری شد

 

یاد اون روزها به خیر

 

چه روزهای خوبی بود

 

آره بچه ها حالا

 

توی این دنیای ما

 

همه با هم جنگ می کنن

 

همه با هم بحث می کنن

 

معنی مهر چیه؟

 

معنی لطف چیه؟

 

گل دیگه معنا ندارن

 

صلح دیگه طرفدار نداره

 

این روزها دیگه چه روزهایی؟

 

همگی قرصی شدن

 

همگی خمار شدن

 

همه با هم چت می کنن

 

همدیگرو هک می کنن

 

وای عجب روزاییه

 

زندگی سخت شده

 

پر از رنج شده

 

همگی لات شدن

 

همگی شر شدن

 

دنیا وارونه شده

 

خدا هم دیگه وامونده شده

 

وای عجب روزاییه

 

یاد اون روزها به خیر

 

چه روزهای خوبی بود

 

مادر بزرگ قصه می گفت

 

پدر بزرگ لبخند می زد

 

سفره هامون باز بود همیشه

 

قلبهامون شاد بود همیشه

 

یاد اون روزها به خیر

 

چه روزهای خوبی بود

 

همه چی مثل یک خواب، سریع گذشت

 

نقل از وبلاگ من ایرانی ام

 


 
سرما
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

هوا سرد است

زمین سرد است

زمان نامرد نامرد است

شکوفه در دل آوندها خواب تو را می بیند ای ناجی !

هوا ابریست ............ دلتنگ است

........ و چشم آسمان از مرگ باور های دوشینش غبارآلود و بی رنگ است

شقایق های عاشق را به یغما می برد

بیداد طوفان زمستانی

............. و پرپر می شوند گلبرگ های نازک امید ...

نگاه یاس غمگین است

شفق می پرسد آیا دوست می آید ؟

و من می دانم او یک روز می آید - بالاخره یه روز *یه شب! * می آید -

.... و می بوسد شقایق های عاشق را

و با لبخند شیرینش میان غم ها لاله می کارد

نقل از وبلاگ مهدویت


 
سپاهان و ضد فوتبال
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی

محمد احمدی سرباز نیروی یگان ویژه روز دوشنبه مورد اصابت ترقه از سوی هواداران سپاهان قرار گرفت و هم اکنون در بیمارستانی در اصفهان بستری است. این سرباز در جریان دیدار پرسپولیس- سپاهان از ناحیه سر مورد اصابت ترقه قرار گرفت که بلافاصله به بیمارستان فیض اصفهان منتقل شد اما به دلیل وخامت حال وی او را به بیمارستان مجهزتری منتقل کردند. روز دوشنبه پزشکان روی سر این سرباز عمل جراحی انجام دادند، ولی هنوز از وخامت حال وی گزارش دقیقی در دست نیست. پزشکان بیمارستان الزهرای اصفهان اعلام کرده اند که این سرباز از ناحیه سر و چشم دچار مشکلاتی جدی شده و هم اکنون نیازمند مراقبت های ویژه است، همچنین پزشکان مشخص شدن جراحات وارده به مغز و چشم این سرباز را نیازمند بررسی بیشتر دانسته اند. مسوولان باشگاه سپاهان و مسوولان نیروی یگان ویژه انتظامی اصفهان هنوز هیچ عکس العملی در مورد این اتفاق از خود نشان نداده اند. با این حال کانون هواداران باشگاه سپاهان به طور ضمنی به پرتاب ترقه از سوی هواداران این تیم به این سرباز اعتراف کرده اند.

خبری که ایسنا نوشته تازگی ندارد . متاسفانه فوتبال ایرانی مدت هاست که این حوادث ناجوانمردانه را دارد . منتها بعضی جاها بیشتر است و برخی از جاها کمتر !

اصفهان همواره فوتبال قدرتمندی داشته است منتها در این چند سال اخیر حوادث غیر ورزشی بسیاری در این شهر رخ داده است . به قول فرهاد مجیدی پول های زیادی به اسم فوتبال در جاهای دیگری برای مقابله با رقیبان خرج شده است . هرگاه تیمی در برابر سپاهان بازی کرده حوادث غیر ورزشی بسیاری در برابر خود دیده است . هنوز رفتار غیر ورزشی مسئولان این تیم برابر استقلال آن هم در ماه مبارک رمضان از یاد نرفته بود که دوباره این حادثه زشت رخ داد . حتی می شود ردپای این باشگاه را در تضعیف تیم مردمی تر ذوب آهن دید . اینان در حال انجام کاری هستند تا در اصفهان فقط یک تیم فوتبال باشد و تمام هواداران این شهر را هوادار تیم خود قلمداد کنند . کاری که در تبریز شد و این شهر هر سه تیم خود را در دسته های پایین تر دید .

نکته آخر اینکه مربی پر مدعا و مغرور این تیم که خود را از ایرانی ها برتر می داند و با غروری کاذب از جواب دادن به خبرنگاران و هواداران فوتبال پرهیز می کند و متاسفم برای خبرنگارانی که هیچ اقدامی برای مقابله با این حرکت ناشایست و غیر حرفه ای لوکا انجام نداده اند .!! اگر یک مربی وطنی چنین کاری می کرد باز هم کار او را بی جواب می گذاشتند ؟!
 
سیب و تسبیح
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

واژه هایم را به دست دزدی سپردم که مرا شبانه از من برد!

و من در سکوت شب ترسیدم!

برای تو مینویسم برای تو که ماندنم بی تو یقیناْ

 درد است و رفتن ام با یاد نگاهت سوگی ماندگار!

برای تو که خشم ات دلم ریش میکند ! 

لبخند بزن در این شب سرد که گرم ام میکند ولی نخند با صدای بلند که تعبیر اش زیبا نیست...!

 امشب مهمان خانه ای دگر بودم! ...صاحبخانه خواب بود و من با  دردی غریب به خود

میپیچیدم... و خواب که خود را از چشمانم ربوده بود!

یاد لبخند خشمگین ات مرا از خود بی خود میکرد....!و کمرم میشکست از این عشق!

 من نا خواسته عاشق شده بودم.... عشقی که میکشد کم کم  هوس های افسار گسیخته ام را!

و این عشق مقدس است...! حکمت اش چیست یاربّ!

یاری ام کن که جز تو یارای ای نیست...!

 

 

 

  نقل از وبلاگ سیب و تسبیح


 
تعقل
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

نمی فهمند و تعقل نمی کنند:
اکثریت تعقل بکار نمی بستند
اکثریت تعقل بکار نمی بندند
عقل و اندیشه کردن مهم است

و شاید پیروی را ترجیح می
 دهیم که آسان تر است
ولی بی تعقل و اندیشه پیروی کردن
اجر و ارجی ندارد

نقل از مهدی بوترابی

 


 
شریعتی
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: معلم شهید شریعتی

 

هوا ، تیره  و شب ، سیاه و افق ، گرفته و عبوس و زمین ، از هول آرام گرفته و ظلمت ، حاکم و برقی اگر بود ، برق نگاه گرگی و صدایی اگر بود ، زوزه روباهی و توطئه ها در کار و بازار اتهام و دروغ گرم و متفرعان مسلط و قارونیان و بلعمیان و ساحران و ریسمان های بردگی به سیماب فریب آغشته و دشمنان بیدار و دست اندر کار و عوام برافروخته جهل و خواص فروخته علم و حقیقت ، در میان دشمنانش پایمال منفعت ، و در میان دوستانش پایمال مصلحت ، و زبان بریده و قلم شکسته ، لب و دست ، بسته و پا مجروح و راه بن بست و کوله بارم سنگین و دشمن از چهار سو به تیرم گرفته و دوستان ... !

 

برای نخستین بار ، در سراسر عمرم ، به نالیدن محتاج شدم ، اما ... آن نخلستان های محرم و آشنای من نبودند ...

 

 

برگرفته از کتاب وارث آدم نوشته معلم شهید دکتر علی شریعتی

 

 


 
دل خسته
ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: وبگردی

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
 مانیم که یا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم
 هر پسین
 این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست
 نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟
 ای راز
 ای رمز
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین

 برگرفته از وبلاگ دل خسته

  http://lovelorn2.blogfa.com


 
کاریکاتوریستی که بازیگر شد
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

اردشیر رستمی بیشتر به عنوان کاریکاتوریست، تصویرساز، مجسمه ساز و معمار می شناسند. پخش سریال شهریار به کارگردانی کمال تبریزی که جمعه شب ها از کانال دو سیما پخش می شود، چهره دیگری از رستمی به عنوان بازیگر معرفی کرد. البته رستمی تجربه زندگی با بهزاد فراهانی را دارد، تجربه یی که بی شک در بازی خوبش در شهریار بی تاثیر نبوده است. اردشیر رستمی که خود آذری است، در سریال تاریخی کمال تبریزی، نقش شهریار را بازی می کند. با این اوصاف برای مخاطب عام تلویزیونی که با سریال شهریار برای اولین بار رستمی را در چهره یک بازیگر تلویزیونی تماشا می کند، شناخت و آشنایی با او با توجه به کارنامه موفق اش در هنرهای تجسمی به حتم خالی از لطف نخواهد بود. اردشیر رستمی درباره شهریاری که در سریال کمال تبریزی بازی کرده است، می گوید؛ « من آذری زبان بودم که از تبریز به تهران آمدم و اشعار شهریار را هم از قبل خوانده بودم؛ مثلاً خیابان لاله زار را به واسطه این شعر می شناختم؛ بیا که چند توان انتظار مقدم تو/ قدم زنان به خیابان لاله زار کشید. به هر حال شهریار با من بود و این همراهی غربت مرا کم می کرد

نقل از اعتماد


 
باخت پیروزی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی

          مطلبی درباره باخت دیروز پرسپولیس در روزنامه اعتماد بخوانید


 
پرسپولیس و نصرتی ...
ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی

 

 

          اسطوره بلاهت فوتبال ایران محمد نصرتی مدافع ملی پوش ایران و رکورد دار گل به خودی ، بار دیگر گل کاشت و باعث گل خوردن های پیاپی پرسپولیس شد .

هفته پیش در بازی با پاس این بازیکن مسبب شکست اصلی قرمز پوشان شد و بار دیگر هم برای پرسپولیس مشکل ساز شد . جالب اینکه این بازیکن لعنتی همواره در ترکیب تیم ملی ثابت می باشد . در حالی که بسیاری از مدافعان امروز فوتبال ایران برتری  آشکاری نسبت به وی دارند : امیر حسین صادقی ، پیروز قربانی ، هادی عقیلی ، سید جلال حسینی ، محسن بنگر  و ...

هفته پیش که پرسپولیس باخت مطلبی نوشته بودم که یکی از دوستان در پیامی چنین نگاشت :

هر چه فریاد دارید بر سر محمد نصرتی بکشید !

 


 
آرسنال و منچستر / فرانسه و انگلیس
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی

 

 

          لیگ های فوتبال بریتانیا بر خلاف تمام لیگ های اروپایی در روزهای آغازین سال نو در تعطیلی به سر می برند ، با هیجان بیشتری ادامه پیدا میکند . در بازی های چهارشنبه شب تیم آرسنال پس از مدت ها صدر نشینی را به منچستر یونایتد واگذار کرد . مطلبی که می توانست تیتر جذابی برای صبح شنبه روزنامه های ایران باشد که با توجه به تعطیلی این روز تیتر امروز شد که با توجه به نتایج دیشب تیتر خنده داری درآمد ، چرا که با شکست منچستر یونایتد آرسنال بار دیگر صدر جدول را از آن خود کرد و همچنین قهرمانی نیم فصل لیگ برتر انگلستان !

          نکته جالب دیگر اعتراض های شدید آلکس فرگوسن به ستاره های فوتبال بود .  در دیدار دیشب کریستیانو رونالدو هافبک پرتغالی شیاطین سرخ با از دست دادن پنالتی مسبب باخت تیمش بود و باعث اعتراض مربی کهنه کار قرمز های بندی منچستر ! این در حالیست که این تیم همواره در پی جذب ستارگان فوتبال بوده است و همواره هم این مربی با این ستارگان فوتبال مشکل داشته است . در جناح مقابل ، حریف لندنی آنها امسال سالی رویایی را پشت سر میگذارند ، چرا که این تیم بدون هیچ ستاره یی بهترین تیم حال حاضر اروپاست . قرمز های لندن با بازی های زیبا و هنرمندانه خود در صدر فوتبال جزیره هستند و شانس نخست قهرمانی ! آرسن ونژه فرانسوی هم هیچگاه با بازیکنان و یا ستارگان فوتبال مشکلی نداشته است و همواره با احترام متاقبل با آنها برخورد کرده است ولی انگیسی های مغرور حاضر نیستند نام این فرانسوی را بالاتر از آلکس فرگوسن اسکاتلندی ببینند . هرچه باشد او هم یک بریتانیایی هست !

 


 
باز هم حسن گلاب و گلبهار روزبهان
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

چندی قبل از سوی سازمان پیوند اعضا نسبت به مجموعه حلقه سبز اعتراض هایی شد . و از جمله ارائه آمار هایی مبنی بر کاهش عمل پیوند پس از پخش این سریال اعلام شد .که این مسئله توسط آقای مصطفی جلالی فخر در شماره 372 مجله فیلم هم بازتاب داشت ( نکته جالب اینکه ایشان اعتراف دارن که هیچ بخشی از این مجموعه را ندیده اند )  در حالی که هنوز بخش عمده ای از این مجموعه پخش نشده است و هم اینکه قطعا ابراهیم حاتمی کیا با منش و شخصیتی که دارد در القا مثبت عمل پیوند ، این مجموعه را ساخته است .

مسلما  این گونه فشار ها و نظرات منفی بر این مجموعه پس از پخش کامل سریال بی معنا خواهد شد ولی سوال من این است که آیا این سازمان حق این اعتراض و درخواست توقیف و سانسور این سریال را دارد ؟

آیا این سازمان پس از ساخت فیلم سینمایی فوق العاده اثر گذار بودن یا نبودن اثر شاخص کیانوش عیاری از این فیلم و این فیلمساز تقدیر خاصی کرد ؟ آیا شرایطی را فراهم آورد که بودن و نبودن ای دیگر به وجود بیاید ؟ آیا همین گروه نبودند که نسبت به کیانوش عیاری اعتراض هایی بی مورد داشتند ؟

حالا هم ابراهیم حاتمی کیا با حلقه سبزش اثری بزرگ بر جامعه ایران گذارده است که قطعا پس از پخش این سریال و پایان ماجرا های حسن گلاب با خانم دکتر روزبهان افرادی که به سازمان پیوند اعضا مراجعه میکنند بیش از گذشته خواهد شد . و البته ابراهیم حاتمی کیا هم همچنان به راه خود ادامه خواهد داد هرچند مسیرش بیش از این پر از سنگلاخ و دست انداز خواهد شد ! همان طور که پیش از این ها و بر سر تمام آثارش مشکلاتی بسیار بوجود آورده بودند . و ما هنوز هم منتظر می مانیم تا به رنگ ارغوان و نسخه حاتمی کیایی موج مرده به نمایش درآید !

 

 


 
غدیر
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

.

.

.

عید غدیر خم بر عاشقان و وارستگان و تمام

 حقیقت جویان و مسلمانان مبارک باد

.

.

.


 
نیکخواه
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی
 
ترور خانم بوتو
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سیاست

دیروز اتفاقی در جمهوری اسلامی پاکستان رخ داد که هرچند قابل پیش بینی بود ولی باز هم شوکه کننده بود .

دختر ذوالفقار علی بوتو  رهبر انقلابی پاکستان که پس از اعدام نا جوانمردانه پدرش محبوبیتی دو چندان یافت در حمله تروریستی دیروز کشته شد شخصی که قانون مدار بود و مردمی توسط تندرو های اسلامی  و گروه های فشار  و همانند پدر و برادرش برای مردم و میهنش به شهادت رسید .

من همواره از ترور کرد افراد منفر بودم . شاید هم این مساله ناشی از ترور بزرگترین رهبر مذهبی شیعیان پس از پیامبر رحمت باشد . عبدالرحمن ابن ملجم مرادی در تروری ناجوانمردانه علی علیه السلام را به شهادت رساند تا مملکت اسلامی دچار چنان ظلمتی شود که تا کنون باقیست . یا در همین کشور خودمون ترور معلم شهید علی شریعتی و استاد شهید مرتضی مطهری و شخصیت بزرگوار و عظیمی چون دکتر بهشتی !

با کشته شدن بی نظیر بوتو آن هم در آستانه عید بزرگ غدیر خم بخش بزرگی از ملت پاکستان عزادار شدند . مخصوصا شیعیان آن دیار . کسانی که تا همین قرن پیش جزئی از خاک عزیز ایران بودند همانند افغان ها و ترکمن ها و قفقاز ها و گرجی ها و بحرینی ها و خیلی مردم دیگر که بدست بی لیاقت سلاطین قاجاریه از مام وطن جدا شدند و چون با مستقل شدن سرزمینشان شیعیان در اقلیت قرار گرفتند مورد ظلم و تعدی بسیار واقع شدند . کشته شدن رهبران و تبعید و زندانی شدن بسیاری از ایشان و محدودیت های فراوان برای آنها که تقریبا در تمام این کشور ها وجود دارد .

نکته جالبی که همین دیشب در مورد خانم بوتو متوجه شدم ایرانی بودن مادر ایشان بود و در حالی که دختری از ایران برای هدفی مقدس به شهادت رسید در ایران بازتاب چندانی نداشت! شاید هم در کشور ما بعضی ها از به قدرت رسیدن او خرسند نبودندو با این ترور خوشحال هم شدند . به هر حال همیشه شیعه مظلوم بوده است .

عکس هایی از وی را در لینک های زیر ببینید :

فردانیوز

تابناک


 
از دیار آشتی
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات

پرواز آفتاب و نسیم و پرنده را

میدانم و صفای دلاویز دشت را

اما

من این میان

پرواز لحظه ها را

افسوس می خورم

 

 

پرواز این پرنده بی بازگشت را

 

 

 

فریدون مشیری


 
میلاد امام هادی علیه السلام
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

امروز نیمه ماه حج و مصادف با میلاد امام هادی است .

این روز عزیز را به همه دوستان تهنیت می گویم .

 

 

این حدیث زیر چقدر به پست قبلی میاد :

غضب و تندى در مقابل آن کسى که توان مقابله با او را ندارى،

علامت عجز و ناتوانى است،

 ولى در مقابل کسى که توان مقابله و رو در روئى او را دارى

علامت پستى و رذالت است.

 

امام هادی علیه اسلام


 
صفايی فراهانی و نود
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

برنامه نود عادل فردوسی پور در شب پیش با حضور صفایی فراهانی چالش های جالبی داشت . صفایی که یک سالیست در ریاست کمیته انتقالی است در تریبون های رسمی جایگاهی نداشت و به گونه ای در تحریم خبری بود . این ماجرا وقتی جالب تر شد که رییس جمهور در مصاحبه زنده تلویزیونی به ایشان تهمت های فراوانی وارد کرد که باعث واکنش صفایی فراهانی شد . هرچند وی می توانست با عکس العمل های تند تری برای خود محبوبیت و شهرت بیشتری پیدا کند ولی بنا به مسائلی ترجیح داد سکوت کند و حرف های احمدی نژاد را به علت داده های اطلاعاتی اشتباه به وی بی جواب گذاشت !

در برنامه نود که قرار بود مناظره ای دو طرفه باشد دولتی ها حضور نداشتند تا بتوانند از این حربه استفاده کنند و صفایی مدارک بسیاری در مورد اشتباهات دولت در باب فوتبال ارائه کرد . هاشمی معاون سازمان تربیت بدنی در چند باری که بوسیله تلفن صحبت کرد جز افتضاح ، کاری نکرد و دست آخر همانند بچه ها با تهمتی زشت و غیر اسلامی صفایی فراهانی را به دروغ گویی متهم کرد و در آخر هم بدون خداحافظی کردن تلفن را قطع کرد تا دقایقی بعد بزرگترش یعنی سخنگوی سازمان بیاید که او هم با تکرار همان حرف ها بازی را به نفع صفایی پیش برد . نکته جالب اینکه بار ها گفتند صفایی با حضور در استودیو فرصت بیشتری برای حرف زدن داشته است و به دولتی ها ظلم شده است . در حالی که در این یک سال تمام رسانه ها در اختیار ایشان بوده و ایشان از هرگونه تهمتی به صفایی دریغ نکرده اند . و جالب تر اینکه بار ها هم اعلام داشتند که قصد ندارند قبل از انتخابات حرفی بزنند و این در حالیست که عالی ترین مقام اجرایی کشور در مورد این مسئله هم صحبت کرده بود !

هر چند سال هاست دل خوشی از صفایی فراهانی ندارم و البته سیاست های اشتباه وی را در عدم راهیابی به جام جهانی 2002 موثر می بینم و هم اینکه فساد و تباهی در فوتبال و داوری از سیاست های غلط وی نشات گرفته ولی وقتی کسی با دلیل و مدرک صحبت می کند و حرف حساب می زند نمی توانم در برابرش موضع منفی بگیرم !

نکته خنده دار حرف های سخنگوی سازمان این بود که بیان می کرد علی آبادی بنا به تکلیف از فوتبال کناره گیری کرده است که بلافاصله صفایی اعلام کرد که به دستور مستقیم فیفا وی کنار گذاشته شده است و نه تکلیف !

نکته دیگه هم فراموش کردن اسم فردوسی پور از سوی صفایی فراهانی بود که باعث خنده های پی در پی فردویس پور شد و هم اینکه فردوسی پور مهندس هم شد !

متن زیر هم نوشته روزنامه نگار محترم جناب آقای ساسان آقایی است : 

* در باب صفایی فراهانی و گردابی که به دولت پیشکش کرد

"محمود احمدی نژاد" گرچه نتوانست «به سرعت دنیا را به سوی احمدی نژادی شدن» پیش برد اما گویا در کسوت رییس دولت نهم خوب توانسته گفتمانش را به بدنه ی دولت تزریق کند.گفتمانی که نمادهای روشنی دارد؛در آن آسمان را به زمین می دوزند،هر چیز بی ربطی را می ریسند و با استفاده از صنعت نساجی بافتنی چهل رنگی فراهم می آورند،مونولوگ را به دیالوگ ترجیح می دهند،از فرار رو به جلو چونان یک تاکتیک موثر بهره می برند و سرانجام چون همه ی این ها نیز به نتیجه نرسید قواعد بازی را در هم می ریزند و به وارد کردن اتهام های پی در پی روی آورده و دایره ی "اخلاق" را زیر پا می نهند.اما گفتمان احمدی نژادی این بار در آزمونی زنده و سخت نمره ای منفی گرفت آن زمان که در جدال با "محسن صفایی فراهانی"،مداخله گران دولتی ورزش نتوانستد پاسخی برای مدارک و مستندهای رییس کمیته انتقالی فوتبال داشته باشند و یک به یک از کارزار رقابت بیرون شدند.صفایی فراهانی مردی است با گوشی پر از اتهام و ناسزا و گردنی کلفت تر از آن که با چند تشر و نیش و کنایه بتوان او را از میدان به در کرد.او با یک کوله بار از تجربه های این چنینی،یک پوشه کارنامه و مدرک به استودیویی آمد که احتمالن با موضع قبلی قرار بود صفایی را در گرداب یک چالش فرو برد اما پاسخ های زیرکانه و صادقانه او سازمان تربیت بدنی را هدف گرفت و مداخله گران سیاسی ورزش را در گرداب بی کفایتی خود بیش از گذشته فرو برد.آن ها گمان می کردند با گفتمان ویژه ی خود،شانتاژ و فرار رو به جلو خواهند توانست،پیروز این مناظره باشند و خود را به یک باره "بازنده" یافتند گرچه "فاجعه" این نیست،فاجعه واکنشی است که مسوولان سازمان بروز دادند؛آن ها به جای سکوت آشکارا به اتهام زنی و دروغ بافی روی آوردند.البته "کیومرث هاشمی" گفت:«آدم ها در روز روشن دروغ می گویند ولی انگار در شب هم می شود دروغ گفت» اما به راستی باید در افسوس صفایی فراهانی شریک شد که «دروغ گفتن برای انسان ها،کار آسانی شده» و گویی در گفتمان دولت نهم،ابایی از سناریو پردازی نیست.برنامه ساعتی پیش نشان داد که برخلاف تبلیغ یک سره دین و اخلاق،این روزها در گفتمان رسمی دولت بدیهی ترین مرزهای اخلاق هم زیر پا نهاده می شود و این آفتی بزرگ است و یک اپیدمی وحشتناک.وقتی که یک مسوول میانی دولت،برای موضوعی نه چندان مهم چون فوتبال با خیالی آسوده و بدون کوچک ترین وجدان دردی در رسانه جمعی دروغ می گوید،آیا انتظار دروغ گفتن رییس همین دولت در باب موضوع مهمی چون تورم گزاف است و وقتی که دولتی دروغ را به همین آسانی رواج می دهد،آیا نباید جامعه ای داشته باشیم که در آن دروغ گفتن بسی آسان تر از سر کشیدن لیوانی آب است؟


 
شاملو
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

مرگ من سفری نیست

هجرتی است

از وطنی که دوست نمی داشتم

                                                           به خاطر مردمانش

احمد شاملو


 
توتم
ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

 

قلم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، وديعه مريم پاك من است ، صليب مقدس من است. در وفای او ، اسير قيصر نمی شوم ، زر خريد يهود نمی شوم . بگذار بر قامت بلند و راستين قلمم به صليبم كشند ، به چهار ميخم بكوبند ، تا او كه استوانه حياتم بوده است ، صليب مرگم شو د، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، تا خدا ببيند كه به نامجويی بر قلمم بالا نرفته ام ، تا خلق بداند كه به كامجويی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشسته ام ، تا زر بداند و زور بداند و تزوير بداند، كه امانت خدا را فرعونيان نمی توانند از من گرفت ، وديعه عشق را قارونيان نمی توانند از من خريد و يادگار رسالت را بلعميان نمی توانند از من ربود .
هر كسی را ، هر قبيله ای را توتمي است ،

توتم من قلم است .


هر كه هنوز آدم است ، هبوط را دردناكانه حس می   كند ، شفا نيافته است ، مجروح است ، هنوز فراموش نكرده است ، بهشت را ، كوير را ، عصيان را ، تبعيد را ، خدا را ، شيطان را ، حوا را . و همچنان به آن وديعه های غيبی كه با آدميت خويش به زمين آورده است ، وفادار مانده است و همه چيز را به ياد دارد . توتمش يادآور آن بهشت است ، جلوه گاه همه آن زادهاي غيبی و ذات های ماورايی كه با خود آورده است ، توتمش طلسمی است كه جادوی زمان را می بندد و حرزي كه از بلای زمين نگهش می دارد ، شمعی كه در ظلمت شب روشنی اش می بخشد و مخاطبی كه در سكوت قبرستانی اين كوير ، با او حرف می زند و از او حرف می شنود. حرف هايی را كه برای نگفتن دارد!

از کتاب کویر و قسمت توتم پرستی اثر ارزنده شهید بزرگوار دکتر علی  شريعتی

 

 

 


 
باخت پرسپوليس
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

بالاخره بعد از مدت ها پرسپولیس باخت .

 نتیجه ای که خیلی ها منتظرش بودند !

درسته وقتی تیمی میبره همه تیم برده و وقتی هم می بازه همه تیم باخته ولی در خیلی از مواقع یرخی ها نقش پر رنگ تری دارند . مثلا در بازی پرسپولیس با صبا باطری درعدم باخت تیم صبا داور نقش اصلی را بر عهده داشت . در این بازی که 3 بر صفر پرسپولیس به پاس باخت نقش اصلی بر عهده محمد نصرتی بود .در گل دوم براحتی پاس گل داد به مهاجم حریف اونهم زمانی که پرسپولیس بر روی دروازه حریف فشار آورده بود و در گل سوم هم فقط آفساید را پر کرده بود و در آخر هم که اخراج شد . بازیکنی که بار ها و بار ها فوتبال ما از بابت اشتباهات وی لطمه خورده چه در تیم ملی و چه در تیم پاس و چه حالا در تیم پرسپولیس . درست مشابه نقشی که سال قبل مهرزاد معدنچی داشت و اکنون در استقلال تا حد زیادی آرش برهانی دارد . و چند سال قبل رحمان رضایی و یحیی گل محمدی و استاد اسدی در تیم ملی !

معلوم نیست تا کی در فوتبال ما باید این گونه تیم های فوتبال را با حرکاتی آموتور گونه به سطحی پایین برسانند !!


 
شاملو
ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ادبیات

دریا

به جرعه ای که تو از چاه خورده ای

                         

                                                          حسادت می کند .

شاعر معاصر زنده یاد احمد شاملو


 
زمستون رسید
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ دی ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

زمستون...

زمستون تن عریون باغچه چون بیابون  

  درختا با  پاهای برهنه زیر بارون

نمیدونی تو که عاشق نبودی     

  چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه

    واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه  چه تلخه  باید تنها بمونه قلب گلدون

  مث من که بی تو  نشستم زیر بارون زمستون

زمستون ... برای تو قشنگه پشت شیشه 

   بهاره زمستونها برای تو همیشه

تو مث من زمستونی نداری 

 که باشه لحظه ی چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون  

  گلهای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی  ببینی تلخه روزهای جدایی

 چه سخته چه سخته 

بشینم بی تو با چشمای گریون

بشینم بی تو با چشمای گریون

ترانه ای از افشین مقدم