سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

حرم دل
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

تو چشمه ای از محبتی که سیرابی از تو نشاید. قطعه ای از بهشت  که اگر هست همه بازتابی از نور تواند و روشنی نباشد مگر آن که  تو  از پشت کوههای بلند  انتظار بیرون آیی  . آقای من ، عزیز من  در  انتظار تو ماندن ، همه  را به  تنگ آورده   و  لحظه دیدارت رؤیایی بزرگ شده است.  یارانت به تیغ جاهلیت کافران گرفتار گشته اند  و در خموشی غروب دلتنگ  و طولانی ات سخت غمینند. هرشب جمعه به همراهت رو به درگاه معبودشان دست به دعا برمی دارند که ای یکتای بی همتا، تو عنایتی بنما و آن دلداده را به دلدار رسان که اگر بر شکستن است سنگ  صبور دل نیز شکست.

نقل از وبلاگ حرم دل


 
خواب نقره ای
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

خدای من! نمی دانم خوابم یا بیدار ؟به مرحله ای رسیدم که جسم انسان ها را به جای پوست و گوشت و استخوان

 شیشه ای میبینم و روح را همچون هوایی متراکم اسیر در شیشه جسم

 روح ها رنگی است سیاه  سپید  خاکستری

چه زیباست روح های سپید! اگر سپید نیستی همان خاکستری هم جای امیدواری است.

چون گاهی از سیاهی دور شده ای و به سوی سپیدی می روی.

لحظه خاکستری شدن لحظه زیبایی است

نمی دانم  جه غمناک است شکستن جام های شیشه ای سیاه و چه زیباست لحظه شکستن در خویش قبل از شکستن جام وجودت!

این روح های فشرده و اسیر در جسم های شیشه ای پس از شکستن چقدر راحت وآسوده می شوند

به پرواز در می آیند و اوج میگیرند تا بی نهایت!خدایا!

به همه انسان ها کمک کن لحظه خاکستری داشته باشند به آنها فرصت بده تا اوج سپیدی  پیش روند قبل از شکستن جام وجودشان

خدایا چقدر زیباست همه سپیدی ببینی پاکی و صداقت

پس بر بنده های گنه کارت کمک کن(تا سپید بشکنند!)

 

نقل از وبلاگ خواب نقره ای

 


 
نیمه رمضان
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

 

          السلام علیک یا معز المومنین

          نیمه رمضان مصادف با زادروز میلاد اولین فرزند علی بن ابی طالب علیه السلام و اولین سبط و نواده آخرین پیامبر الهی است . حسن ابن علی که دومین امام شیعیان و پنجمین خلیفه ظاهری مسلمانان بود نقشی بسیار دشوار در تاریخ اسلام داشتند . صلحی که ایشان در برابر پسر حرب ، معاویه بن ابیسفیان انجام داد باعث تغییر تحولی اساسی در تاریخ گشت و ماهیت اصلی و واقعی دشمنان اسلام را معین کرد .

          در بعد فردی هم حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام فردی فوق العاده و استثنایی بودند و در کرامت و محبت و صبر و بردباری زبانزد همگان گشتند .

 

          میلاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام ، کریم آل طه بر عاشقان حضرتش مبارک باد .

 

التماس دعا

 

یا حق

 


 
معمای هویدا
ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ

در کتاب قصه هویدا نوشته ی ابراهیم ذوالفقاری در مورد شخصیت پیچیده امیرعباس هویدا رکورد دار نخست وزیری در تاریخ ایران مباحث جالبی گردآوری شده است . از مزایای این کتاب جدا کردن برخی از جنبه های مختلف زندگی معما گونه هویداست . مثلا در مورد تبارشناسی خانوادگی هویدا ، دوران تحصیل ، رابطه با حسنعلی منصور ، کانون مترقی ، بهائیت ، فراماسونری ، دول امریکا و اسرائیل ، زندگی خصوصی ، ازدواج و خصلت های شخصی وی بخش های متفاوتی آورده شده است .

یکی از خصایل خاص امیر عباس هویدا نخست وزیر پهلوی ، عوام فریبی وی بوده است . وقتی اعتراضات در برابر انتخاب شخصی بهائی به ریاست دولت کشوری اسلامی بالا گرفت سازمان امنیت و اطلاعات کشور ، ساواک به نخست وزیر راهکارهایی برای کاهیدن به این اعتراضات پیشنهاد کرد . از جمله اینکه رییس دولت در اقدامی آب و برق مساجد را مجانی اعلام کرد و همچنین هویدا به زیارت اماکن مقدس در شهرهای مشهد و قم رفت ! و همانند شاه و ملکه پهلوی خود را شخصی بسیار مومن و معتقد به باور های دینی و مذهبی معرفی میکرد .

از سوی دیگر هویدا با در اختیار داشت چندین اتومبیل آخرین مدل و تشریفاتی در مقر نخست وزیری ، برخی از مواقع شخصا بر پشت رل پیکانی می نشست و در شهر گردش می کرد که البته در همان زمان هم این امر مورد تمسخر و ریشخند مردم واقع می شد .

 

یکی دیگر از خصایل نخست وزیر پیشین ایران و رییس دولتی که سیزده سال بر مسند قدرت نشت ، دلقک بازی و مسخره بازی های وی بود خصوصا در برخورد با خبرنگاران و در برابر سوالات جدی آنان . مثلا در یک مورد در برخورد با سوال خبرنگاری در مورد رفتن او از دولت این گونه پاسخ داد :

بله من قرار است بروم ولی به آلمان و فرانسه برای مذاکره ، نه اینکه استعفا بدهم !

 

هویدا شخصیتی پیچیده بود و اینکه چگونه شخصی چون او که هیچ گونه صلاحیتی برای نشستن بر کرسی ریاست دولت ایران نداشت برای مدتی طولانی عهده دار این مسند شد جای سوال است هرچند با تکرار شدن تاریخ پاسخ این سوال کم کم روشن خواهد شد !

 

تاریخ تکرار خواهد شد ؟!


 
مومن زیرک
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

یکی از تعالیم عالیه حضرت علی بن موسی امام رضا علیه السلام درباره ی مال و نظام مالی است که ایشان مال را عامل قوام و پایداری جامعه می دانند . و در روایتی که از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نقل نموده اند فرد مبغون را نکوهش می کنند :

          المغبون  لا محمود و لا ماجور .

          انسان گول خورده نه ارزشی دارد و نه پاداشی .

 

          در تعالیم اسلام مومن همواره فردی است زرنگ و زیرک و یکی از نشانه های ایمان بهره مندی کامل از عقل و هوش است . و کسانی که دائما اصرار دارند بر اشتباه کردن و حتی پذیرفتن خطا و فریب خوردنشان از ایمان به دور خواهند بود . شخص با ایمان به سادگی فریب نخواهد خورد و ای کاش ما از این نوع بشر باشیم .

 

 

 


 
سربازی 39
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی

به نام خدا

 

          امروز اولین روزیست که در دوران خدمت مرخصی گرفته ام و به نوعی در این چند ماه اخیر روزی متفاوت هستش ! به هر حال یک روز استراحت بیشتر هم خودش یک روزه !

          هرچند یکی از سختی های خدمت برای افراد صبح زود بیدار شدن هستش ولی قریحه شخصی من که عادت به بیدار شدن در صبحگاه را دارم این مورد را به نوعی مزیت تبدیل کرده است . حتی امروز که مرخصی داشتم هم صبح زود بیدار شدم تا به کار هایی که دارم برسم و البته باعث شد که کارهام هم زودتر انجام شود و الان که رسیدم خونه کار چندانی نداشته باشم .

          به هر حال دوره خدمت هم یه دوره عجیبی است در زندگی که کمتر کسی که خدمت نرفته شرایطش را درک خواهد کرد .


 
مچاله شدن تردید ها
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

 

 باز امشب پر میشوم از خاطره

میخواهم کودکانه گل بازی کنم

تورا فقط از گِل ظلمت میشود خلق کرد

به واژه برمیگردم....

از سیاهی نگاه سبزت تعجب میکنم!!!

رها میشوم از بندها.

از خودم دور میشوم

آغوش تلخ من

فریب هذیان خاکستری ات را سر میکشم

در آخرهای بی پروایی ام

گم میشوی

کاش میشد

تردیدت را مچاله کنی

تو ای بهترین

کم کم برای من

 شبیه غم میشوی!!

ومن

مثل یک دلهره تنهایی

در متن ادراک عصرجمعه

و شاید خاموشتر از آن شده ام

باور میکنی ؟؟؟

سنگریزه های لبخندت

زیر پایم ترک میخورد

و صدای الهام میداد

کَر بودم؟؟؟

امشب اما

 اگر تکلم غرور محو میشد....

تضادهای بنفش وسوسه میخوابید...

ورطوبت هوس را میشد دزدید...

شاید این شعر بوی دیگر داشت....

براستی چیست این شب؟؟

که گاهی چونان شیرین رو می نمایاند

گاهی چونان رمزآلود

گاهی دل گیر از هجرت بیوقت توست

نفرت انگیز و مغموم

که نبودم را آرزوی همیشه‌ی بودنم میکند

که جدا از تو خاطره ای هم بر نمیخیزد....

براستی بگو:

چیست این شب؟بگو....

 

 

نوشته ای از شقایق


 
چرت و پرت
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

مدتی بود که نداشتیم صحنه / صحنه های زشت آن خنده

آن زنی که بود حامل /  هفت ماه بچه ای داشت در دل

یا که آن زن چاق با کمی چربی و دل و قلوه

دیگری با ریش و سبیل آن یکی با اندکی ته ریش

مردک سومی هم بود کت و شلواری و عطری

آن یکی کودکی هم داشت

آخری پایش، با لب گور دوست بود

عاشقی هم داشتیم ، گه گداری  خواب بود

روزگار نامرد بود، ساعت هفت ده بیش کفر بود

میدویند خلق الله ، ز دم ایستگاه تا باس، ز کوی نادری تا بانک

آخر بازی هم کارتشان قرمز بود

رخشان چون میت دلشان چون سرکه

پشت میز دادگاه

اعتراف می کردند، توبه می نوشتند !!

مدتی هست که داریم اما ...

نقل از وبلاگ چرت و پرت نامه

 

 


 
آفرینش آدم و حوا در عهد عتیق
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ

به نام خدا

 

 و [ آدم و همسرش ] آواز خداوند را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ می خرامید . و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند و خداوند خدا آدم را ندا در داد و گفت : کجا هستی ؟ گفت : چون آواز تو را در باغ شنیدم ، ترسان گشتم ؛ زیرا که عریانم . پس خود را پنهان کردم . گفت : که تو را آگاهانید که عریانی ؟ آیا از آن درختی که تو را قدغن کردم که از آن نخوری ، خوردی ؟ آدم گفت : این زنی که قرین من ساختی ، وی از میوه ی درخت به من داد خوردم . پس خداوند خدا به زن گفت : این چه کار است که کردی ؟ زن گفت : مار مرا اغوا نمود که خوردم . پس خداوند خدا به مار گفت :

          چون که این کار را کردی ،

          از جمیع بهایم و از همه ی حیوانات صحرا

          ملعون تر هستی :

          بر شکمت راه خواهی رفت

          و تمام ایام عمرت

          خاک خواهی خورد .

          و عداوت در میان تو و زن

          و در میان ذریت تو و ذریت وی می گذارم ؛

          او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه ی وی را خواهی کوبید .

         

          و به زن گفت :

          الم و حمل تو را بسیار افزون گردانم ؛

با الم فرزندان خواهی زایید .

          و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود ،

          و او بر تو حکمرانی خواهد کرد .

 

          و به آدم گفت :چون که سخن زوجه ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرموده ، گفتم از آن نخوری ،

          پس به سبب تو زمین ملعون شد ؛

          و تمام ایام عمرت

          از آن با رنج خواهی خورد

          خار و خس نیز برایت خواهد رویانید .

          و سبزه های صحرا را خواهی خورد ؛

          و به عرق پیشانی ات

          نان خواهی خورد ،    

          تا حینی که به خاک راجع گردی –

که از آن گرفته شدی .

زیرا که تو خاک هستی ،

و به خاک خواهی برگشت .

 

و آدم زن خود را حوا نام نهاد ؛ زیرا که او مادر جمیع زندگان است . و خداوند خدا رخت ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید .

و خداوند خدا گفت : همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده ؛ اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا ابد زنده ماند . پس خداوند خدا او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمین را که از آن گرفته شده بود بکند .

 

قسمتی از کتاب تورات ، سفر پیدایش 8:3 _ 34

 

با بررسی اجمالی کتاب های مقدس قرآن و تورات و انجیل و همچنین تفحصی میان عقاید ادیان الهی تفاوت بسیاری در معرفی خداوند خالق وجود دارد . خدایی که در قرآن معرفی شده است در همه صفات کامل است و در نهایت کمال و قدرت . حال این پرودگار را با خداوند خدایی که در سفر پیدایش تورات معرفی شد است مقایسه کنید !

 

در این چند وقت اخیر بنا به مسئولیتم فرصت دوباره ای بوجود آمده است تا بررسی دیگری در مسائل اعتقادی و دینی داشته باشم و در این مدت کتاب های بسیاری خوانده ام . کلاس هایی که دارم مملو از سوالات و اشکالات و ابهامات عجیب و غریب افراد هست و البته بسیاری از این سوال ها بر نا آگاهی افراد بر می گردد و قطعا با مطالعه بیشتر و با علاقه تر فرد جواب بسیاری از سوالات پاسخ داده خواهد شد . به هر حال از خدای متعال درخواست دارم که کمکم کنه تا در این دوره مسئولیت بتوانم تا حد توانم کلاس های خوب و مفیدی برگزار کنم تا خدمتی به دوستانم کرده باشم . 

 


 
عزت شاهی
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

عزت شاهی :

در یکی از دیدارهایمان با آقای خمینی در قم ، عده ای دانشجو برای ملاقات با ایشان به آنجا آمدند . یکی از روحانیون رفت و در گوشی به آقای خمینی گفت که بهترین موقعیت است که شما اینها را نصیحت کنید ، ایشان گفتند : که من چیزی از این ها نمی بینم که بخواهم اینها را نصیحت بکنم . این آقا دوباره تاکید کرد : نه آقا ! الان بهترین موقیعته ! الان اگر شما حرف بزنید حرف شما نافذ است . آقای خمینی پرسید : من چه به آنها بگویم ؟!  آن روحانی گفت : بگو ریششان را نتراشند . آقای خمینی ضمن نگاه یک نگاه تند به آن روحانی ، سکوت معنا داری کردند و چیزی نگفتند . [ برعکس آن خواسته ] آقای خمینی خیلی با دانشجویان گرم گرفتند و خوش و بش کردند . همین رفتار های ایشان باعث شد که این دو طیف روشنگر و روحانی مقداری به هم نزدیک شوند .

 

صفحه 33 از کتاب خاطرات عزت شاهی

  

 


 
سربازی 38
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: شخصی

 

          ماه رمضان امسال برایم با رمضان های گذشته بسیار فرق دارد . به گونه ای از آن حال و هوای روحانی و ملکوتی ضیافت الهی به دور هستم . محیط نظامی پادگان طوری است که روح عبادت و نیایش به سختی در آن نفوذ خواهد کرد و در این مدت که در لباس نظام هستم در هیچ کدام از ایام مذهبی آن شور و حال و شوقی که در بیرون از محیط پادگان وجود دارد به چشم نمیخورد .

          در تمام کشور با شروع ماه رمضان تغییر و تحولی صورت گرفته است که نشان دهنده فرصت داردن به  روزه داران برای پرداختن بیشتر به عبادت و راز و نیاز با خداست ولی متاسفانه در پادگان با تغییر نکردن برنامه کاری شرایط دشواری برای روزه داری خصوصا در این روزهای گرم تابستان بوجود آمده است .

          و ای کاش با کم کردن ساعات کاری و یا فعالیت ها در این ماه مبارک رمضان ، فرصت بیشتری برای پرداختن به عبادات و نیایش های مخصوص این ماه و مخصوصا استفاده بردن از کتاب مقدس قرآن و قرائت آن پیش بیاید . هرچه باشد در سال تنها یک ماه همانند ماه رمضان وجود دارد و از دست رفتن چنین فرصتی بسیار سخت می باشد .


 
هجوم حضور
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

نترس از هجوم حضورم، چیزی جز تنهایی با من نیست ...

نقل از اینجا

 


 
فضا
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

در فضا

               منم

درون من

                فضا

برون من

                فضا

در ناکجا

               منم

برون من

            در فضا

درون

           فضاست

برون از فضا

            در ناکجا

منم

             در فضا

و ......

  

 

نقل از وبلاگ بانوی مهر و ماه

 


 
وبگردی
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

سنجاق سر
 نسخه ی جعلی داروهام
 مصدر ی از خنده ی تو

 همه را توی چمدانم میریزم
 دارم از تو میروم

دیگر دلم پنجره نمیخواهد برای دیدنت
 سنجاق سر
 نسخه..
 همه را روی سرت خالی میکنم
 با خنده هات موهایم را دم اسبی میبندم
 روی زخمهای کالم میگذارمش
 شاعر میشوم اصلن..
 خنده هات را قورت میدهم..
 بند کفشهایم را نمیبندم
 جاده جلوی پام ترمز میزند
 ببین...

لبهام دیگر جز به خنده ی تو  باز نمیشود

 

نوشته ای از الهه حمیدی


 
وفاداری غم
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

بگذاشتی ام

                  غم تو

                             نگذاشت مرا

                                              حقا که غمت از تو وفادار تر است

 

نقل از وبلاگ ریش قرمز


 
فرهاد و سایپا پهلوی
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: سیاست ،تاریخ ،گیتار و موسیقی

 

159

روزنامه جامعه

سلام آقای سردبیر

          موفق باشید و عاقبتتان بخیر ، با توجه به سوتفاهم تصویر چاپ شده در صفحه ی اول روزنامه شما ز طرف وزیر محترم فرهنگ و علی الخصوص پاسخ شما ، مایلم نکته ایرا مطرح کنم که البته چهار سال و اندی دیرتر گفته می شود چون نمیدانستم بکه باید گفت . آن وقت ها دوستی کتاب آخرین سفر شاه را لطفا به من داد ، در اواخر کتاب آمده است که :

دوستان اشرف پهلوی او را سایپا میخواندند ، بله ، درست است . SAIPA  که ظاهرا نام شرکت و ماشین رنو است و البته این نام ، یعنی سایپا مخفف کلمات زیر است :

Son Altess Imperial Preincess Ashraf !!

          همان طور که توجه فرمودید کلمات بالا به زبان فرانسوی می شود :

          والا حضرت همایون شاهدخت اشرف

          و این نام و عنوان همچنان زینت بخش هزاران ماشین رنو و ... است و حالا یک سوال : در طول این نوزده سال ، یک مسئول امر ، یک سیاستمدار ... و غیره متوجه این نکته نشده است ؟

با آرزوی سلامتی و حسن عاقبت ان شا الله !

فرهاد مهراد

15/ 3 / 1377

 

 

 

متن نامه ای است که زنده یاد فرهاد در افشای معنای نام سایپا به روزنامه جامعه نگاشته است و افسوس ها همچنان از بابت از دست دادن این عزیز هنرمند باقیست !


 
تنها صداست که می ماند !
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

به نام خدا

 

شنبه روز بدی بود !

امروز روز نهم شهریور ششمین سالگشت وفات هنرمند فقید فرهاد مهراد هستش . درست روزی مثل امروز شنبه فرهاد در پاریس پس از مدتی بیماری درگذشت ولی صدایش هیچگاه خاموش نخواهد شد و همیشه جاوید خواهد ماند . صدایی که شبانه از مرد بی صدا می خواند و با سوت های خود تنهایی های یک مرد را سر میداد .

 

با صدای بی صدا مثه یه کوه بلند ، مثه یک پا کوتاه .

 

 

یادش گرامی باد .


 
رویا
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

رویاهاتو محکم بچسب

واسه اینکه اگر رویاها بمیرن

زنده گی عین مرغ شکسته بالی میشه

که دیگه مگه پروازو خواب ببینه .

 

رویاهاتو محکم بچسب

واسه اینکه اگر رویاهات از دس برن

زنده گی عین بیابون برهوتی میشه

که برفا توش یخ زنده باشن .

 

 

                                 " لنگستون هیوز "

 

 

نقل از وبلاگ پنجره ی در باران

 


 
دیدن
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: وبگردی

 

تو را دیدم

تو راز بودی و یک عمر

تو عشق بودی و یک درد

تو شور بودی از یک نوازش

و من دشوار بودم و چه سخت دچار

چه آسان می میرم

برای آمدنت،ماندنت و رفتنت

شدم بی قرار

برای صدایت،کلامت و لبخندت

گاهی مرهمی بودی برای زخم هایم

دردهایم،

غربتم.

همسایه ام شدی،

نه،نزدیک تر شدی

صاحبدلم شدی و صاحبدلم ماندی

بازآ

از چشم هایم برگیر این همه بی تابی

این همه بی قراری

به چشم هایم مهمان کن

نگاهت را دوبار

 

 نقل از اینجا


 
تیم ملی فوتبال ایران در راه جام جهانی 2010 افریقای جنوبی
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ورزشی

به نام خدا

 

آخرین دیدار تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران پیش از بازی با عربستان سعودی در راه رسیدن به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی در برابر جمهوری آذربایجان صورت گرفت . بازی سرد و نا امید کننده ای که با گزارش علیفر غیر قابل تحمل شده بود و تیم ملی همانند بازی های اخیرش در برابر تیم های درجه 2 و 3  با برتری به کار خودش پایان داد ولی قطعا این تیم ملی با این ترکیب و نوع بازی تماشاگران فوتبال را راضی نخواهد کرد حتی اگر نتیجه بازی های رسمی همانند این بازی های دوستانه با برتری ایران همراه شود ، چرا که تماشاگر ایرانی خواستار فوتبال ایرانی است  فوتبالی جذاب و پر هیجان  و پر احساس . چیزی که مدت هاست نمی بینیم .


 
انتظار
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

 

 

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد


 
ناکامان لیگ
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ورزشی

به نام خدا

 

هفته چهارم لیگ برتر  فوتبال ایران هم با ناکامی دو تیم بزرگ تهرانی سپری شد . استقلال که همانند سال گذشته با بازی های نه چندان زیبا همچنان با عدم نتیجه گیری مواجه هست و امروز هم در برابر مس کرمان باخت . و پرسپولیس همانند هفته گذشته اول گل اول رو خورد و بعد دو بر یک جلو افتاد و با گل نکردن موقعیت های بسیار زیادشون گل تساوی رو خوردند و نتونستند دوباره به بازی برگردند . شاید اگر افشین قطبی کمی شجاعانه تر دو بازی اخیر را ادامه می داد اکنون پرسپولیس با امتیازات کامل و همانند فصل قبل در صدر جدول می موند .


 
شعر
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ادبیات

کاش میشد تا خدا پرواز کرد
پای دل از بند دنیا باز کرد
کاش میشد از تعلق شد رها
بال زد همچون کبوتر در هوا
کاش میشد این دلم دریا شود
باز عشقی اندر او پیدا شود
کاش میشد عاشقی دیوانه شد
گرد شمع یار چون پروانه شد
کاش میشد جان ز تن بیرون شود
چشم از هجران او پر خون شود
کاش میشد از خدا غافل نبود
کاش در افکار بی حاصل نبود
کاش میشد بر شیاطین چیره شد
تا رها از بند با این شیوه شد
کاش دستم را بگیرد توی دست
تا شوم از دست او من مست مست
کاش میشد مست باشم تا ابد
سر بر آرم دست افشان از لحد
کاش میشد تا که در روز جزا
شاد باشم از عمل پیش خدا
کاش میشد یک نفس دیدار یار
تا شوم مدهوش ؛ گردم بیقرار


 
المپیک 2008 پکن
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: ورزشی

به نام خدا

 

 

المپیک 2008 پکن درحالی برای تیم ایران به پایان رسید که در مجموع تنها دو مدال نصیب جمهوری اسلامی ایران شد و از این نظر بعد از المپیک 1948 لندن که اولین دوره حضور تیم ایران در این مسابقات بود ، بدترین نتیجه بود .

 

با وجود اینکه در آتلاتنا 1996 و 2000 سیدنی و 2004 آتن سیر صعودی داشتیم به یکباره سقوط وحشتناکی کردیم و تنها با دو مدال المپیک را به پایان رساندیم . این در حالی بود که اکثر کشور ها در رشته های مختلف به صورت بهتری نسبت به قبل ظاهر شدند و بعضی برای اول بار صاحب مدال المپیک شدند . مثلا بحرین که تا همین نیم قرن پیش بخشی از خاک ایران بود صاحب اولین مدال طلای المپیک خود گشت .

باز دست هادی ساعی و مراد محمدی درد نکنه که با این دو مدال بهره ای از چین آوردند . 

 


 
سربازی 37
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: تاریخ

به نام خدا

 

در کتاب ارتش در تاریخ نوشته احمد نوروزی فرسنگی یک سری اصطلاحات نظامی که در زمان قاجاریه و اوائی پهلوی مورد استفاده بوده است را آورده که برخی جالب هستند :

1-     آتریاد : تیپ مختلط

2-     فوج : هنگ

3-     دیوزیون : لشکر

4-     بریگاد : تیپ

5-     اسکادران : سواران

6-     قشون : ارتش

7-     ساخلو : پادگان

8-     نایب : ستوان

9-     معین نایب : ستوان یار

10-  وکیل : گروهبان

11- سلطان : سرگرد

12- آسپیران : استوار

13- سرجوقه : سرجئخه

14- تابین : سرباز

 

یکی دیگر از موارد جالب این کتاب حقوق نظامیان در دوران قاجاریه بوده استکه اگر با حقوق دیگر افراد مقایسه شود جالب خواهد بود .