سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

غروب صبح
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

سوت و کور می‌شود

غار دلم

وقتی

خورشید از پنجره صبح

غروب می‌کند

هر روز !

 

 

نقل از وبلاگ خاتون


 
آمین
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

خدای مهربونم!

در این لحظه پرشده فضای سینم از تو...

از تو ، از تو...

همین جا بمون...

اینبار با همه وجودم فریاد میزنم و ازت می خوام که همینجا بمونی،

تو قلب من بمونی...

می خوام برات همه نامه های پست نکرده ام رو بخونم و تو لبخند بزنی..

بمون خدای من...

اینجا فقط جا برای تو هست که بی منتهایی..

 

نقل از اینجا


 
آب و روشنایی
ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

بزرگ شدن درد دارد. چشم­هایت می­سوزند، انگشت­هایت کرخت می­شوند، گوش­ها از بس خوب می شنوند سوت می­کشند، پاها به جلو کشیده می­شوند بی اختیار؛ بزرگ شدن درد دارد.

قلبت هم باید بزرگ شود، دلت را می گویم!

من باید درد را تجربه می­کردم تا بزرگ شوم و قلبم از زور درد تیر می­کشید. باید می­رفتم به جلو، آن قدر جلو تا از بقیه دور بمانم، تا درد را مزه کنم، تنهایی هم.

کسی را به اندازه­ات حقیقی ندانستم که بی تعارف در خانه­ات را بزنم ، بکوبم و آرام فریاد کنم بغض فرو نخورده م را ؛ بغضی را که گذاشتم لبریز شود، بریزد و  چشم ها را سیراب کند.

آرام زمزمه کردم در گوشت:

تا حالا دل ت شکسته،من همین حالا دل م شکست.

و تو آن قدر آرام فریاد کردی که دیگر دلی ندارم که این بار بغضم را خوردم، تا خودِ صبح تا سپیده.

بزرگ شدن درد دارد،می دانم.

می خواهم در آب در  روشنایی زندگی کنم،اما ماهی نباشم.

نگاهت می­کنم .

گفتی:

نگفتی چرا دلت شکست؟

 چشم ها را می بندم:

دیگر دلی ندارم،مثل تو!

 

 نقل از اینجا


 
آسمان
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

کاش می‌شد که بگویم: بیا.

آمدنت را به کدام جان ِ قابل پذیرایی کنم آخر؟

به کدام نفس ِ در بند؟ به کدام محبت بی‌نیاز؟

به کدام صدق و صفا؟ مهر و وفا؟

کاش می‌شد که بگویم: «بیا».

می‌گویم اما ...

به دیدارت آرایش جان کنم.

 

به نقل از  وبلاگ آسمان


 
نمستان
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ادبیات

 

این روز ها که درد

بیداد می کند ، بر چارچوب استخوان

رنگ سکوت و صبر

وارفته از انتظار می شود

کو تا بهار وصل

من و سکوت و بغض

آغاز اشتعال هجر

ناقوس نیشتر است هر لحظه هزاران هزار باز

میدان التهاب و درد

مرگیست به وسعت صبر

هر لحظه ، پنجه ام

رنگ هزار مشت می شود

یک سنگ و یکصدا

 

 

شعری از وبلاگ نمستان


 
نبودن
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

 

گاهی بودن به واقع خسته می کند آدم را.

بیا مدتی نبودن را تمرین کنیم رویا !

 

نقل از اینجا


 
سال های ابری
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ادبیات

 

 

 

این همه سال ابر وُ

                  یک لحظه آفتاب؟!

انصاف نیست!

 

رضا کاظمی

 


 
روش مناظره
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

مناظرات حضرت صادق علیه السلام با مخالفان در مسائل مختلف فقهى و کلامى و توحیدى در کتب روایى مضبوط است و از منابع معارف الهى به شمار مى‏رود .

روش آن بزرگوار در مباحثات و مناظرات بر استدلال و برهان و مجادله احسن بود که سفارش الهى در کتاب جاودان خود، قرآن کریم در سوره مبارکه نحل و آیه ی شریفه ی 125 است:

أدع إلى سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى أحسن

با سلاح حکمت و موعظه نیکو، مردم را به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به نیکوترین وجه مجادله کن

 

امام صادق علیه السلام در مقام مناظره هیچ گاه اخلاق اسلامى و مکارم اخلاق را فدا نمى‏نمود .
به طرف مقابل ناسزا نمى‏گفتند و همواره سخنان آنان را، هر چند سست و بى‏پایه مى‏نمود، با کمال دقت و متانت گوش مى‏دادند و صبر مى‏کردند تا سخن او کاملا به پایان برسد و تمامى ادله و براهین خود را بیان کند، بطورى که وى گمان مى‏کرد آن حضرت در مقابل سخنانش تسلیم شده است! آنگاه شبهات او را را یکى پس از دیگرى رد مى‏کردند و ادعاى خود را به اثبات مى‏رساندند و هیچ گاه با غضب و خشنونت با طرف مقابل برخورد نمى‏کردند.


 
نفاق
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

حضرت جعفر پسر محمد علیه السلام امام ششم شیعیان :

سه چیز است در هر که باشد منافق است، اگر چه روزه بدارد و نماز بخواند:

آن که چون سخن گوید دروغ گوید،

و چون وعده کند خلف وعده ورزد،

و چون امینش دانند خیانت نماید.

 

 


 
نصیحت امام صادق به رهبر جامعه اسلامی
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

هنوز سالى چند از حکومت منصور عباسی نگذشته، جامعه اسلامى از او و ماموران او چه ستمى را تحمل مى‏کرده‏اند:

شبى منصور در طواف بود، شنید کسى مى‏گوید:

خدایا از آشکارى ستم و تباهى در زمین و طمعى که میان حق و اهل حق در مى‏آید به تو شکایت مى‏کنم.

منصور از طواف برون رفت و در گوشه‏اى از مسجد نشست و آن مرد را خواست. وى دو رکعت نماز گزارد و دست ‏بر رکن کشید و با فرستاده منصور نزد او آمد و به خلافت ‏بر وى سلام داد.

منصور گفت:

چه بود که از تو شنیدم؟ از آشکارى تباهى و ستم در زمین یاد کردى. طمعى که میان حق و اهل حق در آمده چیست؟ به خدا گوش­هایم را از سخنى پر کردى که مرا به درد آورد.

مرد گفت:

اگر مرا ایمن مى‏دارى، تو را از اساس کارها آگاه مى‏کنم، و گرنه از تو دور مى‏شوم و به کار خود مى‏پردازم که مرا از دیگر کارها باز مى‏دارد.

منصور گفت:

در امانى.

مرد گفت:

آنکه طمع در او راه یافته و آشکار بودن تباهى و ستم را از او پوشیده تویى!

- واى بر تو ! چگونه چنین مى‏شود، زر و سیم در اختیار من است. شیرین و ترش نزد من است، چگونه طمع در من راه مى‏یابد؟

- آیا طمعى که در تو است در دیگرى هست؟ خدا کار و مال بندگان خود را به دست تو داده و تو از کار آنان غافلى و به گرد آوردن مال سرگرمى. میان خود و آنان پرده‏اى از آجر و گچ کشیده‏اى و درهایى ازآهن گذارده‏اى! نگهبانانى با سلاح گمارده‏اى و خود را در زندانى نگاه داشته‏اى و مامورانت را براى گرفتن مال به این سو و آن سو فرستاده‏اى و آنان را با سپاهیان و سلاح و اسبها تقویت کرده‏اى و گفته‏اى کسى جز فلان و فلان که نام آنان را برده‏اى بر تو در نیاید و نگفته‏اى ستم دیده و درمانده و گرسنه و برهنه و ناتوان و مستمند را نزد تو آرند. در حالى که هیچ کس نیست جز آنکه او را در این مال حقى است.

از یک سو این مردم را بر خود مخصوص کرده‏اى و آنان را بر رعیت ‏خویش مقدم داشته‏اى و گفته‏اى هیچ کس مانع درآمدن آنان بر تو نشود و از سوى دیگر مال­ها را مى‏گیرى و گرد مى‏آورى. آنان که تو را چنین مى‏بینند گویند: او در مال خدا خیانت مى‏کند، چرا ما نکنیم؟ پس با هم یک سخن شده‏اند که کسى تو را از حال مردم خبرى ندهد، جز آنچه آنان بخواهند، و هیچ مامورى خلاف آنان نکند جز که او را نزد تو خائن به حساب آرند، و او را از تو دور گردانند، تا آنجا که وى را مقامى نماند. چون مردم از رفتار آنان و تو آگاه شوند، بزرگشان شمارند و از ایشان بترسند و به آنان رشوت دهند، و نخستین کسان که به آنان رشوت دهند عاملان تو باشند که هدیه و پول دهند تا در ستم کردن به رعیت تو قوى شوند. پس از آنان، قدرتمندان و مالداران رعیت که تا بتوانند به زیردستان ستم کنند. بدین سان طمع شهرها را پر از ستم، تعدى و تباهى کرده و این مردم در قدرت تو شریک‏اند و تو از آنان غافل. و اگر داد خواهى بیاید او را نگذارند نزد تو آید. و هنگامى که برون مى‏آیى اگر کسى بخواهد شکایت نامه خود را به تو دهد مى‏بیند از این کار نهى کرده‏اى و کسى را گمارده‏اى تا او در شکایت نامه آنان بنگرد و اگر داد خواهى نزد تو آید و خبر آمدن او به نزدیکان تو رسد، از آنکه براى رسیدگى گمارده‏اى‏بخواهند تا شکایت نامه او را به تو نرساند. پس آن ستمدیده پیوسته نزد او رود و بدو پناه برد و شکایت کند و فریاد خواهد و او بازش گرداند، و او ناچار شود هنگامى که تو را بیند فریاد شکایت‏برآرد، اما چنانش بزنند که عبرت دیگران گردد و تو بینى و مانع نشوى. پس اى امیر مؤمنان اسلام بدین سان چگونه پایدار ماند؟

...

تو به خدا ایمان دارى. از خاندان پیغمبر او هستى، لیکن رافت تو به مسلمانان بر حرص تو غالب نمى‏شود.

...

این تو نیستى که مى‏بخشى! خداست که به هر کس آنچه خواهد مى‏بخشد. اگر مى‏گویى مال را فراهم مى‏آورى تا سلطنت ‏خود را قوى سازى، خدا بنى امیه را براى تو مایه عبرت ساخت. مال­ها که فراهم ‏آوردند و مردان و سلاح و اسبان که گرد کردند آنان را سودى نبخشید.

و اگر گویى مال را براى به دست آوردن مرتبتى بالاتر از آنچه در آن هستى فراهم مى‏کنى، به خدا سوگند مرتبتى از آنچه در آن هستى برتر نیست. مگر مرتبتى که آن را به خلاف این حالت‏خواهى به دست آورد. آیا آن را که نافرمانیت کند به سخت‏تر از کشتن کیفر خواهى داد؟

پس با آنکه دنیا را در اختیارت نهاده چه خواهى کرد؟ کیفر او کشتن نیست، جاودانگى در عذاب سخت است.

مردم را پیشوایانى است که در دین خود بدانها حاجت مى‏برند و در دنیاى خویش به آنان راضى هستند. آنان را به خود نزدیک ساز تا راهنماى تو باشند و در کارها با آنان مشورت کن تا تو را بر راه راست‏بدارند.

ترسیدند که تو از آنان بخواهى به راه تو بروند.

در خانه‏ات را باز بگذار و دربان­هاى ملایم بگمار. ستمدیده را یارى کن، ریشه ستمکار را بکن. مالیات و صدقات را به حق بگیر و به حق و عدالت‏بر مستحقان آن بخش کن. من از سوى آنان ضامنم که بیایند و تو را در آنچه به صلاح امت است‏یارى کنند.  

نقل از کتاب زندگانى امام صادق علیه­السلام نوشته­ی سید جعفر شهیدى


 
حق شنوی
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی ،آیت الله امجد

 

انسان باید هدف داشته باشد.

مدح و ذم مردم هم نباید برایش مهم باشد.

البته انتقاد را باید پذیرفت. علی علیه السلام می‌گوید: با من مثل جباران رفتار نکنید، بازی نکنید، با من حقیقت را بگوئید.

 اگر قرار باشد من حق را نشنوم پس عمل هم نمی‌توانم بکنم.

انسان باید مرد حق باشد.

 

حضرت آیت الله امجد


 
آخرین نماد مرجعیت واحد شیعه
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،مذهبی

 

 

پنجاه سال قمری از درگذشت آیت الله العظمی سید محمد حسین طباطبایی بروجردی گذشت، اما شیعیان در این نیم قرن پرحادثه که دست کم در دو مقطع آن، مرجعیت شیعه تأثیرات جهانی و منطقه ای مهمی از خود بر جای گذاشت، از مراجع تقلید متعددی پیروی کرده اند و هنوز هم مرجع یکپارچه ای چون میرزای شیرازی، سید ابوالحسن اصفهانی و یا آیت الله بروجردی ظهور نکرده است.

...


 
قهرمان ملی
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

 

قهرمان و ضد قهرمان نام دیگر تاریخ ایران است و مردم جان شیفته­ی این تاریخ.

اینجا همه چیز لای برگ تقدس پیچیده شده است !

 قهرمان من، ضد قهرمان توست و قهرمان تو مفلوک من.

تقدس، تعمید ناپاکیست که سراسر این تاریخ را در هم گرفته است. تاریخی که اجازه نقد را ندهد به هجو کشیده می­شود هر چه حاکمان رودر روی نقد ایستاده اند بیش از اینکه خود آسیب بینند جامعه را  آسیب زده­اند از آنروست که پهلوی دوم اجازه نقد را از مردم ستاند و حاصل آن می شود انقلاب پنجاه و هفت و اگر دربار قباد ساسانی تن به اصلاحات و نقادی های مزدک می داد هیچگاه حکومت ساسانی بدست یک قدرت بیگانه  به زوال نمی رفت.

 

نقل از وبلاگ به همین سادگی


 
مصیبت عشق
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ادبیات

 

همیشه سیاه پوشیده ام.

عشق؛

         مُصیبت سنگینی ست!

 

رضا کاظمی


 
روز کودک و
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: شخصی

امروز شانزدهم مهر ماه برابر با روز جهانی کودک است.


 
تشکیلات ذی نفوذ
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

یک بار در ایامی که آیت الله خامنه­ای در پست ریاست جمهوری بودند از ایشان وقت گرفتم تا به همراه اعضای بخش سیاسی که مسئولیت بخش مزبور را برعهده داشتم خدمت ایشان برسیم

 ...

 فرمودند

...

در نظام­های حکومتی در برخی از مواقع و موارد حکومت نمی­تواند به طور مستقیم وارد شود و اظهار نظر نماید ؛ در عین حال دوست دارد که کلام و مرام او از کانال یک تشکیلات ذی نفوذ در میان عامه ابراز شود در این حال نظام اگر هم از تشکیلات یاد شده حمایت کند در خفا خواهد بود ...

جامعه مدرسین حکم همان تشکیلات را دارد .

 

از کتاب خاطرات شیخ محمد یزدی

 


 
انفجار اطلاعات
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ

 

شهروند مطیع کسی است که وجود فردی اش مستحیل است در جامعه ای که پیرامون او وجود دارد .

اعتراضی ندارد .

استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد تا آنجا که تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون که تابع آن می بیند .

به آنچه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند . دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است و مثلا در ایران خودمان وقتی می شنود که بانک فلان ، بانک شماست ؛ باور می کند و پولش را در بانکی انبار میکند که جایزه بیشتری می دهد و از این قبیل .

 

شهید سید مرتضی آوینی

 

کتاب انفجار اطلاعات


 
همیشه غائب
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: گیتار و موسیقی

 

امروز سیزدهمین روز ماه مهر برابر با سالروز بزرگداشت هنرمند فقید فریدون فروغی است .

هنرمندی که اوج دوران هنری اش در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سال های آغازین پس از به ثمر نشستن انقلاب بود .

اوجی که به سرود زیبای یار دبستانی ختم شد و پس از این ترانه بود که فروغی را  ممنوع کردند و صدایش را .


 
رجوع به عقل
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

 

 

امروز مسئله اینترنت هیچ حرجی بهش نیست.

مثل یک بیابان وسیع است که می شود در آن هر کاری کرد.

غیبت می شود، تهمت می شود.

باید به عقلتان رجوع کنید.

 اصل و ریشه حرف را بسنجید و ببینید که به آن شخص می خورد یا نه...

من اگرحرفی بزنم رویش می ایستم ولو این که تکه تکه ام کنند ولی به حرفی که خاطر کسی را مشوش کند راضی نیستم. من از تشویش خاطر این نسل جوان می ترسم.

 

آیت الله امجد

 


 
سوختن
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

آتش بگیر تا بدانی چه می کشم 

احساس سوختن به تماشا نمی شود

نقل از اینجا


 
کاش پاییز نبود
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ادبیات

 

چه حرف ها با تو داشتم

ناگفته هایم در کنج قلبم مدفون،

روز به روز نبودنت بیشتر زخمی بر این دل می زند،

و کاش پاییز نبود و طلوعی نبود !

 

نقل از وبلاگ صدای بی صدا


 
آزادی
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: سیاست

 

موقعی که جلو انتشار عقیده­ای به زور گرفته شد مخالفان خیلی بیشتر از صاحبان آن عقیده ضرر می بینند زیرا اگر عقیده ای که به زور خاموش کرده اند صحیح باشد در این صورت همه­ی کسانی که با آن مخالفند از این فرصت گرانبها که بطلان را با حقیقت مبادله کنند محروم شده اند.

اما اگر عقیده ای اشتباه باشد خفه کنندگان آن بازهم  به هر تقدیر ، زیان برده اند چون اگر اصطکاک عقاید را آزاد می گذاشتند از برخورد حق و باطل به هم ، سیمای حقیقت زنده تر و روشن دیده می شد .

 

رساله­ای درباره­ی آزادی

نویسنده جان استوارت

مترجم جواد شیخ الاسلامی

 


 
لحظه های عمر
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

مهربانم !

 در این تاریک ترین روزهای سال برایم چراغی بیاور که دلم تمنای نوری دارد حتی کورسویی .

مهربانم !

 در این روزهای تار، در این شبهای روشن از نور دیدگان، در این لحظه های وارونه ، برایم چراغی بیاور

مهربانم !

 لطفت را شامل حالمان کن ، حتی برای لحظه ای که عمری را کفایت می کند،

تو می دانی تنهایی یعنی چه، مارا تنها تگذار و دستمان را رها نکن.

 

نقل از اینجا


 
نازلی
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ادبیات

 

معتقدم
به حضور تو در لایه لایه روزهایم
به قدرت ذهنم هم
و به قدرت دستانم

تنها نمی دانم
چرا باز هم باید صبر کنم؟

نازلی حقانی پرست


 
زندگی تا...
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

 

زندگی با همه وسعت خویش، محفل ساکت غم خوردن نیست؛

حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست؛

اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست،

زندگی جنبش جاری شدن است،

از تماشا گه آغاز حیات

تا بدانجا که خدا می داند

نقل از اینجا


 
سزای پریدن
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

 

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند میخورم به مرام پرندگان

در عرف ما، سزای پریدن،

تفنگ نیست .

نقل از اینجا


 
تاریخچه دموکراسی ایرانی
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

دموکراسی اگر وجود داشته باشد غیر از این کاری که ما می کنیم چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

راستی معنای دموکراسی چیست ؟

...

آن وقت ، آن مملکت که در مهمترین انتخاباتش حداکثر 45 تا 50 درصد از رای دهندگان شرکت می کنند و مردم هم همانطور که گفتم نفله می شوند ، می خواهند از ما درباره دموکراسی و حقوق بشر سوال کنند ؟ واقعا مسخره است .

مگر دموکراسی فقط فحش دادن است ؟

مگر دموکراسی فقط دزدیدن است ؟

مگر دموکراسی فقط هوچی بازی است ؟

پس حقوق کسانی که بی­گناه در خیابان ،در خانه ،یا در اتاق هتل مفت کشته می­شوند چه می شود ؟ آنها بشر نیستند ؟ آنها حقوق ندارند ؟

اگر دارند ، چه کسی حقوق آنها را حفظ می کند ؟

...

ولی ما چه می کنیم ؟

ما جلوی کسی را می گیریم که علاوه بر اینکه خائن و وطن فروش است ، تروریست هم هست . ما مردم را از شر او حفظ می کنیم و نمی گذاریم مملکت را دو دستی تقدیم دشمن بکند .

آیا ما به این خاطر که نمی گذاریم افراد بیگناه کشته شوند ، حقوق بشر را حفظ نکرده ایم ؟

 

محمدرضا پهلوی

هشتم آبان ماه 1355 هجری خورشیدی

 

 


 
جمعه و انتظار همیشگی
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: شخصی

به نام خدا

 

 

باز آدینه و جمعه ای دیگر از راه رسید .

اولین جمعه بعد از ماه مبارک یه جور دیگری است .

و انتظار ها همچنان ادامه دارد تا بیاید منجی و عدالت را برپا دارد .

مظلومین و مستضعفین عالم هیچگاه در غیبت عزیز شان خوشحالی و شادمانی نخواهند داشت و همواره روزهای سختی دارند تا مگر او آید و این روزهای تلخ و سخت را خاتمه دهد.

و او خواهد آمد .


 
زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: ادبیات

 

 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شـــــما نیز بگذرد

 

باد خـــــــــزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

 

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شـــــــما نیز بگذرد

 

بادی که در زمانه بسی شمع­ها بکشت

هم بر چراغدان شــــــــــــــما نیز بگذرد

 

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شــــــــــــــــما نیز بگذرد

 

بیش از دو روز نبود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شـــما نیز بگذرد

 

سیف الدین محمد فرقانی

 

 


 
حرف حساب
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: تاریخ ،سیاست

 

بچه­های خوب ، بچه­های مومن ، بچه­های صادق ، بچه­های سالم ، بچه­های خوش­فکر ، خوشدل گاهی اشتباه می کنند راه را باید شماها توجه داشته باشید . یک نفری که اینجا حرف بی ربطی دارد می­زند خیلی خوب ، شما وقتی حرفش تمام شد یا در همین جلسه بلند شوید منطقی و صحیح حرفتان را بزنید یا بگویید که عجله هم نداریم شما گفتید بساطت را جمع کن برو ، بنده بعد از شما دو سه روز دیگر می آیم همین جا یا جای دیگری اعلام هم می­کنم منطقی هم حرف شما را رد می کنم .

 این طوری بگویید ، بگذارید جوان صاحب شوق و تشنه­ی فهم حقیقت حرف حساب را از شما بشنود .

 

سخنرانی آیت­الله خامنه­ای در جمع فرماندهان سپاه پاسداران

چهاردهم اسفندماه سال هفتاد و شش هجری خورشیدی