سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

دنیا و آخرت
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: معلم شهید شریعتی

دنیای من خود منم،

همین که اکنون هستم!

و آخرتم، بهشتم،

آن که باید باشم!

 

و میان این دو راهی است به درازای ابدیت،

چه می گویم؟

ابدیت، لایتناهی،

راهی است که هرچه می رویم طولانی تر می شود

و هرچه نزدیک تر می شوم دورتر!

 

از کتاب هبوط در کویر


 
قناعت
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ادبیات

از خوردن دانه های ایام

بس مرغ که اوفتاد در دام

 

آنرا که هوای دانه بیش است

رنج و خطر زمانه بیش است

 

هرکو چو تو قانع گیاه است

در عالم خویش پادشاه است

 

از منظومه لیلی و مجنون اثر جاوید نظامی گنجوی


 
فرصت
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ادبیات

 

در بزم دور یک دو قدح درکش و برو

یعنی طمع مدار وصال دوام را

حافظ


 
افشاگری
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

نظر شهید آیت الله بهشتی درخصوص افشاگری‌ های دانشجویان پس از اشغال سفارت آمریکا:

نظر ما این است که مدارک سیاسى در یک کشور به اطلاع ملت برسد،

منتهى آن شیوه اى که تا حالا عمل شده بود، سه تا عیب داشت:

یک عیبش این بود که همه اوراق و اسناد مربوط به یک فرد یا یک مؤسسه باید ارائه بشود، تا مردم بتوانند جمع بندى کامل کنند. در برخى موارد، گفته مى شود که همه اوراق یکجا ارائه نمى شود. خوب اگر قرار است مردم درباره یک فرد یا مؤسسه چیزى بدانند باید همه اوراق آنجا را بخوانند تا بتوانند جمع بندى کنند.

نقص دوم این بود که باید همان شب که این اوراق از رادیو تلویزیون و روزنامه ها پخش مى شود آن فرد یا گروه هم بتوانند بیایند توضیح بدهند. تنها به قاضى رفتن درست نیست و ملت قاضى است.

عیب سومى که در کار دانشجویان وجود دارد، این است که تا حالا جز در یک مورد که در رابطه با روزنامه جمهورى اسلامى بوده در بقیه موارد، همه اسناد مأیوس کننده و منفى پخش شده است. اگر راجع به افراد، گروه ها و مؤسسات دیگر، اسناد مثبت وجود دارد، اینها را هم نشان دهند که مردم به سمت بدبینى و یأس کشانده نشوند.

سوق دادن به بدبینى خطر بزرگى است براى جامعه!

نقل از کتاب آنسوی اتهام – خاطرات عباس امیرانتظام


 
کار بدون اندیشه
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مذهبی

امام هادی شیعیان علیه السلام:

 مَنْ عَمِلَ عَلى غَیْرِ عِلْم ما یُفْسِدُ أَکْثَرُ مِمّا یُصْلِحُ

کسى که کارى را بدون علم و دانش انجام دهد، 

اِفسادش بیش از اِصلاحش خواهد بود.


 
عدل و فضل
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مذهبی

 

اَللّهم عاِملنا بِفَضلِک 

وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک!


 
طهران قدیم
ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تاریخ

 در سفر آخری که احمدشاه به فرنگ رفت، یا فرستاده شد و دیگر بازنگشت، با شروع زمزمه هایی مقدماتی از هر طرف غوغایی جهت برانداختن سلسله ی قاجار برخاست که حرف آن از جمهوریت و حکومت مردم بر مردم شروع شده، صحبت آن ورد زبان ها گردیده، گروه هایی نیز به طرفداری سلطنت برخاسته، هریک دسته جات و احزابی به راه انداخته؛ به تشکیل انجمنی پرداختند و تابلوهایی نوشته بر سر درها چسباندند از این قرار:

انجمن اخوت، انجمن تهرانی ها، انجمن دمکرات، حزب اعتدال، انجمن برادران، حزب خلق، انجمن اسلام، حزب انقلاب، انجمن آذربایجان، حزب نجات، حزب پیمان، حزب وطن، انجمن همدانی ها، انجمن جنوب و الی آخر ... تا آنجا که از هر ده پانزده خانه یکی نام انجمن به خود گرفت.

قسمتی از این احزاب را جوانان و متجددین و درس خوانده ها و اصلاح طلبان و انقلابیون و چپی ها و کارگران ... تشکیل می دادند که مخالف حکومت سلطنتی و تازنده به آن بودند و دلایلی از حکومت صد و پنجاه ساله ی قاجاریه داشتند که در احزاب و تظاهرات عنوان نموده، مظالم ایشان گوشزد می کردند و روز به روز هم بر تعدادشان اضافه می گردید.

سخن این عده این بود که جمهوری، دوست ملت ها و مردم می باشد و اگر اختیار آن به کف مردم افتد؛ پدر آجان ها و مالیه چی ها را در می آورند و دیگر بلوای ناامنی و آشوب نمی بینیم و همیشه نان روی منبر و گوشت به قناره های قصابی ها می آویزد (یکی از سیاست های همیشگی دولت ها در تحمیل نظرات و امور زیرپرده ی خود به مردم، به وجود آوردن تنگی و سختی نان و گوشت و قحط و غلای مصنوعی بود که تا انجام مقصود و مقاصد ادامه می گرفت) و هفته به هفته حوائج هر خانواده را به در خانه هایشان می برند و حکیم و دوا مفت و مجانی و ریاست و بزرگی میان مردم قسمت می شود و هر عمله اکره ای می تواند رئیس و وزیر و وکیل شده کسب افتخار بکند و و عده و وعیدهایی ... و دیگر دلخوش کنک های دیگر که مردم را تحریک می نمود.

...در مقابل این عده جمعیتی هم از سالخوردگان و آخوندها و منبری ها و قدیمی مسلک ها و امّل ها و کسبه و تجار و داش مشدی ها و یکه بزن ها و اکثریت حقوق بگیرها و مستمری دارها و شاهزادگان و جیره خواران و دعاگویان و امثال آن بودند که طرفداری از حکومت سلطنتی کرده بر تابلوهایشان لفظ انجمن نوشته می شد و غالب آنها هم از فرط بیگانگی با نام جمهوری و جمهوریت، جمهوری را جمبوری می گفتند و بر رد عقاید جمهوری خواهان دلایلی به این شرح می آوردند:

شاه مظهر ملیت و قومیت و موجب آبرو و موقعیت اجتماع و مظهر استقلال کشور و سکان دار کشتی مملکت بوده، فقدان او در حکم فقدان سر در بردن و عقل از آدمی و سبب وجودی شاه برای اجتماع تفسیرهایی از آیات قرآن می آوردند و سر و سروری او را بر دیگران عزت خدایی می دانستند که مخالفت با او مخالفت با قرآن و دستورات قرآنی را معلوم می نمود.

نقل از جلد اول کتاب وزین طهران قدیم اثر خواندنی جعفر شهری


 
روح پراگ
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ادبیات

ما در دورانی زندگی می کنیم که از فرهنگ تهی شده است. منظورم فقط این نیست که کتابخانه های ما در انحصار آشغال ها قرار گرفته اند، یا مجله های ما هر روز توقیف می شوند، یا مورخان ما کارشان صرفاً کاری یدی شده است، یا هنرمندان ملی ما اجازه ندارند آثارشان را چاپ کنند یا به نمایش بگذارند، یا فیلسوفان ما از کار بیکار شده اند. من در فکر فرهنگ در معنای متوسّع این کلمه هستم، فرهنگ در مقام چکیده ی سنّت ها، حقوق بشر و آزادی ها، فرهنگی که سیاست را هم در بر می گیرد، سیاستی که شامل حقوق بشر هم می شود و شامل حق زندگی افراد در خلوت بی مزاحمت، شامل حق افراد برای آن که اعتقاد و عقیده ی خودشان را داشته باشند و شامل حق دفاع افراد از خودشان وقتی مورد حمله قرار می گیرند. منظورم فرهنگی است که جزو آداب و رسوم یک جماعت است، حق احترام گذاشتن به ریش سفیدها، به حکیمان قوم و حق نشاندن این حکیمان در مناصب و مقام های پر مسئولیت، حق دفن کردن مردگان خود بنا به تشریفات هر گروه، حق مقابله با هتک حرمت گورها یا یادبودهای اجداد هرکس، من فرهنگی را در نظر دارم که الهامبخش نوعی آگاهی از قابلیّت تغییر و راز جهان است و مشوق این عادت که بپرسم و پاسخ ها را به بحث بگذاریم.

نقلی از کتاب روح پراگ نوشته ایوان کلیما، ترجمه ی خشایار دیهیمی، نشر نی