سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

نفت
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: جلال آل احمد

 

جالب است که من هر وقت اسم باستان شناسی را می شنوم بوی نفت به دماغم می خورد.

از دمورگان بگیر تا این یهودی سرگردانی که گریشمن باشد.

همیشه اینها پیشقراول کشف نفت بوده اند یا همپالگی کمپانی های نفتی.

و حالا لابد نوبت روس ها هم رسیده.

و کیست که بخیل باشد؟

بر این خوان یغما چه دشمن ...

سفر روس – جلال آل احمد

 


 
خلق نکو
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

 

مَنْ نَدیدَمْ دَر جَهانِ جُستُجو

هیچ اَهلیّتْ بِهْ از خُلْقِ نِکو

جویِ خَمْرْ و جویِ شَهْدْ و جویِ شیرْ

نیست جزْ خُلْقِ لَطیفْ دِلپَذیرْ !

مثنوی مولوی


 
می‌خواهم تا آخر سال حالم خوب باشد
ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: وبگردی

زندگی که بازی گل یا پوچ نیست، هست؟ نفس کشیدن، تپیدن قلب. بلند شدن ناخن‌ها، موهایی که می‌ریزند هر روز. چرب می‌شوند مدام. هست؟ اصلاً هر بازی که تو بگویی، حتی از این بازی‌های جدید؛ اسم‌شان هر چی. هست؟

بیا اصلاً برویم از اینجا. برویم به آن جزیره‌ی عجیب غریبی که دیدیم. همان که مرد می‌گفت یکی را تبعید کرده بودند آنجا و دانیل دفو از روی آن رابینسون و جمعه‌اش را پرداخته. توی همان غار کوچک پناه بگیریم؟ هر چه داریم را بار بزنیم ببریم. بدون کتاب که نمی‌شود، می‌شود؟

بیا اصلاً جایی نرویم. زندگی که بازی نیست، هست؟ ما هم بازی نکنیم. تو فقط همین‌قدر صبور باش. همین‌قدر مهربان. من هم نور باشم. همه چیزت. من کم بیاورم گریه کنم، تو بوسه باشی و گرما، بدوی در خونم. خون در چشم بر هم زدنی بدود به تمام وجودم.

بیا اصلاً زندگی کنیم. دارد بهار می‌رسد...

 

 

نقل از وبلاگ مرا آفرید آنکه دوستم داشت

 


 
سپاه سلطانی
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

تاکید و توجه سُلْطان مَحمود بر ارتش فوق العاده بود. به گفته ی راوندی، او اهالی کشور را به دو دسته تقسیم کرده بود، نیروهای مُسَلَّحْ و اهالی محل.

او به سپاهیان حقوقْ می داد و از آنها انتظار داشت که بدون چون و چرا تمام فَرامین او را اجرا کنند.

...

سران سپاه (اُمَرا و بُزرگان ارتشِ جدید) که عُمْدَتاً بَردِگان و غُلامان تُرکْ نِژاد آزاد شده بودند، به تدریج درون الیگارشی قدرت جای گرفته و بخش مهمی از آن شدند.

...

به نوشته ی هارتوگ ارتش یگانه پایگاه قدرت و تنها حافظ تاج و تَخت سُلطان بود. بنابراین شاه برای بقاء خودش چاره ای نداشت بجز آنکه خواست ها و منافع ارتش را در وَرای منافع مردم و کشور قرار دهد. او به هر قیمتی که شده بود می بایستی جلوی ناخشنودی اریستوکراسی – نظامی را که در میان سران ارتش به وجود می آمد، می گرفت تا بقاء حکومت و اقتدارش تهدید نشود.

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)


 
سگ را بجنبان
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          نظرت چیه رئیس جمهور برنده جایزه صلح نوبل بشه؟

...

   چون اون برای ما صلح آورده!

-          ولی آخه جنگی تو کار نبوده؟

-          خوب این طوری کارش سخت تر بود.

 

  • دیالوگ داستین هافمن (Stanley motss) با رابرت دنیرو (Conrad brean) در فیلم سگ را بجنبان (Wag The Dog  - 1997)

 
عالم متواضع
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: آیت الله العظمی خمینی

 تکبر از نهایت جهل و نادانی است

و هر که جهلش بیشتر و عقلش ناقص تر است، کبرش بیشتر است

و هر که علمش بیشتر و روحش بزرگتر است، متواضع تر است.

نقل از کتاب برکرانه شرح چهل حدیث امام خمینی، به قلم جواد محدثی


 
مطیع لله
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

خواجه ی بزرگ روی به حسنک کرد و گفت:

خواجه چون می باشد و روزگار چگونه می گذارد؟

گفت: جای شکر است!

خواجه گفت:

دل، شکسته نباید داشت، که چنین حال ها مردان را پیش آید. فرمانبرداری باید نمود به هرچه خداوند فرماید، که تا جان در تن است امید صدهزار راحت است و فَرَج است.

گزیده ی تاریخ بیهقی به کوشش سیدمحمد دبیر سیاقی


 
عقل و عشق
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: الهی قمشه ای

اختلاف عَقْلْ و عِشْقْ در مراتب اِدراک است

و تا هنگامی که آدمی دَرک ماهیّات و حدود و رُسوم و تَعینات مُتِکَثِره می کند

و کائنات را یک یه یکْ به ترازویِ خویشْ می سَنجد و هر یک را وزنی و نامی می نهد،

و تمیز می دهد میانه ی

زَهر و شِکَر

و زِشت و زیبا

و شَب و روز

و کُفر و ایمان

و مِیخانه و مِحراب

و دُرست و نادُرست

و خِیر و شَر،

و در یک چهارچوبِ مَنطقی و ریاضیْ جَهَتِ اِشْتِراکْ و جهت اِخْتِلاف و جِنس و فَصلِ موجودات را معیّن می کند

و بیرون از چهار حَد و شِش جَهت و پنج گوهَر چیزی نمی دانَد

و در این میانه خود را مِحوَر همه قضاوت ها و سنجش ها و ارزش ها می شناسد،

قوّه ی اِدراکِ او در مرتبه ی عَقل است

و او را عاقِل گویند

امّا وقتی نیزه ی اِدراکِ او سِپَرِ آهنینِ زمانْ را در شِکافتْ

و زِندانِ اَبَدْ را در شِکَسْت

...

و دانِست که مادرِ گُل ها خار است

... و دانستْ دِل های عاشِقان در حلقه ی زُلفی گرفتار است که کمندِ همه ی آزادی ها و مَحْفِلِ عِیش و عِشرَت جاودانه دل های عاشقان است...

بنابراین، همان قوه ی اِدراک ما که در مرتبه ی نازله عنوان عقل داشت در مراتب کامل تر عنوان عشق پیدا می کند.

حسین محی الدین الهی قمشه ای – پیشگفتار منطق الطیر فریدالدین محمد عطار نیشابوری

 

 


 
ظلم ماندنی نخواهد بود!
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

خبرداری از خسروان عجم

که کردند بر زیر دستان ستم!

نه آن شوکت و پادشایی بماند

نه آن ظلم بر روستایی بماند

خطابین که بر دست ظالم برفت

جهان ماند و او با مظالم برفت

سعدی


 
انسانیت روسی
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: جلال آل احمد

 من چاره ای ندارم جز اینکه انسانیت شوروی را انسانیت کاهش یافته‌ای بخوانم. و تازه این تنها سرگذشت اقلیت های مذهبی و نژادی نیست. سرگذشت خود روس‌ها هم هست. آن اوکراینی‌ها – آن ملداوی ها – آن قزاق ها – آن ارمنی ها – آن تاتارها – و اینهم تاجیک ها و اوزبک ها.

مساله ملیت را در شوروی هم نتوانسته اند حل کنند. فقط ماست مالی کرده‌اند. با آنهمه فرمایشات(!) بزرگانشان که ما در جوانی ترجمه می کردیم و به فارسی منتشر می کردیم.

درست عین رفتاری که ما با ترک‌ها می کنیم یا با کرد ها.

فضیلت یک سیستم بر دیگری اگر در حل مشکلات فردی و اجتماعی و فرهنگی نباشد پس در چیست؟

به این ترتیب سیستم شوروی در نظر دارد آدمی مثل من حتی بر سیستم حکومت ولایت خود من هم برتری ندارد. به همین صراحت.

چرا که انسانیت کاستۀ شوروی از اصل خود به دور مانده است. از تاریخ و سنت خود بریده اند. شخصیت بازگشت به اساطیر در ایشان مرده.

آنها که غیر روسند به اجبار روسی شدن و آنها که روسند به اجبار تبعیت از ضربان مکانیسم.

سفر روس – جلال آل احمد


 
رکن پنجم
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 تعهد واقعی به وفاداری نیاز داره...

 

The Fifth Estate - 2013


 
منیّت
ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

 ...

چون بِدید اِبْلیسْ را موسی به راه

گشتْ از ابلیسْ موسی رمزْ خواه

گفتْ دائمْ یاد دار این یکْ سُخن

مَنْ مَگوْ تا تو نَگردی هَمْچو مَن!

مَنْطِقُ الطِّیر – فَریدالدّین مُحَمَّد عَطّار نیشابوری


 
دایره بسته
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

                      

 

قانون به یه مردِ بی نقص نیاز داره!

Closed Circuit  - 2013

 


 
بزرگیِ انسان
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

     به نام خدا

انسان بزرگ تر از این زندگی و عظیم تر از این هستی است.

این است که راه می افتد و هنگامی که راه افتاد دیوارها را احساس می کند و زندان را می فهمد و پوچی و عبث در این بن بست تجربه می شوند!

از کتاب صراط، ع.ص.

                      

 


 
نبراسکا
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

-          چطور شد که تو با مامان ازدواج کردی؟

-          اون خودش دلش می خواست.

-          تو نمیخواستی اونوقت؟

-          منم گفتم: به درک!

 

              Nebraska  - 2013

                                                                                                                                     


 
دولت/ مجلس/ملت
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

مصدق همیشه می گفت که قدرت دولت و مجلس از ملت است و شرح می داد که اگر آنها وارد حیات سیاسی – اجتماعی خود نشوند در عمل مجلس و دولت از کار می افتد. این کاری است که در عمل در طول عمر پارلمانی ایران انجام شده است.

ایرانی ها از ظلم به ستوه آمده اند، شوریده اند، نظامی را سرنگون کرده اند ولی دوباره به دامن استبداد افتاده اند. اگر نارس نبودند می توانستند همیشه از پارلمان خود دفاع کنند. این کاری است که باید انجام می دادند و نمایندگان خود را به پارلمان می فرستادند، تا دولت نیز نماینده پرالمان باشد، نه اینکه قدرت به کمک و نفوز بیگانه کم کم غصب شود و دولت برای تامین اهداف قشر خاص و به پشتیبانی بیگانه و منافع او، نادان ترین و احمق ترین و وطن فروش ترین عناصر را نماینده ی مجلس کند که هر رطب و یابسی را به او تحمیل می کنند، قبول کند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی

 


 
زبان
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

 

مَرْدُمی که زبانی آشفته دارند مَنِشی هَمْسوی آن خواهند داشت.

 

میرجلال‌الدین کزازی


 
سکبار
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

سبکبار مردم سبکتر روند

حق این است و صاحبدلان بشنوند

تهی دست تشویش نانی خورد

جهانبان بقدر جهانی خورد

سعدی


 
وودی آلن
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

-          دوست دختر داری؟

-          نه، من عاشق کسی هستم که با یکی دیگه ازدواج کرده

اونم عاشق یکی دیگه‌ست که اونم ازدواج کرده

و خلاصه خیلی وضعیت داغونیه

 You got a sweetheart

 No. I'm in love with a girl. She's married

She's in love with someone and he's

married. It's a real healthy situation

 

وودی آلن و دایان کیتون در فیلم عشق و مرگ - 1975


 
بوستان سعدی
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

طریقت بجز خدمت خلق نیست

به تسبیح و سجاده و دلق نیست

سعدی


 
لعن؟
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی

 

عارف کامل مرحوم شاه آبادی می فرمود:

کافر را هم در دل ملامت نکنید،

شاید نور فطرتش او را هدایت کند

و سرزنش، شما را بدعاقبت سازد،

آنان را لعن نکند،

شاید در حال رفتن از دنیا هدایت شده باشند.

نقل از کتاب برکرانه شرح چهل حدیث امام خمینی، به قلم جواد محدثی


 
قدرت
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سیاست

 

در ایران تکلیف قدرت همواره مشخص بود:

اول، وسط و آخر قدرت به حکومت ختم می شد.

نه تجار و بازرگانان و نه اصناف و پیشه وران در داخل شهرها،

نه ملاکین و به اصطلاح فئودال ها و نه رعیت در خارج شهرها،

و نه هیچ قشر اجتماعی دیگری از حقوق اجتماعی مشخص و معینی که مورد قبول و احترام حکومت باشد؛ برخوردار نبود.

حکومت به میل خود و بالطبع بنا بر مقتضیات سیاسی، منافع اقتصادی و یا اعتقادات مذهبی خود هر آن گونه که می خواست اعمال قدرت می نمود.

از هر که هر انچه می خواست می ستاند

و به هر که هر آنچه که مایل بود می رساند.

نه وزیر، نه وکیل، نه معمرین، نه علماء، نه عوام، نه اصناف، نه تجار، نه رعیت و نه هیچ بنی بشر دیگری در مقابل اراده و خواست حکومت از هیچ امنیت، ملجاء و پناه برخوردار نبود.

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام 

 


 
ترس یا وحشت
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          سونیا! تو از مردن میترسی؟

-          ترسیدن کلمه‌ی اشتباهیه، ازش وحشت دارم!

 

Sonja, are you scared of dying

Scared is the wrong word،I'm frightened of it

 

 

وودی آلن و دایان کیتون در فیلم عشق و مرگ - 1975


 
فصلی از عاشقانه ها
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست

شکسته باد کسی که این چنینمان می خواست

شما چقدر صبور و چقدر خشماگین

حضورتان چو تلاقی صخره با دریاست

به استواری، معیارِ تازه بخشیدید

شما نه مثلِ دماوند، او به مثل شماست!

فصلی از عاشقانه ها، سهیل محمودی


 
نقاش یا طبیب؟
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

 

به روزگار دیوجانس (دیوژن)، نقاشی حرفه خویش رها کرد و به پزشکی پرداخت.

دیوجانس به او گفت: آفرین برتو! چون دیدی که خطای در صورتگری به چشم می آید،‌ به طب روی آوردی که خطای آن زیر خاک پنهان می شود!

کشکول شیخ بهایی


 
عشق و مرگ
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          بخاطر بچه‌هامون.

بوریس:ما که بچه نداریم!

-          بخاطر پدر و مادرامون.

بوریس: اونا هم بچه ندارن٫

 

 - For our children

- We don't have any

- For our parents

- They don't have children

وودی آلن و دایان کیتون در فیلم عشق و مرگ - 1975


 
بودجه
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

مشکلاتی چون بودجه تراشیِ دستگاه های دولتی، رشوه و تضییع حقوق دولتی، فساد و تخریب بودجه در حین مصرف، که هر کدام احتیاج به بحث مبسوط دارد...

به راستی در ایران تلقی از کار دولتی مساویِ تعویض زمان با پول است و اینکه ساعاتی در اداره بخورند و پولی بگیرند،

در حالی که در یک جامعه ی صنعتی، تلقی کارمند تعویض کار با پول است که چنین چیزی هیچ وقت در ایران نبوده است.

...

این پدیده که بی جهت از بودجه عمومی بگیرند و کار نکنند، جزء لاینفک فرهنگ اقتصادی ایران شده است.

کار مفید اداری امروز بیش از یک ساعت نیست، یعنی به ازای یک نفر، هشت نفر وقت تلف می کنند و وبال بودجه عمومی هستند

و معلوم نیست در چه زمانی و چه کسی قادر خواهد بود این مسئله را حل کند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی

 


 
دد بهتر ز آدمی
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ادبیات

نه هر آدمی زاده از دد، به است

که دد ز آدمی زاده ی بد، به است

به است از دد، انسان صاحبْ خرد

نه انسان که در مردم افتد چو دد

سعدی