سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

منافق سیاسی
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علامه فضل الله

 

از نمونه‌های جدید بشری، منافقان سیاسی‌اند که در هر کجا و هر زمان وجود دارند،

آنان با سخنان دلچسب و شیرین خود در مورد نقاط ضعف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم، درصدد جلب عواطف و احساسات توده‌ها هستند،

و با ادامه‌ی برنامه‌های اصلاحی عریض و طویل برای زندگانی مردم،

و وعده‌های بدون حساب و کتاب بسیار،

و اجرای سخنرانی‌های حماسی جان‌سوز،

می‌کوشند تا با توسل به ایمانی استوار و خدا را گواه بر منویات و انگیزه‌های خیرخواهانه و اندیشه‌های بلند و همه جانبه‌ی خویش گرفتن،

اعتماد امت را نسبت به خود جلب کنند.

تا مردم به جدی بودن کلام و خالص بودن عملشان اطمینان حاصل نموده و به آنان روی آورند،

و با دشمنانشان به ستیز پردازند،

و نسبت به همه‌ی طرح‌هایی که آنان را به حکومت می‌رساند کمک نمایند،

به امید تحقق برنامه‌های اصلاحی همه جانبه و اجرای وعده‌های مهمشان

تا شاید از این رهگذر،

ملت را از یوغ ستم و بدبختی‌هایِ زندگی و تیرگیِ جهل و تلخیِ تهی‌دستی، برهانند.

او در خط مشی‌های عوام‌فریبانه و شیوه‌های منحرفانه و فریبکارانه‌ی خود موفق می‌شود،

و مقدرات ملت را در دست می‌گیرد.

عملکردهای او پرده از نیات پلیدی برمی‌دارند که در قلب و فکر او وجود داشته،

نقشه‌های جنایی پنهانی، در گام های اولیه‌ی او آشکار می‌شود.

وی پس از به حکومت رسیدن و بر اوضاع سلطه یافتن،

به تباهی بلاد و گروه‌ها و به نابودی زمین‌ها و نسل‌ها همت می‌گمارد،

برخلاف اراده و خواست الهی،

چرا که خداوند صلاح و آبادانی را دوست دارد و از فساد و تباهی بیزار است.

اکنون برخی از کسانی که به این منافق سیاسی کمک کرده‌اند و در پیروزی او بر دشمنانش از او حمایت نموده‌اند به نزد وی آمده یادآور وعده‌هایی می‌شوند که به مردم داده است،

... ولی او پذیرای نصیحت نبوده، از بحث و گفت و گو می‌گریزد و از این ناصحان بیزاری می‌جوید.

چرا که به خطا و انحراف خویش معترف نبوده، بلکه مدعی عصمت و درستی رفتار و دادگری در حکم است ... به همه‌ی رفتار و گفتار خود مفتخر است!

وَ مِنَ النّاس ِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِى الْحَیوةِ الدُّنْیا وَ یُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فى قَلْبِهِ وَ هُوَ اَلَدُّ الْخِصامِ.

وَ اِذا تَوَلّى سَعى فِى الْاَرْض ِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لایُحِبُ الْفَسادَ.

وَ اِذا قیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ اَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْاِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ.

سوره بقره / آیه‌هاى 206 - 204

گفت و گو و تفاهم در قرآن کریم (روش‌ها، الگوها و دستاوردهای گفت و گو) اثر علامه فقید محمدحسین فضل الله، ترجمه سید حسین میردامادی، نشر هرمس


 
شوق صبوری
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

مرا که گفت دل از یار مهربان بردار

به اعتماد صبوری؟ که شوق نگذارد

سعدی


 
ملت در صحنه
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

اگر ملت صحنه را ترک کند همان می شود که شد؛ هر بار ملت یورش می کند و مواضع استعمار و استثمار و استبداد را تصرف می کند و سپس عقب نشینی می کند و استبدادِ تازه نفس تری به جای استبداد کهنه فرسوده قبلی جایگزین می شود و دوباره ملت باید چند دهه دیگر در جنگ فرسایشی شرکت کند تا نیروهای آنها را تحلیل برده با توجه به جمیع شرایط آن را سرنگون کند.

و همیشه نیز نظر خود را عطف به استبداد نموده و از بستر آن غافل بماند. اگر مردم خواسته خود را خوب می شناختند و لوازم کافی برای آن تدارک می دیدند، هر عوامفریبی قادر نبود که منافع آنها را این گونه پایمال کند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
محبوب
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

امروز یقین شد که تو محبوب خدایی

کز عالم جان این همه دل با تو روان کرد

مشتاق ترا کی بود آرام و صبوری؟

هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد

سعدی


 
فرصت تاریخی
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آقامجتبی تهرانی

 

و نَبَغَ خامل الآفلین

... در تاریخ همواره پس از یک تحوّل،

معمولاً افراد بی لیاقت خود را وسط معرکه می‌اندازند و فرصت طلبی می‌کنند

و بیشترین لطمه را به حق و عدالت می‌زنند.

بحثی کوتاه پیرامون خطبه فدک برگرفته از درس‌های آقامجتبی تهرانی


 
ای رهگذر
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
قدر آن خاک ندارم که برو میگذری
که به هر وقت همی بوسه دهد بر پایت
سعدی

 
حکومت پسرجان/آریامهر
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

 

 

پس از اینکه سردار سپه رضاخان میرپنج پدر ملت ایران شد، چون چندان زور نگرفته بود فروغی و مستوفی به ظاهر دولت ها را به مجلس معرفی و برنامه ی کار خود را به عنایت مجلس به تصویب می رسانند. لیکن زمانی که حاج مخبرالسلطنه روی کار امد، کم کم سر و کله ی منویات اعلیحضرت پیدا شد. دولت که به متین دفتری رسید، قدرت رضاشاه نیز خودکامه شده بود. از این رو دولت یکسره به دنبال فرمایشات ملوکانه ی ذات اقدس همایونی بود.

زمان محمدرضا نیز به همین منوال بود.

دولت سهیلی که روی کار آمد، دنبال سروسامان دادن به کار آن پسرجان بود. لیکن زمانی که نوبت به دکتر منوچهر اقبال رسید خداوندگار آریامهر، بزرگ ارتشتاران شاهنشاه ایران شد

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
کار عاشقی
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

نه بلندیست به صورت که تو معلوم کنی

که بلند از نظر مردم کوته بینست

خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات

عاشقی کار سری نیست که بر بالینست

سعدی شیرازی


 
کنترل ذهن
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علامه فضل الله

روش و ذهنیت ستمگران در هر زمان و هر مکان چنین بوده است. هنگامی که می‌خواهند ذهن و فکر مردم را تحت اختیار خود درآورند،

مردم تنها باید به چیزی بیندیشند که از سوی زورمندان به آنان عرضه شود،

ذهن و افکار مردم به چیزی باید معتقد باشد که از جانب این قدرت‌ها به آن فراخوانده شود،

بنابراین هرگونه تفکر و اعتقادی بدون اجازه ی رسمی، ممنوع است،

سلطه‌ای که ذهن و فکر مردم همچون جسم و تلاششان همه تحت تصرف اوست.

گفت و گو و تفاهم در قرآن کریم (روش‌ها، الگوها و دستاوردهای گفت و گو) اثر علامه فقید محمدحسین فضل الله، ترجمه سید حسین میردامادی، نشر هرمس


 
بازآ
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت

مویی نفروشم به همه ملک جهانت

بازآی که در دیده بماندست خیالت

بنشین که به خاطر بگرفتست نشانت

سعدی


 
ناسیونالیسم فرسوده
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

دوران پهلوی یک برهه از تاریخ استبداد ایران است که با لباس فاخر مدرنیسم یعنی ایرانِ نوین که در واقع یک برداشت شبه مدرنیستی بود، دوران حیات خود را با یک ناسیونالیسم تند شروع کرد.

شبه مدرنیسم و ناسیونالیسمی که در 1357 دچار گرفتاری های شدید شد و پاره ای از مبانی آن از پا درآمد و در حالی که آن شبه مدرنیسم به حیات خود ادامه می دهد، ناسیونالیسم فرسوده ی آن نیز با تعابیر جدیدی در حال نبرد با فرهنگ ایران اسلامی است.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
وظیفه اسلامی
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

شاید این اظهار نظر دور از حقیقت نباشد که ما مسلمان‌ها و مخصوصاً ایرانی‌ها،

در یک اشتباه عمیقی فرورفته و تصور می‌کینم با صِرف قبول اسلام، و ذکر کلمه لااله الا الله تمام وظائفمان نسبت به گذشته و آینده تمام است،

و دنیا و آخرتمان درست می شود.

در دریایی از غرور و غفلت و تنبلی غوطه‌ور می شویم و در دنیای پستی و کثافت، انتظار و ادعای بهشت برین را داریم!

(یادداشتی از سفر حج) م.آ. 9 - مهدی بازرگان - 9/3/1339


 
مفت خری!
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علامه جعفری

 

قرآن کریم:

و لاتبخسوا الناس اشیائهم!

اگر کسی مضطر باشد، به جهت این‌که عائله‌اش را اداره کند، شما به جای پنجاه هزار تومان اگر پنج هزار تومان هم بدهید، قبول خواهد کرد، اما می‌دانید که این مقدار، قیمت حقیقیِ کار او نیست...

شخصی خوابی دیده بود و برای تعبیر آن به حضرت صادق علیه السلام گفت:

در همسایگی ما شخصی هست در خواب دیدم که او سوار بر اسبی چوبی شده و خودش هم چوب شده است و در مقابل من می‌ٖلرزد.

حضرت فرمود:

از خدا بترس! این شخص مضطر شده و می‌خواهد چیزی از خانه ی خود بفروشد، تو هم فهمیده‌ای که مشتری غیر تو ندارد و قیمت آن را پایین آورده‌ای. حیات او را خشکانده‌ای. عذاب به دنبال آن است.

امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت نوشته علامه فقید محمدتقی جعفری


 
امید وصال
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

خلق را بیدار باید بود از آب چشم من

وین عجب کان وقت میگریم که کس بیدار نیست

بی دلان را عیب کردم لاجرم بی دل شدم

آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست

بارها روی از پریشانی به دیوار آورم

ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

سعدی


 
انقلاب خونین
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: جلال آل احمد

 

آخر انقلاب شده. و عوالم به سرآمده بایست موزه نشین باشند. و آنچه واقعیت روزمره است بهتر است. و بی سابقه – دست بالا با یک سابقۀ پنجاه ساله. آنهم از راه لنینیسم. و در کلخوزلنینیسم!

با آن صیفی و باغستانش. محصور به علف های هرز و اصلاً خود علف هرز. و خودرو. خودرو که نه. از انقلاب روییده. و تازه در همین از انقلاب روییدگی نیز اصل انقلاب – که یعنی تغییر شدید و نوجویی هر روزه فراموش شده. و فرادای هر آدمی دست به دهان خنگ ترین بوروکراسی ها که وارث خونین ترین انقلاب های تاریخ بشر شده. و آن وقت ببین چه بطالتی – چه دلمردگی عجیبی – و چه بیحال!

جز آنکه عضو حزب کمونیست است یا مامور امنیتی است. عین ولایت خودمان.

و این فرزندان انقلاب در هنر و ادبیات و نقاشی و سینما چنان رمانتیک و سوز و بریز کننده و در موزه داری و علم و روش داشتن چنان عهد بوقی و در مکانیسم چنان شلخته و قراضه کننده.

سفر روس – جلال آل احمد


 
ما چگونه ما شدیم
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

 

ما می توانیم ادعا کنیم که رضاخان و محمدرضا را استعمارگران در ایران به قدرت رساندند که در جهت اهداف و مطامع آنان گام برداند اما آغامحمدخان قاجار، فتحعلی شاه، محمد شاه و ناصرالدین شاه را که دیگر سازمان سیا و انتلیجنت سرویس انگلیس به روی کار نیاورده بودند. چه آنان و چه سلاطین و شاهان دیگر همچون نادرشاه، کریم خان، شاه سلطان حسین، شاه اسماعیل صفوی صرفاً بازتاب و نتیجه ی نیروهای سیاسی و اجتماعی حاکم بر ایران بودند. بنابراین اگر آنان در خدمت استعمار قرار گرفتند، این روند معلول ساختار اجتماعی جامعه ی ما بود که اجازه می داد چنین عناصری بتوانند بر راس هرم الیگارشی سیاسی قرار گیرند.

همان گونه که اعطای القابی همچون ابدمدت، قدر قدرت، قبله ی عالم، شاه شاهان، اسلام پناه، معدلت آثار، سایه ی خدا بر زمین (ظل اله)، سلطان ملک و دین به آنان و این که آنان واجب الاطاعه بوده و اعتراض و مخالفت با آنان خروج از دین و قیام علیه امام عصر بود نیز از بیرون و توسط استعمارگران وارد جامعه ی ما نشده بود، بلکه معلول همان فرهنگ و شرایط اجتماعی خودمان بود.

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)


 
حاصل عمر
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

گر به همه عمر خویش، با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دم است، باقی ایام رفت

سعدی


 
سلطان سنجر و عبّاسه طوسی
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

روزی سلطان سنجر با عبّاسه طوسی خلوت کرد

ولی میان آن دو به هیچ روی موافقت نبود

بدین سبب عباسه با وی سخن نگفت

و سنجر لختی بنشست و برخاست مگر یکی از عباسه پرسید

که چرا خاموش ماندی و حرفی بر لب نیاوردی،

گفت وقتی او نزد من نشست جهانی شاخ تند و قوی رسته دیدم و من داسکی کند و کم نیرو یه دست داشتم، آن همه شاخ درو نمی‌توانستم کرد.

نقل از کتاب نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدّین محمّد عطّار نیشابوری تالیف بدیع الزّمان فروزانفر

 


 
دولت نفتی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

 

وزارتخانه ها برای این تاسیس نشده بودند که

وظایف تقسیم کار اجتماعی را به عهده گرفته و خدمات مستمر داده و برنامه ای برای پیشرفت کشور داشته باشند،

بلکه هر صاحب نفوذی بر سر دستگاهی که درست کرده بود نشسته بود تا

بتواند از سرمایه ها و عواید مملکتی هر مبلغی را که بتواند بگیرد

و با اعوان و انصار خود هزینه کند

و این سیستم و شیوه ی کاری سنتی شد برای وزارتخانه های ایران.

هرگونه کار در این مملکت منتظر تخصیص ارز بشکه های نفت می ماند.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
تفاهم در قرآن کریم
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علامه فضل الله

 

ما بسیاری از عوامل عقب ماندگی فکر را که مسلمانان در بینش خود نسبت به اسلام، ار آن رنج می‌برند، می‌توانیم معلول روش بی روح و بی تحرکی بدانیم که نمایندگان رسمی دینی، همواره خط مشی خود قرار داده‌اند، هنگامی که می‌بینیم آنان باب شناخت دینی را بر روی مسلمانان بسته‌اند.

آنچه که بر تعجب و تاسف انسان می‌افزاید، این است که برخی از این آقایان، ایمان را نیروی فکری خداداده‌ای می‌دانند که به انسان با ایمان، قدرت مقابله با هرگونه شبهه و حل هر نوع مشکل و مقاومت در برابر تهاجمی که بر عقیده و ایمان بشود، اعطا می‌کند،

از این رو به انسان اجازه نمی‌دهند که در مورد عوامل و انگیزه‌های شک و شبهه‌اش، سخنی بگوید

به این دلیل که شایسته‌ی مومن نیست که از این و آن، پرسش کند که این پرسش‌ها بدعت، کفر و بی‌دینی است؛

و به مومن القا می‌کنند که از سوال بگریزد، تا در اعماق وجودش شک و تردید باقی بماند تا آنجا که او را به تحیر، پریشانی و سردرگمی زیادی بکشاند و یا سرانجام به تردید و کفر و الحاد منجر شود.

گفت و گو و تفاهم در قرآن کریم (روش‌ها، الگوها و دستاوردهای گفت و گو) اثر علامه فقید محمدحسین فضل الله، ترجمه سید حسین میردامادی، نشر هرمس

 

 


 
نشانه زوال فرهنگ
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

چرا باید به چیزهایی بخندیم که می دانیم ( شاید هم نمی دانیم ) که اساسا ضد انسانی است،

ضد بشری است، توهین آمیز است، دارای مضامین نژادپرستی ست.

جوک هایی که می سازیم و آنها را در شبکه های اجتماعی، پیامک ها، گفتگوهای روزمره و... پخش می کنیم

و این زنجیره پخش، مدام تکثیر می شود و در تیراژ میلیونی توزیع می شود،

عموما دارای مضامین نژاد پرستانه، متعصبانه، جنسیت زده و توهین آمیز است که

ما را در طول زمان به صورت ناخود آگاه، متعصب و نژادپرست می کند.

آیا نمی توان بدون استفاده از عباراتی با مضامین زشتی چون

به سخره گرفتن سن افراد، به سخره گرفتن فرهنگ و آداب و رسوم افراد، به سخره گرفتن جملات افراد، به سخره گرفتن اعمال افراد، به سخره گرفتن نام و نام خانوادگی افراد، به سخره گرفتن جنسیت افراد، به سخره گرفتن زیستگاه افراد، به سخره گرفتن رنگ پوست افراد،

و در یک کلام به سخره گرفتن "فردیت"، به سخره گرفتن "انسان" و به سخره گرفتن "ارزش ها" شاد بود و خندید و لذت برد ؟

اینگونه لطیفه های چرکین، ما را به صورت نا خودآگاه ولی با شدت تمام، از تفکر تهی می کند.

ما را به انسان های ماشینی "منهای تفکر " تبدیل می کند.

به ما سطحی نگری را می آموزد.

ما را به ابزارهایی تبدیل می کند که ایدئولوژی ای خطرناک را در سطح وسیع به صورت گسترده تکثیر می کند.

ایدئولوژی های مخربی چون زن ستیزی، نژاد پرستی و ارزش گریزی.

...
اینها همه نشانه رو به زوال بودن یک ملت و فرهنگ آن ملت است.

ملتی که به فرهنگ کهن خویش می بالد ولی آن فرهنگ را باید اینک در تاریخ و در موزه جستجو کند،

چون نتوانسته خود مولد فرهنگی باشد درخور...

اسم چنین کارهایی را چه می گذارید ؟؟

یک لطیفه در دنیای غم آلود امروزی ؟

یک "جوک" صرفا برای سرگرمی؟

یا یک شارلاتانیسم ؟

یا یک اهانت ضد انسانی ؟

یا یک نمونه گویای بی دردی و بی پیامی ؟

نمونه ای از یک انسان بی عار که نه حرفی دارد که بگوید، و نه وجدانی که دست کم خاموش بنشیند.

یا یک نمونه از "سیاست روز" که در آن اشخاصی صرفا برای تزریق ضد ارزشی ایدئولوژیک، اینگونه لطیفه های چرکین می سازند تا به صورت کاملا زیرکانه و ناخود آگاه ذهن جامعه را در همین سطح نگه دارد

که آری زن جنس دوم جامعه است و نژادی از نژاد دیگر برتر و... و

 این تبدیل می شود به یک "باور" و ما هم همان "ابزارهای منهای تفکر"،

کسانی که باید این پیام ها را تکثیر کنند وگرنه دیگر لایکی و هورایی نصیب شان نمی شود و محبوبیت شان به خطر می افتد !! 

امیر ابتهاج

 
نجات
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

 

سعدی غم نیستی ندارد

جان دادن عاشقان نجاتست!


 
تفسیر اهل درد
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

 

اگر مُعتزله در تفاسیرى چون کشاف زمخشرى، به استخدام آیاتى خاص پرداخته‌اند، اَشاعره نیز در تفاسیرى که بر قرآن داشته‌اند و از آن جمله مفاتیح الغیب امام فخر رازى، از چنین کارى ابایى نداشته‌اند، اینان با داشتن رایى پیشین (یعنى نه اصل مسئله، بلکه جواب مسئله) به سراغ قرآن مى‌رفتند و با خواندن پاسخ خود در قرآن، خشنود باز مى‌گشتند.

تفسیر قرآن را باید اهل درد بگویند و بنویسند، نه اهل راى.

دردمند بودن باعث مى‌شود که قرآن را در پى راى و اندیشه ى خویش نکشانیم، بل خود در پى اندیشه‌ى قرآن ره بِسپُریم و علاج درد را از آن بخواهیم و در آن بجوییم.

اگر کسى به اندیشه‌اى معتقد باشد و بنا را بر آن بگذارد که از اعتقاد خود دست برندارد، چنین شخصى، در مراجعه به قرآن آیاتى را گزینش خواهد کرد که بتواند با آنها عقیده‌اش را موجه نشان دهد.

یک مُعتَزلى یا اَشعَرى معتقد، چون درد خود را درمان کرده است، دیگر در پى درمان، به قرآن رجوع نمى‌کند، بل براى توجیه اعتقاد خود با آن برخورد مى‌کند. او علاج دردش را از طبیبان دیگرى گرفته است و اینک در پى استخدام آیات قرآن است.

هرگونه برخوردى با قرآن که این چنین باشد، (یعنى براى تقویت و توجیه اندیشه و اعتقاد قبلى) تفسیر به راى تلقى مى‌شود.

تفسیر به راى، یک عقیده نیست، بل یک روش است، روشى ناصواب و ممنوع.

شما در هر مذهبى که باشید، چه حق و چه باطل، اگر آیات قرآن را مُتَکلّفانه در استخدام عقیده‌تان در آورید، کار باطلى انجام داده‌اید و به روش ناپسندى دست یازیده‌اید. پارسایان دردمندند و در پى درمان درد به قرآن پناه مى‌برند و قرآن کتاب اهل درد است تا آنها که در جستجوى درمان‌اند در نمانند، نه آنها که داعیه‌ى کیمیاگرى دارند و خاک را به نظر خویش کیمیا مى‌کنند!

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه ى چشمى به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعى

 باشد که از خزانه ى غیبم دوا کنند

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
ایمان
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علامه جعفری

 انسان با ایمان،

باید از استمرار تجدّدیِ ایمان برخوردار باشد

و به موضوعات و اصول قضایایی که در دوران‌های گذشته در درونش جای گرفته

و در مجرای تجدید و نو به نو شدن قرار نمی‌گیرد،

هرگز به‌عنوان ایمان تکیه نکند.

 

ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه، علامه محمدتقی جعفری