سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

دست های نامرئی
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

 

فقط مردم نیستند که در هر پیچ و خم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که در ایران به وقوع پیوسته به دنبال دست های مرئی و نامرئی استعمار و قدرت های خارجی هستند،

کمتر حکومتی را می توان در یک قرن گذشته در ایران سراغ گرفت که مخالفین خود را آلت دست بیگانگان اعلام نکرده باشد.

یکی پس از دیگری، حکومت ها انگیزه ی مخالفت مردم با آنها را ناشی از توطئه های بیگانگان، استعمار، ابرقدرت ها و عوامل داخلی شان اعلام داشته اند.

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)


 
زرد روی
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

که مرد ارچه بر ساحل است ای رفیق!

نیاساد و دوستانش غریق

من از بی نوایی نیم روی زرد

غم بی نوایان رخم زرد کرد

سعدی


 
حسنه
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

حسنه نعمتی است که به خوبی مصرف شده است ولی این مصرف خوب یک قید دیگر می‌خورد تا از رنج آتش جدا شود و به صالحات برسد.

که صالحات، خوبی (حسنه) با توجه به مصرف و جایگاه و جهت و مقصد است و همین است که رنج سوختن ندارد.

«ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه وقنا عذاب النار»

حقیقتِ حج – صفایی حائری


 
امیر آرمانی
ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی

 

شیوه حکومت علیعلیه السلام در زمان حیات خود او چندان مطلوب مردم کوفه نبود. پیروان وفاداری که در سال های آخر حکومت او پرورش یافته و معتقد بودند که علی بهترین مسلمان بعد از رسول خداصلی الله علیه و آله و تنها کسی است که شایستگی حکومت بر مردم را دارد؛ اقلیت اندکی را تشکیل می دادند. مردم شهر نسبت به او شدیداً اختلاف نظر داشتند. آنچه سبب اتحاد آنان شده بود، بی اعتمادی و مخالفت آنان با معاویه و طرفداران شامی او بود.

فریبکاری، سورفتار و سرکوبگری های امویان، اقلیت طرفدار علیعلیه السلام را به تدریج تبدیل به اکثریت کرد. در خاطره نسل های بعد علی به صورت امیرالمومنینی آرمانی، جلوه گر شد. در مقابل ادعای فریبکارانه امویان برای حکومت مشروع اسلامی و جانشینی خدا در زمین و با توجه به حکومت غدّار، مستبد و تفرقه افکن اموی و مجازات های انتقام جویانه آن، مردم صداقت و اخلاص و انعطاف ناپذیری علی نسبت به حکومت اسلامی، ثبات قدم او، تساوی رفتار او نسبت به تمام پیروانش و گذشت و جوانمردی او نسبت به دشمنان شکست خورده اش را، می ستودند.

دعابه یا ساده نگری او، به گفته عمر بن خطاب، خودداری او از پرداختن به بازی جدید خیانت سیاسی، ترفندهای غیراخلاقی و فرصت طلبی رندانه که در آن زمان در دولت اسلامی ریشه دوانده بود او را از موفقیت در زندگی محروم کرد، امّا در نظر ستایشگرانش به صورت اسوه ای از انسان کامل، سرمشقی از اسلام ناب و نمونه ای از فتوّت عربی قبل از اسلام جلوه گر شد.

 

 

نقل از کتاب جانشینی حضرت محمد، پژوهشی پیرامون خلافت نخستین (The Succession of Muhammad, A Study of the early Calipphate ) نوشته ی ویلفرد مادلونگ


 
بازگشت به سوی اوست
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: معلم شهید شریعتی

و بازگشت به سوی او، یعنی حرکت به سوی کمال مطلق، خیر مطلق، زیبایی مطلق، قدرت، علم، ارزش و حقیقت مطلق، یعنی حرکت به سوی مطلق،‌ حرکت مطلق به سوی کمال مطلق، یعنی حرکت ابدی.

یعنی تو، یک شدن ابدی‌ای، یک حرکت لایتناهی‌ای.

و خدا سرمنزل تو نیست، مقصدِ تو است، مقصدی که همواره مقصد می‌ماند. خدا، آخرین نقطه‌ی خط سیر سفر تو نیست، سفر تو هجرت ابدی تو، به روی جاده‌ای است، صراطی است که نقطه‌ی آخرین ندارد. راهی است که هرگز ختم نمی‌شود. رفتن مطلق است، خدا در این حرکت تو در هستی جهان و در هستی خویش:

صیرورت و هجرت ابدی، نشان دهنده جهت است، نه منزل!

نه تصوف! : مردن در خدا، ماندن در خدا،

که اسلام!‌ : رفتن به سوی خدا!

انا لله و انا الیه راجعون (سوره بقره، آیه 156)

الا الی الله تصیر الامور (سوره شوری، آیه 53)

نه فنا، که حرکت،

نه فیه،‌که الیه!

که خدا از تو دور نیست تا به او برسی.

خدا از تو نزدیک‌تر است،

به کی؟ به تو!

و دورتر از آن است که بتوان به او رسید.

کی؟ هر که، هر چه!

کتاب حج – معلم شهید شریعتی


 
پوستین وارونه
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: معلم شهید شریعتی

 تا آن جا که من می‌فهمم، مترقی‌ترین ابعاد اعتقادی یا علمی اسلام – که آگاهی، آزادی، حرکت و عزّت پیروان خویش را تضمین می‌کند و بیش از همه، قدرت و مسئولیت اجتماعی ایجاد می‌کند – عبارتند از :

توحید، جهاد و حج.

و می‌بینیم که آموزش توحید، در مکتب‌خانه‌ها پایان می‌یابد و از آن پس، اگر از آن سخنی هست، تنها در جمع حکمای الهی و عرفای ربانی است و آن هم به صورت مباحثی کلامی و فلسفی و ذهنیات پرت از زندگی و بیگانه با مردم و بیشتر، اثبات وجود خدا و نه توحید، و عملاً، توحید یعنی هیچ! مسئله‌ای است حل شده!

و بیشتر، به فرمان دشمن و دست کم، به سود او!

و جهاد، کلمه‌ای فراموش شده که به تاریخ سپرده شده است و امر به معروف و نهی از منکر که فلسفه‌ی جها است، چماق تکفیری، نه بر سر دشمن، که بر سر دوست!

و حج، زشت‌ترین و بی‌منطق‌ترین عملی که در میان مسلمانان، هر سال، تکرار می‌شود!

و مترقی‌ترین ابعاد اعتقادی یا عملی خاص تشیع، که رهبری انسانی، روح آزادی‌خواهی و مسئولیت انقلابی را به مسلمانان علی‌وار الهام می‌دهد:

امامت، عاشورا و انتظار.

و می‌بینیم که اولی شده است، ابزار توسل در برابر تکلیف، دومی، مکتب مصیبت! و سومی، فلسفه‌ی تسلیم و توجیه ستم و جبر فساد، و محکومیت قبلیِ هر گامی در راه اصلاح و هر قیامی در راه عدالت!

کتاب حج – معلم شهید شریعتی


 
مقام ابراهیم
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی

 

عارفان برای حج و مقام ابراهیم دو مقام معتقدند:

یکی مقام تن

و دیگری مقام دل؛

مقام تن، احرام، دخول به حرم، طواف، نماز، سعی، تقصیر، مزدلفه، رمی، هَدی، وقوف به منا و رمی جمرات است.

امام مقام دل که اشاره به باطن حج دارد، مقام خُلّت ابراهیم است. در این موضع، حاجی باید از عادات اعراض کند، به ترک لذات بپردازد، از ذکر غیر او پرهیز و از تمامی ماسوا اجتناب کند، شنگ به هوای نفس زند تا به مقام امن الهی و رمی از اغوای شیطان نائل شود.

نقل از کتاب جایگاه و اسرار حج – محمدتقی فعّالی

 


 
بازگشت به سوی اوست
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: معلم شهید شریعتی

و بازگشت به سوی او، یعنی حرکت به سوی کمال مطلق، خیر مطلق، زیبایی مطلق، قدرت، علم، ارزش و حقیقت مطلق، یعنی حرکت به سوی مطلق،‌ حرکت مطلق به سوی کمال مطلق، یعنی حرکت ابدی.

یعنی تو، یک شدن ابدی‌ای، یک حرکت لایتناهی‌ای.

و خدا سرمنزل تو نیست، مقصدِ تو است، مقصدی که همواره مقصد می‌ماند. خدا، آخرین نقطه‌ی خط سیر سفر تو نیست، سفر تو هجرت ابدی تو، به روی جاده‌ای است، صراطی است که نقطه‌ی آخرین ندارد. راهی است که هرگز ختم نمی‌شود. رفتن مطلق است، خدا در این حرکت تو در هستی جهان و در هستی خویش:

صیرورت و هجرت ابدی، نشان دهنده جهت است، نه منزل!

نه تصوف! : مردن در خدا، ماندن در خدا،

که اسلام!‌ : رفتن به سوی خدا!

انا لله و انا الیه راجعون (سوره بقره، آیه 156)

الا الی الله تصیر الامور (سوره شوری، آیه 53)

نه فنا، که حرکت،

نه فیه،‌که الیه!

که خدا از تو دور نیست تا به او برسی.

خدا از تو نزدیک‌تر است،

به کی؟ به تو!

و دورتر از آن است که بتوان به او رسید.

کی؟ هر که، هر چه!

کتاب حج – معلم شهید شریعتی


 
فرار به سوی پروردگار
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی

حَج در زندگی هر مسلمان یک سرفصل است و هر حاجی باید زندگی پیش و پس از حج او با یکدیگر متفاوت باشد.

پذیرفتنی نیست که کسی به حج برود و برگردد و همان گونه زندگی کُند که پیشتر زندگی می کرد.

برگشت از حج نباید برگشت به زندگی گذشته باشد، بلکه باید پیشروی به سوی حیاتِ طیّبه باشد.

حج، فرار الی الله است و برگشت از سفر حج نباید فرار مِن الله باشد، بلکه باید قرار مَعَ الله باشد.

محمّد اسفندیاری


 
رفتن
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

گفتم مگر ز رفتن، غائب شوی ز چشمم

آن نیستی که رفتی، آنی که در ضمیری

سعدی


 
ادعای مسلمانی
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: آیت الله العظمی خمینی

 

ای عزیز مدّعی اسلام! از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم منقول است:

المسلم مَن سَلِمَ المسلمون مِن یده و لسانه؛

مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او سالم باشند.

چه شده که من و تو هرچه قدرت داشته باشیم، از آزار زیردستان مضایقه نداریم و اگر با دست نتوانیم آزارشان کنیم، با تیغ زبان در حضورشان و اگر نتوانیم، پشت سرش به غیبت و هتک حرمت و کشف راز می‌پردازیم. اگر مسلمانان از دست و زبانمان سالم نیستند، دعوی اسلام ما خلاف است و در زمره ی منافقان و دو رویانیم.

ای مدّعی ایمان و خضوع قلب! اگر در بارگاه الهی به توحید ایمان داری و قلبت یکی‌پرست . یکی‌طلب است، پس چرا قلبت این همه برای اهل دنیا خاضع است و آنان را می‌پرستی؟ جز این است که آنان را موثر در این عالم می‌دانی و زر و زور را موثر می‌دانی؟ پیش تمام اسباب ظاهری خاضعی، ولی از موثر حقیقی غافلی،‌با این همه ادعای توحید هم داری. تو نیز در زمره ی منافقان و دو زبانان هستی.

ای مدّعی زهد و اخلاص! اگر تو مخلصی و برای خدا از مشتهیات دنیا زهد می‌ورزی، چه شده که از مدح و ثنای مردم این قدر خوشحال می‌شوی و برای همنشینی با اهل دنیا جان می‌دهی و از فقرا و مساکین فرار می‌کنی؟ پس بدان که این زهد و اخلاص حقیقی نیست، زهد از دنیا برای دنیاست و در ادعای خود کاذبی و از دورویان و منافقانی.

نقل از کتاب برکرانه شرح چهل حدیث امام خمینی، به قلم جواد محدثی


 
خواب
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

در دیده بجای خواب اشک است مرا

زیرا که به دیدنش شتاب است مرا

 

گویند بخواب تا به خوابش بینی

ای بی خبران چه جای خواب است مرا


 
عدل/ظلم/احسان
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی

عدل در رایج‌ترین تعریف عبارت است از مراعات حقوق افراد یا اعطا کل ذی حق حقه.

در مقابل این معنا، ظلم و جور قرارد دارد که به معنای تجاوز به حقوق دیگران است.

بر این پایه، اگر حقی در میان باشد و شخص آن حق را رعایت کند، عدل تحقق یافته و اگر مراعات نشود، ظلم یا همان بغی واقع شده است.

اما اگر حقی در میان نباشد و با این وصف، شخصْ خیری به دیگری برساند، در اینجا فضل یا همان احسان محقق گشته است.

بنابراین افعال انسان‌ها در تعامل با دیگران از این سه قسم بیرون نیست:

عدل، ظلم و احسان.

انسان شناسی اسلامی – رضا برنجکار و علی نقی خدایاری


 
مرگ آغاز راه قصه بوده
ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

مرگ من نزدیک است
مرگ من بی صدا می رسد
اما من صدای نفسهایش را
در دستانم می فهمم
رنگ آنرا می فهمم
سرمایش را می فهمم
من مرگ را می فهمم
می فهمم که آمدنش نزدیک است
می فهمم که حسرت چشمانش در چشمانم آبی است
می فهمم که با طلوع فردا
مرگ من نزدیک است
مرگ من فرداست
فردایی که خورشیدش از ماه نور می گیرد
فردایی که گلهایش همه ستاره
ستارگانش همه خورشید
خورشیدش همه دریا
دریاهایش همه صحرا
صحراهایش همه سراب
سرابهایش همه حقیقت
حقیقتش همه فردا
و فردایش خواهد رسید
مرگ من نزدیک است
مرگ من از پشت صبح پیداست
مرگ من در طلوع آسمان پیداست
مرگ من از پشت بال پروانه پیداست
مرگ من در آیینه چشمانم پیداست
در صدای جویبار پیداست
در صدای دریا پیداست
در سکوت کوه پیداست
در هاله ماه پیداست
مرگ من شیون ندارد
مرگ من شیرین است
اما هیچ فرهادی عاشق ندارد
مرگ من لیلی است
اما هیچ آواره مجنونی ندارد
مرگ من کوچ پرستو نیست
مرگ من گریه شمع نیست
مرگ من بال پروانه نیست
که در شبهای انتظار با شعله شمعی بسوزد
مرگ من بید مجنون نیست
که با نسیمی از حسرت نگاهت بلرزدمرگ من نزدیک است
مرگ من از غروب خورشید سرخ است
مرگ من حسرت رسیدن است
مرگ من ابتدای ازل نیست
و انتهای ابدیت هم نخواهد بود
مرگ من تنفس ماهی است
در خفگی حوض

 

ساناز شجاعیان


 
نتیجه خودکامگی
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تاریخ

تا سال 1312، رضاشاه همه را گرفت و بست و کشت و هیچ جنبنده ای در داخل ایران در مقابل او جرات بی اندامی نداشت.

او یکه تاز میدان شد و چنان تنها شد که در 1320 با یک اخطار دولت انگلیس وطن آریایی را رها کرد و به جزیره ی موریس رفت

و این هم نتیجه ی خودکامگی که هم محصول ملت است و هم کشنده ی آن.

نقل از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضاقلی


 
مزاحم اصلی
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: جلال آل احمد

غرب بدجوری از اسرائیل ستارالعیوبی برای خود ساخته یا وسیله‌ی اختفایی!

اسرائیل را کاشته اند در دل سرزمین های عربی تا اعراب در خصوص مزاحمت های او، فراموش کنند مزاحم اصلی را و متذکر نباشند که آب و کود درخت اسرائیل از غرب مسیحی می آید.

خسی در میقات – جلال آل احمد


 
روزگار
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار 

فکری به حال خویش کن این روزگار نیست!

 

عماد خراسانی


 
تکرار مکرر
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: معلم شهید شریعتی

 

زندگی، حرکتی دوری، دوری باطل، آمد و رفتی تکراری و بیهوده؛ کار اصلی؟ پیر شدن؛ نتیجه واقعی؟ پوسیدن. نوسانی یکنواخت و ابلهانه. شکنجه‌ای سیزیف‌وار.

روز مقدمه‌ای بر شب، شب، مقدمه‌ای بر روز و سرگرم بازی خنک و مکرر این دو موش سیاه و سفید که ریسمان عمر را می‌جوند و کوتاه می‌کنند تا مرگ!

 

کتاب حج – معلم شهید شریعتی