سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

گردش روزگار
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
غم از گردش روزگاران مدار
 که بی ما بگردد بسی روزگار
بوستان سعدی

 
نسیم رحمت
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
قال رسول الله:
إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا

گفت پیغامبر که نفحتهای حق
اندرین ایام می‌آرد سبق

گوش و هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را

نفحه آمد مر شما را دید و رفت
هر که را می‌خواست جان بخشید و رفت

نفحهٔ دیگر رسید آگاه باش
تا ازین هم وانمانی خواجه‌تاش
مثنوی

 
جمع فارسی
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

هیچ برای تان پیش آمده است که در زبانی واژه ها به طور مثال با اَبْزار جمعْ نویسیِ زبان هایِ دیگر جَمْع بسته شوند؟

به طور مثال فرانسوی ها، انگلیسی ها و آلمانی ها واژه هاشان را با ها و ان فارسی یا ات و ین عربی جمع بِبَنْدَنْد؟

پس چرا ما واژه هایِ نابِ فارسی مانند پیشنهاد را به عربی جمع می بندیم و به جای پیشنهادها می نویسیم پیشنهادات؟

...

اگر چنین کاری جایز است چرا واژه هامان را به انگلیسی جمع نبندیم و نگوییم پیشنهادِز؟

پرویز شهدی


 
رهایی
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
پیمبر صلی الله علیه و آله و سلم روزی این مثل را در مجمع یاران بیان فرمود:

طفل چون متولد شود و از زندان رحم رها گردد 
به آرزوی آن زندان تنگ گریه آغاز می کند 
ولی وقتی وسعت و فراخی این جهان را می بیند 
هرگز رحم فرایاد نمی آید، 
خیال بازگشت بر دل نمی گذراند؛ 
همچنان کسی که ازین جهان تنگ به فراخنای آن جهان رفت 
دیگر به یاد این سرای نمی افتد و آرزوی بازگشت ندارد.
شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری 
تالیف بدیع الزمان فروزانفر

 
عالم خاشع
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

عالم بودن مشروط به این شرط است که شخص اهل خشیت هم باشد.

انباشتن علم بدون تحصیل اوصاف دیگر، مطلوب اسلام نیست.

شخص عالم همان طور که دغدغه و وسواس آموختن و اندوختن علم را دارد،

باید وسواس و دغدغه ى اندوختن اوصاف دیگرى مثل حلم و صمت را هم داشته باشد.

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
حسن خلق
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی

هرگز دروغ نگفت. هرگز خلفِ وعده نکرد. کمترین تجاوزی به حق احدی نکرد و آزاری به کسی نرساند.

در منبر، هرگز به کسی گوشه و کنایه نزد ... هرگز کسی را تکفیر نکرد. هرگز کسی را تفسیق نکرد.

...

بسیار مودب بود و توجه به روح و قلب مردم داشت و می‌دانست که هر سخنی یا هر حرکتی چه اثری در روح مردم دارد.

با آن همه نمازی که در تمام عمر می‌خواند در پیشانیش برآمدگی جای سجده نبود.

از کتاب فضیلت‌های فراموش شده، شرح حال حاج آخوند ملاعباس تربتی به قلم حسینعلی راشد.


 
وارثان عاشورا
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

کسانی که می‌بینند چگونه در میان بندگان خدا با گناه و تجاوز،

زمینه‌ی حکومت را فراهم می‌کنند

ولی در برابر آن‌ها با کار‌ها و حرف‌ها،

چیزی را برهم نمی‌زنند و تحوّلی را نمی‌خواهند،

همچون ستمگرانند و سزاوار همان جایگاهند.

کتاب وارثان عاشورا – عین. صاد.


 
حافظ
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

یکی از بارزترین ویژگی های حافظ این است که او با شعرش به مبارزه برمی‌خیزد. آدم هایی که یا صاحب قدرت‌اند و یا به واسطه‌ی ریاکاری و عوام فریبی‌شان مورد احترام در شعر او مورد انتقاد و گاه تمسخر قرار می‌گیرند.

شاید تا پیش از دوره‌ی مشروطه، حافظ را بتوان تنها شاعر شهیری دانست که در پی اصلاحات اجتماعی برآمد و شعرش را در خدمت مصالح اجتماعی به کار برد.

در این راه همه‌ی طبقات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی در تیررس انتقاد شاعر قرار دارند. از صوفی و زاهد گرفته تا شیخ و محتسب.

جریان شناسی شعر انقلاب اسلامی – سعید علائی


 
عطار
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

عیسی در کوهی می‌گذشت، یهودان او را دشنام می‌گفتند و عیسی در حق ایشان دعای خیر می‌گفت؛

یکی گفت: ای مسیح! ایشان دشنام می‌گویند و تو دعا می‌کنی؟

گفت: هر کس سرمایه‌ی خود را خرج می‌کند!

نقل از نقد و تحلیل الهی نامه عطار تالیف بدیع الزمان فروزانفر


 
نسبت شیطان با آدمى
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

نسبت شیطان با آدمى چیست؟ آنچنان که قرآن به ما مى آموزد این نسبت، در حد دعوت است و شیطان هیچ گاه انسان‌ها را به اجبار به سویى نمى کشاند، او تنها دعوت مى کند و آدمى که مخاطب دو دعوت خدا و شیطان است یکى را برمى گزیند. وقتى که در قیامت عده‌اى شیطان را به دلیل اضلالش ملامت مى کنند شیطان با آنها محاجه مى کند و مى گوید:

و قال الشیطان لما قضى الامر ان الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم و ما کان لى علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لى فلا تلومونى و لوموا انفسکم... (ابراهیم،22)

آن هنگام که کار به انجام رسید، شیطان گفت: خداوند شما را وعده‌ى حق داد و من نیز وعده‌اى دادم و سپس خلف وعده کردم. و مرا بر شما هیچ سلطه‌اى نبود جز آنکه شما را دعوت کردم و شما مرا اجابت کردید، پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید...

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
منطق الطیر
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

ای گناه آمرزِ عذرْ آموز من!

سوختم صد ره چه خواهی سوز من؟

من ز غفلت صد گنه را کرده ساز

تو عوض، صد گونه رحمتْ داده باز

...

ماتمم از حد بشُد سوری فِرِست

در میان ظلمتم نوری فرست

لذت نور مسلمانیم بخش

نیستی نفس ظلمانیم بخش

منطق الطیر عطار


 
در چشم مردم
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

اگر زندگى عُرفى را زندگى متعادل و متعارف بنامیم،

پارسایان در چشم مردم،

آدمیانى غیرمتعادل و غیرمتعارف به نظر خواهند رسید.

آنان به خاطر اِهتِمامى که نسبت به تهذیب نَفْس دارند و هدف دیگرى که در زندگى دنبال مى‌کنند،

مردم آنان را چون خود نمى‌بینند و نمى‌یابند.

پاره‌اى از امور حَقیر نزد آنان والاست و پاره‌اى از امور والا نزد ایشان حقیر.

بدن آنان در زمین و در میان مردم است ولى روح و فکر آنان در جایى دیگر.

گویى از جهانى دیگر و از مقامى رفیع‌تر به این جهان نظر مى‌افکنند.

پارسایان – عبدالکریم سروش


 
بوستان
ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات
حکایت کنند از جفا گستری
که فرماندهی داشت بر کشوری
در ایام او روز مردم چو شام
شب از بیم او خواب مردم حرام
همه روز نیکان ازو در بلا
به شب دست پاکان ازو بر دعا
...
بوستان سعدی

 
رمضان
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی

 

اگر کسی در دهه 1340 از من می پرسید که حکمت روزه داری چیست و شما چرا روزه می گیری، من فهرستی از یافته های پزشکی را می آوردم که نشان می داد روزه چه فوایدی برای جسم، جان و سلامت روزه دار در بر دارد. اما غزالی به من یاد داد که برای روزه داری فقط و فقط یک دلیل لازم است؛

آن هم حکم حضرت باریتعالی است...

غزالی برای ان که علم جدید و پزشکی مدرن، فلسفه یونانی ها یا حکمت ایرانی ها اندر فواید روزه چه گفته اند و چه حجت هایی آورده اند، پشیزی اعتبار قائل نبود.

نفس این دستور روزه داری در شریعت آمده بود برای وی کافی بود.

و اگر از وی می پرسیدیم که چرا از بام تا شام می بایستی صیام را نگه داریم، او به جای برشمردن دلایل و حجت های عقلی، یک کلام می گفت برای آن که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این گونه روزه می گرفته؛

تمام شد و رفت.

او واجبات شریعت را انجام میداد و از محرمات اجتناب می کرد، نه به واسطه ی آن که اینها عقلی بودند، بشر را عاقبت به خیر و رستگار می کردند، یا برای انان براهین عقلی متقنی وجود داشت، بلکه صرفاً به واسطه آن که شریعت به مومنین این گونه دستور داده بود.

برای او فقط یک علم، یک فلسفه، یک استدلال عقلی، یک برهان کلامی اعتبار داشت آن هم عبارت بود از دستور صاحب شریعت، حضرت محمد مصطفی.

شریعت غزالی خلاصه می شد دز تسلیم و تعبد.

از نظر غزالی، دینی که یک بخش آن را علم اثبات کرده باشد، بخش دیگرش را فلسفه پیوند زنده باشد و گوشه دیگرش را منطق آراسته باشد، فاقد مبنای استواری برای اطاعت حضرت حق می باشد.

نقل از مقدمه کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)


 
با او بودن
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

گرچه با او بودن را هنوز نیاموخته ام

ولی

با غیر او بودن را هم 

نمی توانم.

برگرفته از کتاب وارثان عاشورا - ع. ص.


 
بردوباخت
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

اگر آدمیان در این دنیا از اختلاف، معناى رقابت در بازى را بفهمند و این بازى را هم قائم به برد و باخت و پیروزى و شکست و بلکه عین آنها بدانند و شکست را هم همان قدر لازمه‌ى بازى بدانند که برنده شدن را و فکرِ برنده شدنِ بیرون از بازى را از سر بیرون کنند، اختلافشان عینِ رحمت خواهد بود.

در این دنیا ما بیشترین لطمه را از ناحیه‌ى کسانى مى‌خوریم که مى‌خواهند بازى نباشد اما آنها را برنده اعلام کنند.

مشکل کار با اینهاست. اینان‌اند که بازى را به جَنگ بدل مى‌کنند و وجود رقیب را برنمى‌تابند و به حذف او فتوا مى‌دهند.

و الا اگر همه وارد بازى شوند و قبول داشته باشند که بردن فقط در داخل بازى میسر است نه در بیرون و در بازى هم فقط بردن رُخ نمى‌دهد، بلکه باختن هم وجود دارد و وجودِ رقیب براى بقاىِ بازى لزوم و اهمیت دارد و حذف او عینِ حذف بازى است، دیگر هیچ اشکالى پیش نمى‌‌آید، زیرا

اولاً آن تسامحِ لازم براى همنشینى با دیگران و خود را در عرضِ هَمِگان پنداشتن به خوبى حاصل مى‌شود

و ثانیاً آدمى به جاى اینکه براى روشن نمودنِ خویش از خاموش کردنِ دیگران استفاده کند، روشنایىِ دیگران را که مى‌بیند، فتیله‌ى استعدادهاى خود را بالاتر مى‌کشد تا بتواند در میدانِ رقابت دوام بیشتر بیاورد

و آخر اینکه از بازى بَهره مى‌برد نه زیان.

قطعاً یکى از دلایل پیدایش دیکتاتورى آن است که حاکمان نمى‌خواهند با مَردم وارد بازى شوند و در این گفت و شنود و تواصى به حق و تواصى به صبر با هم پیش بروند.

مى‌خواهند آنان گوینده و دیگران شِنونده باشند.

این عین بازى نکردن است و همان اِختلافِ غیرِمَمدوح و نزاعِ مَذمومى است که باید از میان برداشته شود.

یک دیکتاتور همیشه با جامعه‌ىِ خود نزاع دارد و هیچ وقت حاضر به بازى دوستانه با آنان نیست، بلکه همیشه مى‌خواهد بیرون از بازى برنده اعلام شود. همه‌ى کسانى که چنین اند دیکتاتورند. و همه‌ى دیکتاتورها چنین اند.

دولت و ملت، حاکم و رَعیّت، اگر دو سوى یک بازى بودند، سعادت نصیب هر دو است، وگرنه به جاى آن جَنگ و شقاوت خواهد نشست.

عدالت هم در این بازى پیدا مى‌شود. عدل آن نیست که حاکم آن را در جامعه بَسط دهد یا بدان اعطا کند. عَدل لازمه‌ى رعایتِ قواعدِ بازى است. اگر اختلاف با توصیه به حق و توصیه به صبر همراه شود نه تنها مذموم نیست که مَمدوح است و اتفاقاً تمرین نیکویى براى خودسازى نیز هست. توصیه به حق و توصیه به صبر یعنى با دیگران وارد بازى شدن و دیگران را نیز هم‌عَرضِ خود دیدن. کسى که خود را برتر از حَق مى‌شُمارد، هرگز خویش را محتاج به توصیه‌ى دیگران نمى‌بیند. اما در بازى، همسرى و همنشینى است، همه مى‌گویند و همه مى‌شنوند و همه همدیگر را تکمیل و تصحیح مى‌کنند. هیچ کس فوق تَعدیل و تَصحیح نیست.

اوصاف پارسایان – عبدالکریم سروش


 
کافرکوب
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

 

اطلاق کافرکوب به چوب دست‌ها توسط قیام‌گران و اتخاذ پرچم سیاه (رنگ پرچم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم) علاوه بر این که نشان‌گر عدم مشروعیت امویان در ایران و عراق، بخصوص نزد موالی بود، استفاده از مضامین دینی و مذهبی جهت نیل به اهداف سیاسی را نیز در بر می‌گرفت.

این گونه استفاده‌های سیاست‌مدارانه از مضامین عقیدتی در اسلام نشان‌گر این بود که موالی اینک دانسته‌اند برای کسب حقوق کامل شهروندی و تساوی با اعراب می‌باید محملی از مشروعیت دینی برای ابراز نظرات خود داشته باشند.

لذا چه بهتر که در زیر سایه پرچم اسلام، کافرکوب به دست گیرند و به فردی از خاندان رسول خدا رضایت دهند.

منازعات فرقه‌ای و تحوّل مذهبی در ایران نوشته‌ی محمدرضا قلیزاده


 
در حیرت
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: وبگردی

حتما این جمله را خیلی شنیده اید که منشاء مشکلات ایران وعقب افتادگی اش سوء مدیریت یا مدیران نالایق و ناکارامد است. چنین نگاهی درباره مشکلات ایران درست و به جا است، اما فقط بخشی از واقعیت را بیان می کند. نیمه دیگر ناکار آمدی نظام تصمیم گیری و اجرا در ایران کارمندان و کارشناسان منفعل و ترسو است. کارمندان و کارشناسانی که شهامت ایستادگی در برابر تصمیم های غلط یا شتاب زدگی در اجرا را ندارند و به روزمرگی و گذران روزگار دچار شده اند.

شاید از زاویه‌ای دیگر، این بخش از ماجرا از نقش تصمیم گیران سطح بالا در اداره امور کشور مهم‌تر باشد. در واقع، آنچه مدیران رده بالایی بر اساسش تصمیم می گیرند ناشی از اطلاعات و داده هایی است که کارشناسان سطح پائین یا میانی در اختیارشان می گذارند. از طرفی هم،  دستورات مدیران رده بالا تنها به واسطه‌ی پیگیری و تلاش کارمندان سطوح پائین اجرایی می‌شود. همین ارتباط دو سویه‌ی تصمیم سازی و اجرا، نقش مهم و کلیدی به کارشناسان سطح پائینی داده و آنها را به مثابه دست ها و پاها یا چشم‌ها و گوش‌های سازمان ها و اداره های دولتی کرده است.

حال اگر این منشاء ورودی اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری یا دروازه‌ی خروجی برای اجرای تصمیم‌ها فقط مطابق میل و سلیقه مدیران بالایی عمل کند، نه تنها بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها از اساس اشتباه  خواهد بود، بلکه بسیاری از کارها بر خلاف منافع ملی و جایگاه بین‌المللی آن خواهد شد. آنچه باعث این تفاوت می‌شود، شهامت و احساس مسئولیت کارشناسان و کارمندان در اداره و اجرای امور کشور است.

متاسفانه بسیاری از کارمندان  و کارشناسان ما همین دو خصوصیت اثرگذار در مناقع بلندمدت کشور را ندارند. یعنی یا آنچنان به حقوق سر ماه دلخوش کرده‌اند و در زندگی مملو از قسط و چک و پس انداز غرق شده‌اند که آرمان‌هایشان را در دفاع از منافع مردم و کشور فراموش کرده‌اند یا آنقدر از آینده شغلی و کاری خود می‌ترسند که جرئت ایجاد تغییر یا ایستادگی در برابر تصمیم‌های اشتباه مدیران بالایی را ندارند. به نوعی بدنه‌ی دولت دچار نوعی رخوت و بی‌تفاوتی نسبت به تصمیم‌ها و سیاست‌های مدیران سازمان‌ها و اداره‌های خود شده‌‌ است. چنانچه بسیاری از کارمندان اولویت خود را تأمین معاش می‌دانند و دفاع از منافع ملی و حفظ بیت المال برایشان شعاری تو خالی و پوچ است.

نمونه‌های بسیاری از اتخاذ و اجرای تصمیم‌های اشتباه و واکنش کارمندان و کارشناسان را در جایی که کار می‌کنم به وضوح دیده‌‌ام. با اینکه بسیاری از کارکنان محل کارم آدم هایی مؤمن و سالم هستند، وقتی پای تصمیم‌های اشتباه به میان می‌آید یا خود را مبرا از هر مسئولیتی می‌دانند یا جرئت بیان نظر و انتقاد خود را ندارند. این طور مواقع هم ضرب‌المثل‌های زیادی در زبان فارسی هست که به کمک بی‌مسئولیتی و انفعال کارمندان می‌آید. مثل‌هایی از قبیل «ما ماموریم و معذور»، «ما فقط مرده شوی هستیم»، «زبون سرخ سر سبز را به باد می‌ده» و از این جور ضرب المثل‌های رایج و نادرست.

نقل از اینجا