سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

گلرخ
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

ز روی لاله ازان چشم برنمی‌دارم

که اندکی به دل داغدیده می‌ماند

...

تمتع از رخ گل می‌برند دیده‌وران

به عندلیب، گلوی دریده می‌ماند

صائب تبریزی


 
فخرالدوله
ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: قابوس‌نامه

وقتی به ری زنی پادشاه بود به لقب سیده گفتندی. زنی بود ملک زاده و عفیفه و زاهده و کافیه (با کفایت).

زن فخرالدوله بود.

چون فخرالدوله فرمان یافت (درگذشت) وی را پسری بود کوچک، نام پادشاهی بر وی نهادند و خود پادشاهی همی راند سی و اند سال...

سلطان محمود به ری رسولی فرستاد و گفت :

باید که خطبه بر من کنی و زر به نام من زنی و خراج بپذیری و اگر نه من بیایم و ری بستانم و تو را نیست گردانم.

و تهدید بسیار کرد.

و چون رسول بیامد و نامه بداد و پیام بگزارد، سیده گفت :

بگوی سلطان محمود را تا شوی من فخرالدوله زنده بود این اندیشه همی بود که مگر تو را این رای افتد و قصد ری کنی. چون فرمان یافت و شغل به من افتاد اندیشه از دل من برخاست، گفتم:

محمود پادشاهی عاقل است داند که چون او ملکی را به جنگ زنی نباید آمدن.

اکنون اگر بیایی خدای عزوجل داند که من نخواهم گریخت و جنگ را ایستاده ام. از بهر آن که از دو بیرون نباشد:

از دو لشکر یکی شکسته شود. (شکست بخورد)

اگر من تو را بشکنم به همه حال به همه عالم نامه نویسم که سلطانی را شکستم که صد پادشاه را شکسته است

و اگر تو مرا بشکنی چه توانی نبشت؟

گویی: زنی را شکستم! تو را نه فتحنامه رسد و نه شعر فتح که شکستن زنی بس فتحی نباشد.

نقل از گزیده #قابوس_نامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر به کوشش غلامحسین یوسفی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی - باب بیست و نهم در اندیشه کردن از دشمن صفحه 166

 


 
خانه بدوش
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

از حادثه لرزند به خود قصرنشینان

ما خانه بدوشان، غم سیلاب نداریم

صائب تبریزی


 
همنشین جبار
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

بی چاره کسی که به صحبت جباران مبتلا گردد که عقده عهد ایشان سخت زود سست شود و همیشه رخسار وفای ایشان به چنگال جفا مجروح باشد؛ نه اخلاص و مناصحت نزدیک ایشان محلی دارد و نه دالت خدمت و ذمام معرفت در دل ایشان وزنی آرد؛

محبت و عداوت ایشان بر حدوث حاجت و زوال منفعت مقصور است؛ عفو در مذهب انتقام محظور شناسند؛ إهمال حقوق در شرع نخوت و جبروت مباح پندارند؛ ثمره خدمت مخلصان کم یاد دارند و عقوبت زلت جانیان دیر فراموش کنند؛ ارتکاب های بزرگ را از جهت خویش خرد و حقیر شمرند و سهوهای خرد از جهت دیگران بزرگ و خطیر دانند.

نقل از کتاب کلیله و دمنه أبوالمعالى نصرالله منشی به تصحیح مجتبی مینوی نشر ثالث - باب پادشاه و فنزه صفحه 285


 
استغنا
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

 

با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است

با دهان خشک، مردن بر لب دریا خوش است

صائب تبریزی


 
اندیشه فردا
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

چه فارغبال می‌گشتم در این عالم، اگر می شد

غم امروز، چون اندیشه‌ی فردا فراموشم!

صائب تبریزی


 
کشف الاسرار
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات
سنت الهی این است که 
هر که را به دوستی اختیار کرد، شربت محنت با خلعت محبت به وی فرستد، 
هرکه را درجه وی در مقام محبت عالی تر بلای او عظیم تر.

از کتاب کشف الاسرار و عده الابرار خواجه عبداله انصاری تالیف رشیدالدین المیبدی

 
امید دوستان
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: قابوس‌نامه

بر دوستان به امید دل مبند که من دوستان بسیار دارم.

دوست خاصه خویش خود باش و از پیش و پس خویشتن خود نگر و بر اعتماد دوستان از خویشتن غافل مباش چه اگر هزار دوست باشد تو را، از تو دوستر تو را کس نبود...

و دوستى که دشمن تو را دشمن ندارد وی را جز آشنای خویش مخوان چه آن کس آشنا بود نه دوست

و با دوستان در وقت گله همچنان باش که در وقت خشنودى.

نقل از گزیده #قابوس_نامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر به کوشش غلامحسین یوسفی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی - باب بیست و هشتم در آیین دوست گرفتن


 
هدف زندگی
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: سیاست

برای بیشتر ما پول درآوردن هدف و جانشین کار معنی دار شده است

و دنبال کردن زندگی رضایت بخش از طریق فراغت و نه از طریق کار به گونه ای فزاینده به صورت هنجار درآمده است.

زندگی برای بسیاری مبارزه‌ای برای برنده شدن در بازی‌ای است که ما را هم از یکدیگر و هم از کار معنی دار بیگانه می کند.

نقل از کتاب ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی نوشته‌ی جوئل شارون با ترجمه منوچهر صبوری نشر نی


 
دو روز دنیا
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

بد نامی حیات، دو روزی نبود بیش

گویم کلیم! با تو که آن هم چه سان گذشت:

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن

روز دگر به کندن دل از جهان گذشت


 
روزنامه قانون
ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ

ملکم خان برای ابلاغ افکار خود از لندن به ایران، روزنامه ی مشهور قانون را تاسیس کرد. این روزنامه ... سرانجام ممنوع شد و نگهداری آن اقدام بر ضد مصالح کشور قلمداد گردید... نخستین شماره آن که در 1296 منتشر شد ... سرمقاله طویلی به زبان فارسی داشت که بر نیاز به قوانین عقلانی تاکید می ورزید:

ایران مملو از نعمات خداداد است. چیزی که همه ی این نعمات را باطل گذاشته نبودن قانون است. هیچکس در ایران مالک هیچ چیز نیست زیرا که قانون نیست. حاکم تعیین می کنیم بدون قانون، سرتیپ معزول می کنیم بدون قانون، حقوق دولت را می فروشیم بدون قانون، بندگان خدا را حبس می کنیم بدون قانون، خزانه می بخشیم بدون قانون، شکم پاره می کنیم بدون قانون ... در ایران احدی نیست که بداند تقصیر چیست و خدمت کدام. فلان مجتهد را به چه قانون اخراج کردند. مواجب فلان سرتیپ را به چه قانون قطع نمودند. فلان وزیر به کدام قانون مغضوب شد. فلان سفیر به چه قانون خلعت پوشید...

 

نقل از صفحه 62 کتاب ایران بین دو انقلاب ( از مشروطه تا انقلاب اسلامی ) یروند آبراهامیان ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمس آوری، محسن مدیرشانه چی / نشر مرکز


 
خموشی
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

دل، داده پیامی که زبان محرم آن نیست

خواهد به تو گفتن لب خاموش نگاهم

حزین لاهیجی


 
خیال وصال
ساعت ٥:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

زان خوبتری که کس خیال تو کند

یا همچو منی فکر وصال تو کند

فصیحی هروی


 
رحم و انصاف
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

رحم و انصاف و مروت از جهان برخاسته است

روی دل از قبله‌ی مهر و وفا گردیده است

صائب تبریزی


 
بعثت
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

رسول می آید، آن هم در جزیره العرب، نه در ایران و نه در روم؛

چون این جریان ولیده تمدن های بالنده آن روزگار نیست

این جریان می آید تا فساد برخاسته از این تمدن‌های مسلط و قدرت های مهاجم را اصلاح نماید

پس در جایی کار می کند که آن ها و اکاسره و قیاصره عرب های مزاحم و یهود مخالف را تبعید می کردند و در جایی می آید که شاپور و دیگران، سرها را بریده بودند و دست ها را بسته بودند و کتف ها را صاحب شده بودند و زیر بار برده بودند

درست در جایی که ظلمات و ضلال سرگرفته، درست در دل تاریکی ها چراغ ها بارور می سازد

رسول می آید در این سرزمین مرگ و خون و ترس و ظلم،

رسول می آید آن هم در میان ذهنیت های ذلیل و شخصیت های اسیر و هویت های محکوم،

رسول می آید در میان فقر و جنگ و جهل و اسارت

 

از معرفت دینی تا حکومت دینی اثر استاد فقید علی صفائی حائری


 
سربازی
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: تاریخ
خدمت سربازی همه جا مقدس است، در نوشته ها و گفتار ها، در اعلان ها و بخشنامه‌ها 
اما با اینکه مقدس است، مثل خیلی چیزهای مقدس دیگر خواستار چندانی ندارد، و
 نه تنها خواستار ندارد، بلکه مردم مثل جذام از آن می گریزند 
خانواده هایی که دستشان به دهانشان می رسد ،
 برای فرار فرزندانشان از این جذام طبق معمول کیمیای معروف را به کار می اندازند 
و بچه هاشان را معاف می کنند، 
بچه‌های خانواده‌های اعیان و اشراف و پولدارها و پارتی دارها 
که نباید به خدمت مقدس سربازی بروند، 
بعضی درسشان باید تمام شود، 
بعضی‌ها بیمارند، از بهداری ارتش گواهی دارند، 
بعضی چشمشان ناراحت است، بعضی قلبشان ناراحت است ، 
بعضی کفیل پدر هستند ، پدری که ثروتش سر به جهنم می زند ... 
و به این ترتیب مواهب خدمت مقدس
 بر یک مشت جوان بدون پارتی و بی کس و کار شهری و روستایی سرشکن می شود... 
خیلی راحت، و بی هیچ اعتراضی!
نقل از کتاب در جست و جوی صبح ج1 ص165
 در وصف خدمت مقدس سربازی در دوران پهلوی اول

 
خانه بدوش
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

سبکروان به زمینی که پا گذاشته‌اند

بنای خانه بدوشی به جا گذاشته‌اند

...

دعای صدرنشینان نمی‌رسد صائب!

به محفلی که ترا بی‌دعا گذاشته‌اند


 
دوست
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: قابوس‌نامه

با بی خردان هرگز دوستی مکن که دوست بی خرد از دشمن بخرد بتر بود که دوست بی خرد با دوست از بدی آن کند که صد دشمن با خرد با دشمن نکند

و دوستی با مردم هنری (با هنر) و نیک عهد و نیک محضر (خوش معاشرت) دار تا تو نیز بدان هنرها معروف و ستوده شوی که آن دوستان تو بدان معروف و ستوده باشند.

نقل از گزیده #قابوس_نامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر به کوشش غلامحسین یوسفی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی - باب بیست و هشتم در آیین دوست گرفتن