سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

از معرفت دینی تا حکومت دینی
ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

ما امروز دو جریان رو در رو را می شناسیم:

جریانی که اعتقاد دارد، اسلام همه چیز دارد

لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین

و بر این اساس به دنبال شواهد می گردد و در منابع و ادله جست و جو می کند، تا برای هر چیز در اسلام نمونه ای بیاورد، تا در برابر مدعیان و مهاجمان با دست پر بایستد

این جریان شامل طیف های گوناگونی است و در مراحلی به شوخی و طنز می انجامد، مثل شب ادراری در اسلام

ولی در میان بزرگان هم کسانی هستند که مثلا برای نظام مهندسی اقتصاد اسلامی، حتی اگر در منابع دلیلی نیافتند، به فتوایی که حتی مقبول و مطلوب خودشان هم نیست، توجه می کنند و نظام اقتصادی را بر آن استوار می نمایند

در برابر این ها جریانی است با طیف های متفاوت ضد دین و بی دین و آزاداندیشی و حتی معتقد و متدینی که این کلیت را قبول ندارد و مذهب را در هدایت به مبدأ و معاد محدود می نماید و از حوزه ی نیاز های دنیایی برکنار می داند و حتی اگر در منابع در مورد تربیت و اخلاق و سیاست و خوراک و پوشاک و معیشت بیاناتی باشد، تمام را حمل بر استطراد می کند و به راحتی از کنار آن می گذرد

 

از معرفت دینی تا حکومت دینی اثر استاد فقید علی صفائی حائری


 
سلوک عاشورایی
ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: آقامجتبی تهرانی

عواملی که حکومت‌های باطل به کار می‌گیرند، تهدید و تخویف، تممیق است و همین‌ها باعث شد که کوفیان آشنا به حق از آن دست بکشند.

مردم کوفه تا زمانی که احساس خطر نمی‌کردند، آنچه را ته دلشان بود، اظهار می نمودند... برای همین، هزار هزار به خانه‌ی مسلم می‌رفتند و با او بیعت می‌کردند؛ چون حق را می‌دانستند و باطل را هم می‌شناختند.

ولی وقتی مساله تهدید، تطمیع و تحمیق‌ها شروع شد همین امر موجب شد که این عافیت طلبی را پیش بگیرند و از عمل به عقیده شان خودداری کنند.

عقیده‌ی آنها عوض نشده بود، یقین هم داشتند که حق با چه کسی است، ولی عملا این کار را نکردند و نسبت به آن اعتقاد حقی که داشتند، پایداری نکردند. آن‌ها می‌خواستند وضع موجود دنیایی خودشان را حفظ کنند لذا یک عده به خاطر ترس و یک عده به خاطر رسیدن به پول و مقام، کنار کشیدند.

سلوک عاشورایی، منزل دهم، شرح خطبه‌ی منا، آیت الله فقید آقامجتبی تهرانی


 
نیکنام
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: قابوس‌نامه

 

نادان را مردم مدان

و دانای بی هنر را دانا مشمر

و پرهیزگار بی دانش را زاهد مدان

و با مردم نادان صحبت مکن

خاصه با نادانی که پندارد که داناست

و بر جهل خرسند مشو

و صحبت جز با مردم نیک نام مکن که از صحبت نیکان، مرد نیک نام شود.

 

نقل از گزیده قابوس نامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر به کوشش غلامحسین یوسفی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی


 
حسرت شبنم
ساعت ٦:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین! حالم

که حسرت بر بقای شبنم و عمر شرر دارم

امیدی نیست از آسودگی در هر کجا باشد

که آدم از بهشت امد، از آنجا هم خبر دارم

ز گفت و گوی یاران نیستم آگاه در محفل

به یادت خلوتی در انجمن چون گوش کر دارم

سلیم طهرانی


 
پنهان چو دل!
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: وبگردی

"به نام یگانه هستی"

(نه یگانه ی هستی، که هرکس در هستی خویش یگانه است؛
او -آنچنانکه در ظرف پندار من آمده- یگانه هستی است.)

 

 

 

"لَقَد خَلَقنَا الاِنسَانَ فِی کَبَد."
"بی گمان انسان را در رنج آفریده ایم." (بلد-4)

 

 

 

روزی امیدوار بودم که این رنج تمام شود،
و راحتی مرا در آغوش گیرد.
جوان بودم،
به راستی و به جدّ به دنبال خوشی و آسایش،
آنگونه شادی که دنیوی می نامندش؛
امّا به من نرسید - نمی دانم- یا بدان نرسیدم،
این رنج همچنان شدّت گرفت،
و تمامی هم نداشت..

 

 

 

روز دگر آرزو کردم که خود تمام شوم؛
و هنوز و همچنان هستم،
زنده و ادامه یابنده.
و بعد از این زندگی نیز از کجا معلوم؟
شاید جهان دیگری در کار باشد،
جهانی شبیه این جهان یا آنچنانکه جهان آخرت می نامندش،
و یا عالمی به طرزی دگر،
و ناگزیر به ادامه ام کند..

 

 

 

و روزی خواستم بگذارم بر زمینم زند،
و بدین حال افتاده بمانم.
با خود گفتم چنین ماندن نکوست،
و مرا از آن چه باک است؟؛
و در خویش دروغی بزرگ آورده بودم..

 

 

 

اینبار اراده ام بر این است؛
روزی
نه چندان دور
این رنج و این نبرد
از من زنده ای دگر خواهد ساخت،
زنده ای که نمی میرد،
زنده ای که از فرطِ خویش می زاید:
زنده ای دگر و زندگی دگر،
و من
خواهم ایستاد...

نقل از اینجا

 


 
شتاب عمر
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

یک جا قرار نیست مرا از شتاب عمر

در رهگذر سیل، که را خواب می‌برد؟

صائب تبریزی


 
دانایی
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: قابوس‌نامه

در هر وقت و در هر حال که باشی چنان باش که یک ساعت از تو درنگذرد تا دانشی نیاموزی و اگر در آن وقت دانایی حاضر نباشد از نادانی بیاموز که دانش از نادان نیز بباید آموخت از آن که هر هنگام که به چشم دل در نادان نگری و بصارت عقل بر وی گماریآنچه تو را از وی ناپسندیده آید دانی که نباید کرد.

نقل از گزیده قابوس نامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر به کوشش غلامحسین یوسفی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی


 
دور از چشم
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

چه نسبت است به مژگان مرا، نمی‌دانم

که پیش چشمم و از پیش چشم‌ها دورم

صائب تبریزی


 
ایران بین دو انقلاب
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: سیاست

مهدی ملکزاده فرزند یکی از شهیدان بزرگ انقلاب مشروطه در تاریخ چند جلدی خود درباره ی انقراض سلسله قاجار شکوه می‌کند:

اگر شاه وطن پرست بود، برای من مهار رقابت های گروهی بخصوص خصومت های عشیره ای، نهادهای متمرکزی به وجود می آورد اما چون وطن پرست نبود، با بدجنسی آنها را به جان هم می انداخت و بدین سان کشتی کشور را در دریای آشوب اجتماعی فرو می برد.

 نقل از صفحه 68 کتاب ایران بین دو انقلاب ( از مشروطه تا انقلاب اسلامی ) یروند آبراهامیان ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمس آوری، محسن مدیرشانه چی / نشر مرکز

Iran Between two revolutions

Ervand Abrahamian


 
ایام پریشانی
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

شانه می‌آید به کار زلف در آشفتگی

آشنایان را در ایام پریشانی بپرس

سلیم طهرانی


 
پستی های آبگیر
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: وبگردی

نگران پاییزم،
نگران برگ‌هایی که در قشنگترین رخت‌هاشان
رها می‌شوند.
نگران بلندی پنجره‌هایی که خو نمی‌کنند به پرده‌های ضخیم،
نگران دلتنگی چشمانم،
و بی تماشایی روزهای کوتاه،
نگران قلبی که،
برای باران تنگ است،
و قدم‌هایی که،
دیگر روی برگ‌های مُرده نخواهند نشست..

 

سوسن جعفری 

 


 
خواب شیرین
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

نمی‌بیند، سرم چون شمع، شب‌ها روی بالین را

به چشم دیگران پیوسته بینم خواب شیرین را

کلیم همدانی


 
منفعت سنجی
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: قابوس‌نامه

به هنر و خرد مردمان نگاه همی کن؛

اگر از بی هنری و بی خردی نان و نام به دست توانی آوردن پس بی‌هنر و بی‌خرد باش

و اگر نه هنر آموز و از آموختن و شنیدن سخن ننگ مدار تا از ننگ رسته باشی

و اندر نگر به عیب و هنر مردمان که نفع و ضَرّ ایشان از چیست؟

و سود و زیان ایشان تا کجاست؟

آنگه منفعت خویش از میان بجوی.

 نقل از گزیده قابوس نامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر به کوشش غلامحسین یوسفی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی


 
خواب شبانه
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

شب که سازد غم آغوش تو بی‌تاب مرا

گر بود فرش ز مخمل، نبرد خواب مرا

غنی کشمیری


 
کناره گیری
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

در این زمان که عقیم است جمله صحبت‌ها

کناره گیر و غنیمت شمار عزلت را

صائب تبریزی

 

 

https://telegram.me/meykar2000 


 
عالم شاد کن
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است

عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد

صائب تبریزی


 
مرد ناشناس
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: مذهبی

غدیر بود.

رفتیم پیشانی ابوذر را ببوسیم و بگوییم: «برادر! عیدت مبارک». پیشانیش از آفتاب ربذه سوخته بود!

به «ابن سکیت» گفتیم «علی». هیچ نگفت. نگاهمان کرد و گریست. زبانش را بریده بودند!

خواستیم دستهای میثم را بگیریم و بگوییم «سپاس خدای را که ما را از متمسّکین به ولایت امیرالمؤمنین قرار داد». دستهایش را قطع کرده بودند!

گفتیم:«یک سیّدی بیابیم و عیدی بگیریم». سیّدی، کسی از بنی هاشم. جسدهاشان درز لای دیوارها شده بود و چاه ها از حضور پیکرهای بی سرشان پر بود! زندانی دخمه های تاریک بودند و غل های گران بر پا، در کنج زندانها نماز می خواندند.

فقط همین نبود که میان بیابان بایستد، رفتگان را بخواند که برگردند و صبر کند تا ماندگان برسند.

فقط همین نبود که منبری از جهاز شتران بسازد و بالا برود، صدایش کند و دستش را بالا بگیرد.

فقط گفتن جمله ی کوتاه «علی مولاست» نبود.

کار اصلاً اینقدرها ساده نبود.

فصل "اتمام نعمت"، فصل "بلوغ رسالت"، فصل سختی بود.

بیعت با «علی»، مصافحه ای ساده نبود.

مصافحه با همه ی رنجهایی بود که برای ایستادن پشت سر این واژه ی سه حرفی باید کشید.

ایستادن پشت سر واژه ای سه حرفی، که در حق سخت گیر بود.

 ...

این روزها ولی همه چیز آسان شده است.

این روزها «علی مولاست» تکیه کلامی معمولی و راحت است.

اگر راحت می شود ... روی تابلوهای تبلیغاتی با انواع خطها نوشت «علی»،

اگر خیلی راحت و زیاد و پشت سر هم می شود این کلمه را تکرار کرد و تکرار،

حتما جایی از راه را اشتباه آمده ایم.

شاید فقط با اسم یا خط بی جان مصافحه کرده ایم، وگرنه با او؟

 

کار حتما سخت بود.

صبوری بی پایان بر حق،

تاب آوردن عتاب هایش،

حتما سخت بود.

 ...

آن «مرد ناشناس» سر بر دیوار نیمه خرابی در دل شب، دارد می گرید:

«آه از این ره توشه کم، آه از این راه دراز»

و ما،

بی آنکه بشناسیمش،

همین نزدیکی ها جایی نشسته ایم و تمرین می کنیم که با نامش شعر بگوییم،

خط بنویسیم،

آواز بخوانیم،

و حتی دم بگیریم و از خود بیخود شویم.

 

عجیب است!

مرد هنوز هم «مرد ناشناس» است.

 

نفیسه مرشدزاده



 
مسلمانی
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: آیت‌الله غروی

عامل دیگر عقب ماندگی مسلمان ها نداشتن راهنمایان راستین بوده است،

به طوری که امت اسلام پیوسته در بوته جهل حیران مانده،

در عقاید و افکارشان هیچ ملاک و میزانی وجود ندارد

نه تابع عقلند تا بتوان به برهان عقلی هدایتشان کرد،

نه پیرو نقلند تا بشود از کتاب و سنت بر ایشان اقامه دلیل نمود

 و نه به تجربه و تاریخ و مشاهده پای بندند تا از آن طریق ارشاد شوند

نه مصالح را می شناسند نه مفاسد را

و نه دوست و دشمن را

همان گونه که قرآن کریم تعبیر فرموده، همانند اَنعامند،

که وقتی یکی از راهی رفت، هرچند به سوی مسلخ، همه بی هیچ پرس و جو، به دنبال آن حرکت کرده، بر یکدیگر سبقت می گیرند

به دوستی و دشمنی چنین مردمی اعتمادی نیست

زیرا هیچ یک از آن دو رفتار مبتنی بر دلیل نمی باشد

از یک امر موهومی خوششان می آید، دوست می گردند

و از رفتاری بدشان می آید، دشمن می شوند.

از جلد دوم کتاب آدم از نظر قرآن نوشته آیت‌الله فقید سید محمد جواد موسوی غروی  به ترجمه علی اصغر غروی اصفهانی


 
غوغا
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

ما و شهادت عشق، در کوچه‌ی خموشان

کآسودگی ز ما برد، غوغای زندگانی

طغرای مشهدی


 
هراس از بیگانه
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: قابوس‌نامه

اگر از بیگانه ناایمن شوی

به مقدار ناایمنی، زود خویشتن را از او ایمن گردان،

و بر ناایمنی به گمان امن مباش که زهر خوردن به گمان نه از دانایی بود.

 نقل از گزیده قابوس نامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر به کوشش غلامحسین یوسفی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی


 
گل و بوستان
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

نه گل شناسم و نه باغ و بوستان بی تو

که دیده در نگشاید به این و آن بی تو

گمان برند که من نیز با تو همسفرم

چنین که می‌روم از خویش هر زمان بی تو

کلیم همدانی


 
گل و شبنم
ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

گل از خورشید، کام خویشتن یافت

چه می‌داند چه بر شبنم گذشته است؟

سلیم طهرانی


 
عدالت اجتماعی
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: سیاست

تحقق عدالت اجتماعی به صورت نسبی به هوش، خلاقیت، خستگی ناپذیری، حس مسئولیت، اشتراک مساعی، ادبیات سیاسی گسترده، سطح بالای معلومات ملی و ساختار اقتصادی پیشرفته و متنوع نیاز دارد و امکان تحمیل آن به یک فرهنگ سراسر جهل و خصومت و خشونت وجود ندارد.

نکته دیگر اینکه امر تامین حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چیزی نیست که از بالا تضمین و قابل گسترش باشد.

کسانی که بالا هستند، یعنی حاکمان، کسانی هستند که دیروز پایین بوده‌اند و الگوهای فکری و رفتاری خود را از پایین یعنی پیکره‌ی اجتماع گرفته‌اند.

جامعه شناسی خودکامگی اثر علی رضا قلی


 
بازی روزگار
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

این چنین زیر و زبر، عالم نمی‌ماند مدام

می‌نشاند چرخ، هر کس را به جای خویشتن

صائب تبریزی

 


 
رجم و قربانی
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

با شعور به حرمت‌ها، وسوسه‌ها سر بر می‌دارند و آرزوهای نهفته، زنده می‌شوند؛ که باید یکی را رجم کرد و دیگری را قربانی نمود.

حقیقتِ حج – صفایی حائری


 
خزان
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: ادبیات

ای که چون غنچه به شیرازه‌ی خود می‌بالی!

باش تا سلسه جنبان خزان برخیزد!

صائب تبریزی