سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

انتظار
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

به انتظار تو آبی که می‌رود از چشم

به آب چشم نماند که چشمه می‌زاید

سعدی


 
ذکرخدا
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: مولوی

شاخ و برگ از جنس خاک آزاد شد
سر برآورد و حریف باد شد
برگها چون شاخ را بشکافتند
تا به بالای درخت اشتافتند
بی زبان هر بار برگ و شاخ ها
می سرایند ذکر و تسبیح خدا

 
جمال دوست
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدست؟

افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند

سعدی


 
راز پنهان
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

صبر هم سودی ندارد که آب چشم

راز پنهان آشکارا می‌کند

سعدی


 
در رحمت
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

توانگرا در رحمت به روی درویشان

مبند و گر تو ببندی خدای بگشاید

سعدی


 
خزان بهار
ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

پیش از خزان به خاک فشاندم بهار خویش

مردان به دیگری نگذارند کار خویش

دایم میانه‌ی دو بلا سیر می‌کند

هرکس شناخته است یمین و یسار خویش

صائب! چه فارغ است ز بی برگی خزان

مرغی که در قفس گذراند بهار خویش!


 
شکر وصل
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

آن را که غمی چون غم من نیست چه داند

کز شوق توام دیده چه شب می‌گذراند

سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس

کاندوه دل سوختگان سوخته داند

شیرین ننماید به دهانش شکر وصل

آن را که فلک زهر جدایی نچشاند

سعدی


 
آواز سنگ
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

اگر این داغ جگرسوز که بر جان من است

بر دل کوه نهی سنگ به آواز آید

سعدی


 
بعثت
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری

رسول می آید، آن هم در جزیره العرب، نه در ایران و نه در روم؛

چون این جریان ولیده تمدن های بالنده آن روزگار نیست

این جریان می آید تا فساد برخاسته از این تمدن‌های مسلط و قدرت های مهاجم را اصلاح نماید

پس در جایی کار می کند که آن ها و اکاسره و قیاصره عرب های مزاحم و یهود مخالف را تبعید می کردند و در جایی می آید که شاپور و دیگران، سرها را بریده بودند و دست ها را بسته بودند و کتف ها را صاحب شده بودند و زیر بار برده بودند

درست در جایی که ظلمات و ضلال سرگرفته، درست در دل تاریکی ها چراغ ها بارور می سازد

رسول می آید در این سرزمین مرگ و خون و ترس و ظلم،

رسول می آید آن هم در میان ذهنیت های ذلیل و شخصیت های اسیر و هویت های محکوم،

رسول می آید در میان فقر و جنگ و جهل و اسارت

 

از معرفت دینی تا حکومت دینی اثر استاد فقید علی صفائی حائری


 
بوی گل
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

من ای گل دوست می‌دارم تو را کز بوی مشکینت

چنان مستم که گویی بوی یار مهربان آید

نسیم صبح را گفتم تو با او جانبی داری

کزان جانب که او باشد صبا عنبرفشان آید

زمینِ باغ و بستان را به عشق باد نوروزی

بباید ساخت با جوری که از باد خزان آید

سعدی


 
وعده محشر
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

وعده‌ی همصحبتان رفته، روز محشر است

دیر می‌آید قیامت، کشت تنهایی مرا

دانش مشهدی


 
قطره باران
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

چون باده می کند مست، ما را هوای باران

دریای نشأه خیزد، از قطره‌های باران

روزی که نیست چشمم، از جوش گریه پر آب

در کارخانه‌ی ابر،‌ خالی است جای باران

طغرای مشهدی


 
بیداد نیکوان
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

در هیچ موقفم سر گفت و شنید نیست

الا در آن مقام که ذکر شما رود

ای آشنای کوی محبت صبور باش

بی‌داد نیکوان همه بر آشنا رود

سعدی


 
شرح غم
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

صفت عاشق صادق به درستی آنست

که گرش سر برود از سر پیمان نرود

سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت

شب به پایان رود و شرح به پایان نرود


 
لذت زندگی
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب

نیست جز داغ عزیزان، حاصل پایندگی

خضر، حیرانم، چه لذت می‌برد از زندگی!

صائب تبریزی


 
غبار گران
ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اقبال
زمین به پشت خود الوند و بیستون دارد
غبار ماست که بر دوش او گران بوده است!


اقبال لاهوری

 
عالم دیوانگی
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

به سرو گفت کسی میوه‌ای نمی آری؟

جواب داد که آزادگان تهی دستند

به راه عقل برفتند سعدیا بسیار

که ره به عالم دیوانگان ندانستند

 


 
روی گل
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

تا گل روی تو دیدم همه گلها خارند

تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند

سعدی


 
آسمان آسوده
ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب

آسمان آسوده است از بی‌قراری‌های ما

گریه‌ی طفلان نمی‌سوزد دل گهواره را

صائب تبریزی


 
سخن عشق
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد

چه وجود نقش دیوار و چه آدمی که با او

سخنی ز عشق گویند و درو اثر نباشد

سعدی


 
فرومایگی
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب

عنان به دست فرومایگان مده، زنهار!

که در مصالح خود خرج می‌کنند ترا

صائب تبریزی


 
خاطر بلبل
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی ،ادبیات

ای گل خندان نوشکفته نگه‌دار

خاطر بلبل که نوبهار نماند

پار گذشت آنچه دیدی از غم و شادی

بگذرد امسال و همچو پار نماند

سعدی شوریده بی‌قرار چرایی؟

در پی چیزی که برقرار نماند


 
حباب
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

بر باد دهد همچو حباب افسر خود را

بی‌مغز اگر صاحب افسر شده باشد

صائب تبریزی


 
سمت گل سرخ
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

مرا به سمت گل سرخ می بری یک روز

بهار را به سرایم می آوری یک روز

سهیل محمودی


 
ساز دل
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

کر شدم، تا چند شور حق و باطل بشنوم

بشکنید این سازها تا چیزی از دل بشنوم

بیدل