سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شب یلدا
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت
آفتاب امروز چون برق از سرای ما گذشت
نظیری نیشابوری

 
مرگ و زندگی
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: فریدون مشیری

 

دلا شب‌ها نمی نالی به زاری؛
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ناله سر کن،
خبر از درد بیدردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است
فریدون مشیری

 
خاموشی عاشق
ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

موجب فریاد ما، خصم نداند که چیست

چاره‌ی مجروح عشق، نیست بجز خامشی

سعدی


 
برگ خزان دیده
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: فریدون مشیری

 

در سینه،
دل،
چو برگ خزان ‌دیده،
بی عشق مانده سر به گریبان است،
از بوسه‌ی نسیم نمی‌‌لرزد؛
این برگِ خشک، تشنه طوفان است!
فریدون مشیری

 
خزان
ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب

می‌شود قدر سخن‌سنجان پس از رفتن پدید

جای بلبل در چمن، فصل خزان پیدا شود

صائب تبریزی


 
صنما
ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

از بس که در نظرم، خوب آمدی صنما

هر جا که می‌نگرم، گویی در نظری

سعدی


 
پرنده خاموش
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

تنگ بر بی‌هنران، دور فلک کی گیرد؟

از قفس زود شود بلبل خاموش خلاص

دانش مشهدی


 
خواب
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب

 

چند در خواب رود عمر تو ای بی‌‌پروا!

آنقدر خواب نگه‌دار که در گور کنی

صائب تبریزی


 
اندیشه فردا
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب

با کمال ناگواری‌ها، گوارا کرده است

محنت امروز را اندیشه‌ی فردای من

صائب تبریزی


 
فصل خزان
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

حرف شب وصال که عمرش دراز باد!

کوته‌تر است از آنکه ز دل بر زبان رسد

آخر همه کدورت گلچین و باغبان

گردد بدل به صلح، چو فصل خزان رسد

مرهم به داغ غربت ما کی نهد وطن؟

گوهر ندیده‌ایم که دیگر به کان رسد

رفتم فرو به خاک ز سرکوب دوستان

نوبت کجا به سرزنش دشمنان رسد؟

کلیم همدانی


 
صبح هشیار
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب

 

چون سیاهی شد ز مو، هشیار می‌باید شدن

صبح چون روشن شود، بیدار می‌باید شدن

صائب تبریزی


 
گشایش
ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

دری بروی من ای یار مهربان بگشای

که هیچکس نگشاید اگر تو در بندی

سعدی


 
عشق و عقل
ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

فرمان عشق و عقل به یک جای نشنوند

غوغا بود دو پادشه اندر ولایتی

سعدی


 
کر و کور
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: فریدون مشیری

 

گفتم‌: به سرنوشت بیندیش و آسمان، 
گفتی‌: غمین مباش که آن کور و این کر است!
دیدی که آسمان کر و سرنوشت کور،
صدها هزار مرتبه از ما قوی‌تر است‌؟
فریدون مشیری

 
ابر گریه
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سعدی

زمین تشنه را باران نبودی بعد ازین حاجت

اگر چندانکه در چشمم سرشک اندر سحابستی

سعدی


 
بدعت در دین
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: آیت‌الله غروی

 


زیر پرچم اسلام
و با عنوان پیرو اسلام و مروّج آن
و تابع و فداکار رسول خدا
و به نام خیراندیشی خلق
و اجرا احکام اسلام؛
ماهیّت دین خدا را تغییر داده،
بدعت‌ها در آن نهادند
و چهره منوّر و زیبای اسلام را مُشَوّه و زشت جلوه‌گر ساختند
و انواع ظلم‌ها را به اسم عدل اسلامی مرتکب شدند
و چه خون‌هایی را به بهانه اجرا حکم خدا، به ناحق ریختند
و جرایم و سیئات آنها نه چندان است که بتوان به خامه تحریر یا به زبان تقریر نمود.
نقل از کتاب آدم از نظر قرآن نوشته آیت‌الله غروی صفهانی ترجمه علی اصغر غروی اصفهانی

 
سفارش شیخ
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: آخوندخراسانی

 

شیخ انصاری به تلامذهٔ‌ خود سفارش می‌کرده است که از میان مشاغل خاص اهل علم، 
تدریس را چه قربهً الی الله و چه با هر نیت دیگری ترک نکنند؛
و پیش‌نمازی را اگر نیت قربهً الی الله دارند عهده‌دار شوند؛
و قضاوت را حتی با نیت قربهً الی الله و به عنوان وظیفه دینی و فریضهٔ عینی عهده‌دار نشوند.
نقل از کتاب آخوندخراسانی نوشتهٔ اکبر ثبوت

 
کوچ چلچله ها
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

کوچ دلبستگی چلچله‌ها، نفس سرد زمستان در راه
روی هر شاخه کلاغان غریب، پری از خاطره می‌آویزند
قارقار نفس ممتد درد، شاخه‌ها خسته‌ی تقدیر سکوت
ریشه‌هایی که در اندیشه‌ی خاک، مرده با زندگی لبریزند
سعیده موسوی زاده

 
آب اجل
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آذر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

 

فرقی نمی کند چه روی زمینی، چه روی بام
این عمر رفته، گشته تبه یا شده به کام
کودک، صغیر، پیر و جوان، پخته یا که خام
"آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد "


محمدابراهیم توکلی کارشک