سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

محرم راز
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


محرم راز دل شیدای خود
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را


 
شیرین سخن
ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران
کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است

آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
یار شیرین سخن نادره گفتار من است!


 
آشفته حال
ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


ز آشفتگی حال من، آگاه کی شود؟!
آن را که دلْ نگشت، گرفتار این کمند

حافظ


 
آه مقبول
ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب


نه هر آهی قبول افتد، نه هر اشکی اثر دارد
یکی گوهر شود از صد هزاران قطره باران را
نسیم نا امیدی، بدورق گرداندنی دارد
مکن نومید از درگاه خود امیدواران را
صائب


 
زبان بی زبانی
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب


گرفتم بست آن بی‌رحم راه گفتگو بر من
کسی نگرفته است از من زبان بی‌زبانی را
من از نسیان پیری دل به این خوش می‌کنم صائب
که بیرون می‌برد از خاطرم یاد جوانی را


 
دعای عمر
ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت!


 
پند صواب
ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


پند حکیم محض صواب است و عین خیر
فرخنده آن کسی که به سمع رضا شنید
حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس
دربند آن مباش که نشنید یا شنید!


 
غم عشق
ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است

حافظ


 
نفس نیک
ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صائب


همان با نفس نیکی می‌کنم، هرچند می‌دانم
کز احسان نیست ممکن، دوست کردن، دشمن خود را
صائب


 
صبر بر باد رفته
ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد


حافظ


 
راضی و ناراضی
ساعت ٦:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات


ﺑﻼﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﺭﺳﺪ ﺑﺮ ﺗﻮ، ﻣﺨﻮﺭ ﻏﻢ، ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﭼﻮ ﺩﺭﺩﯼ ﺭﺍ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﺸﺪ، ﯾﻘﯿﻨﺎً ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ

ﯾﮑﯽ ﺭﺍﺿﯽ ﺯ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﻭ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻧﺎﺭﺿﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ
ﮐﻪ ﻫﺮ ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺼﯿﺐ ﻭ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ

مغفرت یوسفی


 
دم خوش
ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: حافظ


هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست


حافظ


 
← صفحه بعد صفحه قبل →