سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

مقصر کیست؟
ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: وبگردی

 

یه موجودی درست کرده‌ایم به اسم حکومت، که همه‌ی تقصیرها گردن اونه.

همه‌ی ما خوبیم، فقط اونه که بده.

ما هر غلطی خواستیم می‌کنیم، بعدش هم برای کاهش فشار وجدان همه‌ی مسئولیت‌های فروگذارشده‌ی خودمون رو هم گردن این موجود می‌ندازیم.

این‌قدر انتزاعی فکر نکنیم.

حکومت از همین اداره‌ای که احیانا توش کار می‌کنیم شروع می‌شه تا بالاتر. خود ماییم که حکومت رو می‌سازیم.
اگر واقعا می‌خواهیم کاری بکنیم باید خودمون رو درست بکنیم.

تا این نفس معیوبه، هیچ کاری پیش نمی‌ره.

نمی‌گم بریم گوشه‌ی عزلت و هر وقت که درست شدیم برگردیم. هرچند که این کار باز هم نسبت به غرق‌شدن در دنیازدگی و سیاست‌زدگی بدتر نیست.

اما راه احسن اینه که در عین حضور اجتماعی، خودمون رو فراموش نکنیم.

قاطی حرافی‌های سیاسی و مجادله‌های خبری گم نشیم.

نگو من تنهام، کاری از پیش نمی‌ره. اتفاقا کار با همین یک نفر و دو نفرهاست که پیش می‌ره اگر بدونی.

نگو دور و برم فاسده، پس من نیز هم،

نگو هم‌رنگ جماعت می‌شم،

نگو گور پدر فلان،

و اگه گفتی، لطفا دیگه غر نزن. اون وقت تو هم یک سلولی هستی از همون موجود بد، که همه‌ی تقصیرها گردنشه.

نقل از اینجا