سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

نامه ای سرگشاده به دولت
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: امام خمینی

 

...با اسم مشروطیت، بدترین شکل حکومت استبداد و خودسرى و با نام اسلام، بزرگترین ضربه به پیکر قرآن کریم و احکام آسمانى است.

با اسم تعالیم عالیه اسلام، یک یک احکام اسلام را زیر پا گذاشته و اگر خداى نخواسته فرصت یابید، خواهید گذاشت و با گزافه دعوى ترقى و تعالى، کشور را به حال عقب افتادگى نگه داشته اید. اینها حقایق تلخى است که باید دنیا را مطلع کنم و انگشت روى بعضى بگذارم تا آنها که غافل هستند یا تغافل مى‏کنند، احساس وظیفه کنند و از ریاکاری­ها و سالوس بازی­هاى شماها گول نخورند.

جشن­هاى غیر ملى که به نفع شخصى در هر سال چندین مرتبه تشکیل مى‏شود و در هر مرتبه مصیبت­هاى جانگداز براى اسلام و مسلمین و ملت فقیر پا برهنه ایران به بار مى‏آورد، یکى از آنهاست.

 ...تا این ملت در این حال است و به وظیفه خود و حقوق خود آشنا نشده، هر روز براى شماها عید و شادى و براى ملت، بدبختى و نکبت است.

...شماها مى‏دانید اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگیرد، وضع شماها این نحو نیست و باید تا آخر کنار بروید. و اگر ده روز آزادى به گویندگان و نویسندگان بدهید، جرایم شما برملا خواهد شد؛ قدرت آزادى دادن ندارید و الخائن خائف.

سلب آزادى مطبوعات و دیکته کردن سازمان به اصطلاح امنیت، سند عقب افتادگى است. هرچندى جشن گرفتن براى امورى که در کشورهاى دیگر اسمى از آن نیست با تحمیل خرج­هاى کمر شکن به ملت، سند دیگرى است.

چرا جلوگیرى از طبع و نشر این کتاب­ها نمى‏کنید؟ عمداً با حیثیت این کشور بازى مى‏کنید یا نمى‏توانید با این مغزهاى معیوب ادراک کنید؟ آیا علماى اسلام که حافظ استقلال و تمامیت کشورهاى اسلامى هستند، گناهى جز نصیحت دارند؟ آیا حوزه‏هاى علمى، غیر از خدمت به اسلام و مسلمین و کشورهاى اسلامى گناهى دارند؟

...فشار به مراجع اسلام و علماى اعلام و محصلین حوزه‏هاى علمیه و تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتیجه داشت؟

...از قهر خدا بترسید؛ از قهر ملت بهراسید؛ با احکام خداى تعالى به نام دین مترقى بازى نکنید؛ با اسم قرآن به احکام مسلمه آن لطمه نزنید؛ با حوزه‏هاى دینیه به اسم سرباز وظیفه پوچ و بی­فایده و با خدمتگزاران به فرهنگ و ملت، این نحو سلوک وحشیانه نکنید. و بالاخره علماى امت را وادار نکنید که با شماها به طور دیگر سلوک کنند.

اینها شمه‏اى از فجایع شماهاست نسبت به دین و دنیاى ملت و گفتنى زیاد است؛ مى‏گویم، شاید شماها متنبه شوید و به خود آیید؛ شاید مراجع اسلام و علماى اعلام و خطباى محترم احساس وظیفه کنند؛ شاید طبقه جوان و روشنفکر و اصناف مختلفه ملت، بیدار شده احساس وظیفه کنند؛ شاید جوامع بشرى و مدعیان بشر دوستى احساس وظیفه کنند؛ شاید سازمان ملل و غیر آن، بیش از این به نفع کشورهاى بزرگ راضى نشوند ملل ضعیف پایمال شوند؛ شاید هیأت حاکمه و دستگاه جبار تا دیر نشده به خود آیند.

ان ربک لبالمرصاد!

واللَّه من ورائهم محیط.

والسلام على من اتبع الهدى.

روح اللَّه الموسوى الخمینى.

بیست و ششم فروردین ماه سال چهل و شش هجری خورشیدی

گزیده­ای از نامه سرگشاده به رئیس دولت وقت