سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سوگ و شناخت
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: مذهبی

 

سوگواری برای رسول خدا زمانی که با شناخت آن حضرت همراه باشد، سپید اندیشی و روشنای ضمیر را به دنبال دارد. مسئله­ای که باید برای خود حل کنیم، این است که نسبت ما به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم چیست، این سوال اگر پاسخ بگیرد همه چیز حل می‌شود مثلا اگر نسبت ما به حضرت، نسبت پیرو به راهبر و امت به امام باشد، سبک زندگی ما هم به گونه ای مهندسی خواهد شد، که سر مشق حضرت را به مشق در آوریم و رفتار ایشان را عملی کنیم ، لذا وقتی ایشان می فرمایند «من با اخلاق نیک و شایسته مبعوث شدم» ودر جایی دیگر فلسفه بعثت را به اکمال رساندن مکارم اخلاق می دانند و روشن است اگر نسبت ما به حضرت نسبت پیرو به امام خویش باشد، ما هم باید به دنبال مکارم اخلاق و زیبایی های رفتار باشیم، چه نمی شود، پیامبر مکرم را که به حقیقت مظهر اسماء و صفات خداوند هستند، پیرو باشیم اما رفتار ما دگرگونه باشد، اگر مقصد همان است که حضرت می روند، به قاعده باید راه هم همان باشد والا از راه دیگر به آن مقصد نمی توان رسید راه کعبه و بتکده جداست هر کدام راه خود را دارد، پس اگر می خواهیم با پیامبرمان هم مقصد شویم باید همراه هم بشویم و این نشاید جز با همراهی اخلاقی.

لذا وقتی پیامبر مکرم بر خرد و کلان سلام می­فرمایند، آن که منتظر است تا به او سلام کنند تا شاید جواب بدهد، نمی تواند با پیامبر در یک مسیر باشد، آن که رفتار زشت را با رفتار زشت تر جواب می دهد، نسبتی با روش حضرت رسول ندارد، کسی که خشم نه میهمان که صاحب چهره اش شده و عصبیت جزئی از رفتارش شده است نمی تواند با رهبر مهربان مسلمانان همراه باشد.

غلامرضا بنی اسدی