سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

طهران
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

 

به فکر قوس نان بودم، نه قرص نان!

                       گرچه در دایره چرخ فلک به نقطه نان هم نرسیدم!


...عاقبت کار آدمی مرگه،

حسنک هم بر دار شد.

حسنک که تن بر دار بداد؛

صاحب اختیار خودش بود!

من کیم که مال وقفی رو هبه کنم؟!

و الا اگر جان، جان من بود؛

پیشکش می­کردم به آن پزشک شاگرد شیطان، تا با یک آمپول هوا فاتحه­اش رو بخونه!

حقیقتاً چه نخبگان­اند این جانیان که از هوای مایه­ی زندگی مرگ بی صدا می سازند!

اینان از آن دسته کیمیاگرانند که طلا مس می­کنند.

گرچه برای کشتن پیرم،

نه جوان برای مردت تا جوانمرگ باشم.

از پیش قربانی!

 

 

منولوگ زیبای رضا خوشنویس در سریال فاخر هزاردستان با بازی جمشید مشایخی و کارگردانی زنده­یاد علی حاتمی.

به یاد عصرهای جمعه­های کودکی و تماشای تصاویری که تکرار ناشدنی بودند!