سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

انتظار
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

-          درست است که متعلق به هیچ­کجا نیستند اما ایرانی هستند؛ گوش دارند و دهان به دهان حرف­هایی به گوش­شان می­سد، اهل اوهام و خرافه هم هستد، یک­مرتبه می­بینی از یک شخصی چنان موجودی می­سازند که در تمام ربع مسکون نظیر ندارد. عالم و آدمی را مالک است؛ حکم بر باد می­کند و لسان پرنده و چرنده را می­داند. خودشان در روی زمین راه می­روند اما دنیایی را که می­بینند تعلق به زمین ندارد. خاکش از جنس خواب است. یک شخصی هم که به آنها وعده و وعید بدهد آن­هم از جنس خاک نیست، هزار دست دارد و روی زمین راه نمی­رود و به از ما بهتران متصل است.

-          این ایران است ؟

-          خاطر مهر مظاهر همایونی بهتر می­داند سفر در ایران به ظاهر گذشتن از آب و کویر و جنگل و در و دشت است اما در باطن گذشتن از سرداب­ها و تالاب­هاست.

-          پس ما هیچ­وقت آن­طور که هستیم به نظر نمی­آییم.

-          همین­طور است همیشه یک گل­مولایی برای خود می­تراشند مقام الوهیت و حتی نعوذبالله ربوبیت پیدا می­کند!

-          آن یک نفر کیست؟

-          هر کسی می­تواند باشد آنها به کسی اقتدا نمی­کنند مگر این­که از جنس خاک نباشد.

-          ما که از جنس خاک هستیم چه؟

-          جسارت است تا آنجا پیش می­روند که شما را غاصب می­دانند.

-          ولی تاریخ از شاهان به اسم  و رسم حرف شده!

-          بله، آنها هم که در مقابل سلطنت بالا می­آیند اسم و رسم دارند حتی از جنس خاک هم هستند اما مردم این دو را از هم جدا می­کنند.

...

-          اگر همه­ی آنها که داعیه دارند از بین بروند آن­وقت دیگر چه کسی می­ماند تا مردم پنهانی او را بزرگ کنند؟

-          به تعویق می­افتد در انتظار می­نشینند.

-          پس این امری است که در آنها از بین رفتنی نیست؛ عجب ملتی!!

-          همیشه باید در حالت تعویق باشد کسی حی و حاضر موجود نباشد تا در شخص او این ماده را ببیند!

 

دیالوگ ناصرالدین شاه قاجار با میرزا آقاخان نوری در سریال تاریخی امیر کبیر به کارگردانی سعید نیک­پور و نقش آفرینی ایرج راد و محمد مطیع.