سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

درس تجربه
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخ

جامعه‌ای بخصوص جامعه ای نظیر جامعه ما،

مردم حرف هایی دارند که همین جور جمع شده

و استبداد نگذاشته که اینها بیان بشود.

حال، اگر کسی پیدا شد و اینها را اظهار کرد،

جامعه راه می افتد، به حرکت در می آید،

شور و شوق پیدا می کند و حالت زنده پیدا می کند.

اگر جریانی خود را جبهه ملی می‌داند،

باید بتواند بیان کننده این حرف های ناگفته یک ملتی باشد در یک دورانی.

بستگی دارد به دوره تاریخی اش.


خب، جامعه ای که دو قرن تحقیر شده،

وقتی پیرمردی مثل مصدق را می بیند که این جور ایستاده جلوی قدرت خارجی و می گوید، نه و با آن بیانی هم که در این گفتن، داشت. بیانی که یک شخصیت ملی اظهار می کرد. بنابراین، این جامعه را به هیجان و به حرکت در می آورد.

خیلی کم ممکن بود کسی بتواند بی تفاوت بماند!

 به نقل از کتاب درس تجربه، خاطرات ابوالحسن بنی‌صدر