سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

خوب ، بد ، زشت
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی: ورزشی

جام جهانی این دوره شاید تاریخی ترین جام لقب بگیرد .

پس از جام 94 که آمونیکه سیه چرده در قلب ایالات متحده درخشید و خشم افریقا را پس از گل با تکان دادن تور دروازه حریف و فریاد هایش به جهانیان نشان داد . این بار هم آفریقایی تبار دیگری چنین دنیا را لرزاند .

همانند جام جهانی 1994 آمریکا که فریاد های آمونیکه مهمتر از فتح جام چهارم برزیلی ها شد . این بار هم ضربه سر زین الدین زیدان از فتح جام چهارم ایتالیایی ها مهمتر شد .

هر چند شخصا اعتقادی به خشونت ندارم و درهم اینکه در این  جام ماتراتزی مثل باشگاهش با خشونت بازی نکرد ( جالب اینکه وقتی به جای نستای مصدوم به زمین آمد مزدک میرزایی با طعنه به مهاجمان حریف هشدار داد ) ولی این ایتالیایی که بلخره از پدران فاشیست خود نامردی را به ارث برده وقتی در زمین سبز حریف زیزو نشد با ناجوانمردی به مصاف حریف رفت و نتیجه اش را دید .

حالا نه تنها زیدان محبوبتر هم شد که بازی آخر او به یاد ماندنی ترین شد و حتی تماشاگر غیر فوتبالی را هم به وجد آورد .

مقاله زیر در روزنامه امروز

 شرق

 چاپ شده که تحلیل جالبی در این مورد بود به قلم حمیدرضا ابک نوشته شده است .

 

 

«همه ما مى دانیم تو فرزند یک بدکاره تروریستى». این دقیق ترین گزارشى است که متخصصان لب خوانى از جمله اى ارائه کرده اند که مارکو ماتراتزى به زیدان گفت. دو روز پیش گاردین اعلام کرده بود که در افواه عمومى شایع است ماتراتزى زیدان را تروریست خطاب کرده است. خبر بقیه روزنامه ها مثل میرور هم مبتنى بر حدس گاردین بود. دیروز اما اخبار دقیق اعلام شد. سرعت انتقال اخبار به حدى بود که دایره المعارف  اینترنتى «ویکى پدیا» بخشى جدید به مدخل زیدان افزود و شرح دقیق ماجرا را روى خط فرستاد. ماتراتزى پیراهن زیدان را مى کشد، زیدان به او مى گوید اگر پیراهنم را مى خواهى پس از بازى آن را به تو مى دهم، ماتراتزى با خشم جواب مى دهد من پیراهن همسرت را مى خواهم و زیدان مى رود. اما ماتراتزى ادامه مى دهد و مى  گوید همه ما مى دانیم تو فرزند یک بدکاره تروریستى و این بار زیدان برمى گردد و ماجرا را تمام یا بهتر بگوییم آغاز مى کند. عکس العمل ها به حرکت زیدان متنوع بود و متضاد. روزنامه راست گراى فیگارو در صفحه ،۲۰ یک عکس تمام صفحه از زیدان چاپ کرد و روى آن نوشت: «شماره ۱۰ عزیز، در قلب  مایى، مرسى». اما وزیر فرهنگ اسبق فرانسه، ژاک لانگ، زیدان را یک احمق خواند. قدر مسلم این است که براساس آخرین نظرسنجى ها، فرانسوى ها مجموعاً زیدان را بخشیده اند و درصد آمار کسانى که از زیدان حمایت کرده  اند، ساعت به ساعت روبه افزایش است. گرچه برآیند نظرات به نفع زیدان و حتى حمایت از رفتار او بود اما وبلاگ هاى ایرانى حکایت از موضع دیگرى داشتند. بسیارى از وبلاگ نویسان استدلال کردند که بالاخره خشونت فیزیکى کار ناپسندى است و نباید انجام بگیرد. به نظر آنها رفتار زیدان ناشى از عدم تسلطش بر رفتار شخصى و تندخویى و تندمزاجى او است. قدر مسلم این است که پرونده زیدان - ماتراتزى همچنان مفتوحه خواهد ماند؛ نه به این دلیل که وقایع ورزش فوتبال اهمیتى فوق العاده دارند بلکه به این علت که دعواى خونین فینال ۲۰۰۶ پرده از پیچیدگى هاى فرهنگى اى برمى دارد که فوتبال، سیاست و جامعه را دربرگرفته اند. به راستى مرز هاى خشونت کجاست؟ تلاش براى تحقق حقوق بشرى تا چه سطحى باید پیگیرى شود؟ دلمشغولان اخلاق گرایى در فوتبال چه تدبیرى براى مجازات افرادى اندیشیده اند که پاى کسى را قلم نمى کنند اما زبانى برنده تر از تیغ دارند؟ چه کسى به نتایج تاسف بار خشونت لفظى مى اندیشد؟
جایزه  دادن به زیدان را به خاطر حمله اش به ماتراتزى، کسى توصیه نمى کند. هیچ کس منکر این نیست که اعمال خشونت فیزیکى، نه در فوتبال که در تمام عرصه هاى زندگى اجتماعى، نتایج ناگوارى به بار مى آورد. اما به فرض که از تمام خشونت هاى فیزیکى جلوگیرى کردیم. آیا مسئله خشونت حل شده است؟بگذارید یک بار دیگر داستان را مرور کنیم. زین الدین زیدان مسلمانى الجزایرى است که به فرانسه آمده تا بخت خود را بیازماید. سال ها تلاش و پشتکار، او را تبدیل به فوق ستاره اى مى کند که چشم میلیاردها انسان را فارغ از هر دین و نژاد و جنس، به دنبال خود مى کشد. یک تنه تیمش را از بحران نجات مى دهد و به فینال مى رساند و حالا قرار است تمام سرزمین فرانسه را میزبان ضیافتى کند که یک مسلمان مهاجر برپا کرده است.بله، زیدان مى توانست از حرف ماتراتزى چشم پوشى کند و با استفاده از روش هاى مدنى علیه او اقامه دعوا کند. اما این کار را نکرد. این ادعا که او در آن لحظه به شهود فلسفى اى رسید که باید براى دفاع از حیثیت و هویت خود نعش ماتراتزى را بر زمین بیفکند، شاید چندان پذیرفتنى نباشد. اما لحظه اى را تصور کنید که برترین بازیکن جام جهانى ۲۰۰۶ درست چند لحظه پس از پدید  آوردن یکى از زیباترین صحنه هاى فینال، با خشونت ناجوانمردانه ایتالیایى تبارى روبه رو مى شود که تمام بغض و حقارت ناشى از پنالتى چیپ و زیباى زیدان و ترکتازى هاى منحصر به فردش در میانه میدان را در قالب توهینى نابخشودنى ابراز مى کند. به راستى نسبت زیدان با تروریسم چیست؟ اگر مسلمان بودن او و بن لادن، دلیلى بر تروریست بودن زیدان است پس ماتراتزى که بر اریکه فاشیسم، در گذشته نزدیک، تکیه زده و در همین سال هم از تبانى هاى تعفن آور نظام باشگاهى کشورش پا به جام جهانى نهاده در کجاى جهان ایستاده است؟اگر هم استدلال مى کنید که ماتراتزى عصبانى شده و حرفى ناشایست زده و زیدان نباید این کار را مى کرده و این دو رفتار به یک اندازه محکوم است نباید فراموش کنید که در این صورت ایتالیایى ها یک کارت قرمز بدهکارند. کارت قرمزى که مى توانست قهرمانى را از آنها بگیرد و حالا که این اتفاق نیفتاده، شیرینى قهرمانى را از آنها خواهد ستاند؛ محبوبیت زیدان رو به افزایش است.مدافعان نظام اخلاق گراى ورزشى که با لرزیدن ساق پاى هر بازیکن چند میلیون دلارى تا مرز سکته پیش مى روند، چه تدبیرى براى آینده فوتبال اندیشیده اند؟ سیاست ورزان و دغل پیشگان تا کجا حق دارند سرافکندگى شان در زمین فوتبال را با عقده گشایى هاى سیاسى جبران کنند؟یک بار دیگر جمله ماتراتزى را مرور کنید تا بدانید که تعبیر او توهینى یک باره و فى البداهه نبوده است. فراموش نکنیم که زیدان در همین یوونتوس بازى مى کرده و احتمالاً جمله ماتراتزى که «همه ما مى دانیم» بار همه توهین ها و تحقیر هایى را به دوش دارد که در تمام آن روزها از سوى ایتالیایى ها نثار او مى شده است؛ ایتالیایى هایى که به گواهى تاریخ براى سربلندى در زمین فوتبال دست به هر اقدام حقیرانه اى زده اند. چه بسا که مربیان ایتالیا در ابتداى مسابقه از همه خواسته بودند که هر طور هست زیدان را از کار بیندازند. احتمالاً آنها در جام جهانى بعدى براى از کار انداختن ستاره هاى حریف یک تک تیرانداز استخدام خواهند کرد.ضربه زیدان یک هشدار به نظام متکبر و مغرور جهانى بود. اگر قرار است زین الدین زیدان که در تمام سال هاى حضورش در جامعه غربى، نمونه اى از یک به اصطلاح شرقى موفق را ترسیم کرده و بالاتر از تمام نمونه هاى غربى نشسته با چنین برخوردهایى مواجه شود، پس چرا نباید این ایده در ذهن همه شرقى ها شکل بگیرد که گویا قرار است حقوق بشر فقط براى همان هایى باشد که در ما به دیده تحقیر مى نگرند؟ اندیشمندان و متفکرانى که دلمشغول گسترش رفتارهاى تروریستى در جهان هستند باید نیم نگاهى بر مشى و روش هم کیشان و هموطنان خود بیندازند.کسى از تروریسم دفاع نمى کند. هیچ مسلمانى در پى از بین بردن حقوق دیگران نیست. اما لازم است جهان غرب هم گاهى به کارنامه خود نگاهى بیفکند و رفتارهاى ناپسند را محکوم و از عرصه محو کند. درس نیاموختن از اتفاقاتى که پس از انتشار کاریکاتورهاى نشریه دانمارکى رخ داد مى تواند زمینه را براى نزاع هاى بعدى مهیا کند. همه ما دوست داریم که ملت ها با صلح و صفا (با همه آرمان خواهى مستتر در این الفاظ) در کنار هم زندگى کنند و از مصاحبت یکدیگر لذت ببرند. اما بترسیم از روزگارى که مخاطبان جامعه غربى جاى پاى غرب را بر گلوى نازک شرافت خود ببینند. مسلماً نتیجه بسیار ناگوارتر از سرنگونى ماتراتزى خواهد بود. فراموش نکنیم که در چنین شرایطى اخراج از جام جهانى و قهرمان شدن تیم مقابل و خارج شدن از لیست بهترین بازیکن ها هیچ اهمیتى نخواهد داشت؛