سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

ای علی!
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: مصطفی چمران ،علی شریعتی ،تاریخ

دکتر چمران بر مزار شریعتی:

ای علی همیشه فکر می کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم !

...

ای علی گفتی که هر کس گفتنی هایی دارد و شخصیت هر انسانی به اندازه ناگفتنی های اوست. و من اضافه می کنم که درجه دوستی و محبت من با انسانی دیگر، به اندازه ناگفتنی هایی است که می توانم با او در میان بگذارم و از این ناگفتنی ها که می خواستم با تو بگویم، بی نهایت داشتم...

ای علی وقتی تو را شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق روحت و قلبت شنا کردم و احساسات خفته و ناگفته خود را در آن یافتم ...

ای علی همراه تو به کویر می روم ، کویر تنهایی ، زیر آتش سوزان عشق، در طوفان سهمگین تاریخ، که امواج ظلم و ستم، در دریای بی انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات و وجود ما می سازد و می تازد.

...

ای علی همراه تو به قلب تاریخ فرو می روم و راه و رسم عشقبازی را می آموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق می ورزم که از سر تا به پا می سوزم .

ای علی همراه تو به نخلستان های کنار فرات می روم و علی دردمند را در دل شب می یابم که سر به چاه کرده و سینه پردردش را خالی می کند...

ای علی، تو دست مرا گرفتی و به ازلیت بردی و فراز و نشیب تاریخ را نشان دادی  قدم به قدم تخته سنگ های مانع تکامل را به من نمودی، مرا به دیدار طاق شکسته کسری بردی و اهرام مصر را نمودی و زیر تخته سنگ های آن، استخوان های خرد شده محرومین را دیدم که هنوز فریادشان به آسمان بلند است. تو مرا به دیدار فرعون بردی که ادعای خدایی داشت و ستمگری های او را نمودی، تو مرا به دیدار گنج های قارون بردی و عاقبت خدایان زر و سیم را نشان دادی، تو مرا به خانه بلعم بردی و عاقبت خدعه و تزویر مدعیان دین را روشن کردی که چگونه خدای آسمان را فدای مائده های زمینی می کنند.

...

ای علی با خروش تو به جنگ استعمار و استبداد و استحمار بر می خیزم و همراه تو تاریخ را می شکافم و فرعون ها و قارون ها و بلعم ها را لعنت می کنم.

...

ای علی دینداران متعصب و جاهل تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ روشنفکر می نامیدند ترا به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت ها کردند و رژیم شاه نیز که نمی توانست وجود تو را تحمل کند، روشنگری تو را مخالف مصالح خود می دید، ترا به زنجیر می کشید و بالاخره شهید کرد.

یکی از مارکسیست های انقلابی نما در جمع دوستانش در اروپا می گفت که شریعتی انقلاب کمونیستی در ایران را 70 سال به تاخیر انداخت و من می گویم که دکتر علی شریعتی، سیر تکاملی مبارزه را در راه حق و عدالت 70 سال به جلو برد...

ای علی، تو مفهوم واقعی اسلام را در معرکه حیات نشان دادی و برتری بی چون و چرای آن را بر مکاتب فکری دیگر ثابت کردی ، تو اصالت انقلابی اسلام را از زیر پرده های جهل و وسواس و تقیه بیرون کشیدی و ضرورت مبارزه و التزام ایمانی، و مسئولیت اجتماعی را معرفی کردی و اعجاز شهادت را نشان دادی و انسان را از زیر بار جبر و ذلت تسلیم آزادی کردی، تو پرچم رسالت بزرگی را به دوش کشیدی، رسالت انسانیت، حق و عدالت، مبارزه با ظلم و ستم، اسلام واقعی و تشیع حسینی و هزاران مومن ملتزم مسئول گرد پرچم تو جمع آمدند. و دست به مبارزه ای بی امان زدند، عده ای شربت شهادت نوشیدند و عده ای دیگر در انتظار شهادت و فداکاری و جانبازی می کنند...

ای علی، در تاریخ معاصر ایران، تو مصدق بزرگ را با خمینی عالی قدر پیوند دادی و بینش سیاسی را با روح خداپرستی در آمیختی، فرهنگ ملی و غنی تاریخی ما را با علم جدید و شیوه های نوین مجهز کردی، خدا را از تجرد خشک آزاد نمودی و او را از آسمان های سرد و دور به قلب گرم و پر تب تاب اجتماع وارد کردی و دین را از زاویه مسجد بیرون کشیدی و در صحنه حیات در خدمت مردم به کار انداختی و هیج گاه حقیقت را فدای مصلحت نکردی.