سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

تورین
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: وبگردی

امروز با شهر زیبای تورین خداحافظی کردیم. دلمان برای این شهر زیبا، معماری شهری قشنگ، رودخانه جذاب، فضای سبز حول رودخانه، موزه های متعدد و نهایتا حسینیه شیعیان (مرکز توحید) با تمام مسلمانان از ملیت های مختلف، …. تنگ می شود. آرزوی اینکه روزی شهرهای ما نیز مثل این شهر زیبا شوند در دلمان نماند! آمین

از یکی از ایرانی های که در اداره شهرداری/شهرسازی تورین کار می کرد پرسیدم چطور است که معماری شهری اینجا اینقدر زیباست. گفت در اینجا خصوصا در مرکز شهر هزاران قاعده و قانون برای بخش بیرونی ساختمان ها وجود دارد. مثلا فقط یک اداره رنگ داریم که باید رنگ دیوارهای بیرونی ساختمان را تایید کند. نمی شود شما ساختمانی در مرکز شهر بسازی و هر رنگی که دلت می خواهد بزنی. و یا وجه بیرونی آن را نمی توانی به هر صورت که دوست داری در بیاوری. باید همخوان با دیگر نماهای شهری باشد. برایم روشن شد که این نظم محصول نوعی نظارت است. من در گذشته اصلا توجهی به زیبایی شهری نداشتم و به این قضیه اصلا فکر نمی کردم ولی آخرین باری که تهران آمدم احساس کردم که چقدر از فضای صادقیه اذیت می شوم. گویی هیچ حساب کتابی نیست. هر کس هر تابلوی که خواسته در هر ابعادی که دوست داشته بر سردر مغازه اش زده. ساختمانها با هم ناهمخواننند. آموزشگاه بعثت یک دیوار بزرگ را به نوشتن اسم و شماره تلفن های خود اختصاص داده…. واقعا چشم آزار بود تا کم کم دوباره عادت کردم. ای کاش مسئولین شهری ما به مقوله زیبایی شهری توجه بیشتری کنند.

به نقل از اینجا