سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

نمایش قدرت
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

نمایش کارناوال نیز تظاهری بود که اواسط سال 1312 در میدان توپخانه بعمل می آمد که دو سه سالی بیشتر نپائیده، نیمه ی سال سوم از هم پاشیده شد، به قول معروف (از بس شور بود خان هم فهمید!) به تعطیل انجامید.

شروع آن به مناسبت الغاء امتیاز نفت دارسی بود که به امر رضاشاه صورت گرفت و آن لغو قراردادی میان کمپانی انگلیسی و ایران درباره ی نفت بود که چند سال دیگر از مدت آن باقی مانده، شاه منتظر پایان آن نشده، آنرا یک جانبه لغو کرده بود! و مردم درباره اش می گفتند: روزی شاه به آبادان می روند و لوله های بسیاری را مشاهده می کنند که از هر طرف کشیده شده است و از چگونگی آنها سوال می کنند؟

بعرض می رسد که اینها لوله های نفتی است که توسط کمپانی انگلیسی از ایران خارج می شود،

که سوال دوم که بابت آن چه مبلغ عاید ایران می گردد؟ پیش می آید

و جواب آن نیز چنین اظهار می شود که جز مقدار ناچیزی نمی باشد!

که با عصبانیت دستور بستن شیرها را صادر می کنند و وقتی بعرض می رسد این کار از حزم و احتیاط بدور است و امکان قشون کشی انگلیس را به خاک ایران باعث می شود،

با خشونت می فرمایند:

ما هم سر لوله های نفت را در دریا رها می کنیم و یک کبریت هم به رویش می اندازیم و همه قشون و مملکتشان را به آتش می کشیم!

و در همانجا قرارداد را یک طرفه لغو می کنند که ناچار انگلیسی ها هم چون سمبه را پرزور و خود را در برابر چنان قدرتی ناچیز می یابند، تن به قضا داده، تسلیم نظریات اعلیحضرت می شوند و قرارداد ظالمانه ی یک طرفه را باطل و قرارداد عادلانه ی جدیدی منعقد می کنند و ایران فاتح می شود!!!

البته در صورتی که این امر، غیرواقع تلقی شود تحققش هم از طرف چنان پادشاه پرسطوتی مستعبد نمی توانست باشد...

با این واقعه بود که هر خیانت و امر مهم زیرجلکی را باید وارونه جلوه داده، سر و صداها براه اندازند. دستور چراغانی صادر و مملکت غرق نور و شادی و سور و سرور و آذین بندی گردیده، شعارها بر پارچه ها نوشته شده وسط خیابان ها کشیده شده، عکس ها و نوشته های گوناگون بر در و دیوار ها و پشت شیشه ها و ویترین های مغازه ها چشبانده شد و بیرق ها به جرزها و سر در دکان ها و خانه ها آویخته گردید و شهری و دهاتی به شادی و نشاط و رقص و پایکوبی برخاستند و از آن جمله بود حرکت کارناوال که سه شب به دور توپخانه برای دو سه نوبت براه افتاد و سپس برای همیشه به تعطیل انجامید.

نقل از جلد اول کتاب وزین طهران قدیم اثر خواندنی جعفر شهری