سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

مرگ تلخ «پوریا کربلائی» کوچولو روى خط قرمز
ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی: شخصی
۶ ماه بیشتر نبود که «پوریا» کوچولو شیرین زبانى مى کرد. وقتى مادر گونه هایش را مى بوسید، خنده بر لبانش مى نشست و شب ها با آغوش گرفتن عروسکش، لالایى مى خواند و خود مى خوابید.
آن روز شوم، وقتى دستان کودکانه اش از دستان گرم مادر رها شد، تصویر ترس از ارابه آهنین که بى رحمانه مى تاخت را مى شد در نگاه هایش دید. ناله هاى مادر و کودک در فضاى پرهیاهوى خیابان گم شد. مادر روى تخت بیمارستان باور نمى کرد «پوریا»یش سفر کرده است، دردهاى وجودش را فراموش کرده بود و به خاطر فرشته کوچولوى خانه شان فریاد مى کشید. هیچ کس جرأت رفتن به اتاق پر از عروسک «پوریا» را ندارد. هنوز صداى کودکانه از پشت در چوبى شنیده مى شود که چه شیرین با اسباب بازى هایش حرف مى زند. فقط چشم برهم زدنى بیش نبود که رنگ سیاه به روى دیوارهاى رنگارنگ اتاق «پوریا» پاشیده شد. مادر تنها در اتاق خاطرات نشسته، تصویرى از پوریا پیش رویش است، لالایى بغض آلود در گلویش خفه شده است، اى کاش آن مرد راننده اتوبوس نبود و... ساعت ۱۲ و ۲۰ دقیقه روز سه شنبه ۲۳ آبان ماه سال جارى، زن ۲۵ ساله اى به همراه کودک ۲ ساله و نیمه اش در چهارراه کوکاکولاى خیابان پیروزى از خودرویى پیاده شد تا به مرکز خرید در خیابان ۱۲ مترى دهقان برود. این مادر درحالى که دستان «پوریا» را گرفته بود، با قرمز شدن چراغ راهنما، قدم زنان از روى خط عابر پیاده عبور کرد و هنوز یک قدمى از خط ممتد خیابان گذر نکرده بود که اتوبوس شرکت واحد با سرعت زیادى آن دو را زیر گرفت. وقتى مادر را به بیمارستان رساندند، «پوریا» کوچولو به بیمارستان دیگر انتقال داده شد و دور از مادر پس از یک روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ، تسلیم شد و چشم هایش را براى آخرین بار بست. در صحنه تصادف مرگبار وقتى مأمور پلیس راهنمایى و کارشناس تصادفات دست به تجسس و بررسى چگونگى سانحه تلخ پرداخت، علت اولیه را لزوم آموزش بیشتر به رانندگان اتوبوسهاى شرکت واحد دانست، علت قبلى را عجله و شتاب بى مورد راننده تشخیص داد و علت مستقیم را تخلف از مقررات تشخیص داد و در این نظریه علت تامه تصادف، بى مبالاتى راننده اتوبوس شرکت واحد به علت انحراف به چپ تشخیص داده شد. این افسر پلیس پس از طرح کروکى، در گزارش کارشناسانه خود آورد که راننده ۲۷ ساله اتوبوس شرکت واحد در مسیر غرب به شرق خیابان پیروزى در حرکت بوده است که به علت انحراف به چپ اتوبوس با مادر و کودکى که در حال گذر از عرض خیابان و روى خط وسط ایستاده بودند، از ناحیه چرخ عقب سمت چپ اتوبوس برخورد کرده است. پدر «پوریا» که بسیار آشفته است، در بیان جزئیات حادثه به خبرنگار ما گفت: «من سر کار بودم و صحنه حادثه را ندیده ام، اما کروکى صحنه و نظریه افسر پلیس نشان مى دهد که همسر و کودکم با رعایت همه اصول ایمنى از خط عابر پیاده گذر کرده اند و حتى روى خط میانى خیابان بوده اند و مقصر کسى نیست جز راننده اتوبوس شرکت واحد.»وى ادامه داد: همسرم با وجود اینکه جراحت بسیارى دارد، اما از مرگ نجات یافته است، به سختى روى تخت بیمارستان به او گفتم «پوریا» را بدون حضور مادرش به خاک سپردم، زندگى ام ویران شده است و جالب اینکه هیچ مسئولى در این زمینه براى دلدارى دادن به ما یا شعارى مبنى بر اینکه در غم خودتان ما را هم شریک بدانید، اقدامى نکرده است و راننده متخلف با ارائه یک وثیقه آزاد شده است و چون همه اتوبوسهاى شرکت واحد بیمه هستند، با خیالى آسوده موضوع انسانى اى که مرگ یک کودک است را براحتى فراموش کرده اند.»
نقل از روزنامه ایران