سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

رویای ابراهیم
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی

می گویند نمرود با خبر شد که جوانی به دنیا خواهد آمد که زوال ملک و آیین او به دست او صورت خواهد گرفت. نمرود، فرمود تا نوزادان پسر کشته شوند و لذا مادر ابراهیم فرزند خود را در غاری خارج شهر، دور از اطلاع همگان زایید و پرورش داد، تا نوجوانی شد و در یک شب که برای اولین بار از غار خارج شد و ستاره و ماه و خورشید را نگریست، به تردید افتاد که آیا خدای من ماه است یا خورشید، و با افول ماه و خورشید به توحید ربوبی معترف و آشنا گشت.

این داستان به این منظور خلق شده است تا مساله رویت ستاره و ماه و خورشید را برای اولین با توجیه کند، اما در همه ی تواریخ و سیره ها و در همه ی تفاسیر و روایات مسطور است و به قطعیت پیوسته است که نمرود، ابراهیم را از زادگاهش اخراج کرد و ابراهیم و لوط با خاندانش نینوا را پشت سر نهاده به شام و فلسطین مهاجرت کردند. نه سلطنت و قدرت نمرود به دست ابراهیم زایل شد و نه مردم از دین خود دست برداشته و به توحید گراییدند.

واقعیت همان است که قرآن مجید در میان نهاده و به صراحت می گوید:

و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض

و این ارائه مانند سایر موارد، در عالم رویا صورت گرفته است و گر نه ستاره و ماه و خورشید هر شب و روز طالع می شوند و هزاران سال است که تکرار می شود، نه افولی در میان است و نه غروبی. جز آن که در نقطه ای طالع است و در نقطه ای دیگر شارق و در نقطه ای دیگر غارب

و این نسل بشریت است که مانند کاروانی می آید و می رود

و جز با اندیشه ی صحیح و عبرت اصیل نمی تواند با حقایق پشت پرده آشنا گردد.

 

نگاهی به تاریخ انبیاء در قرآن اثر محمدباقر بهبودی – انتشارات سنا