سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

دانشجوی علم
ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: مذهبی

به نام خدا

 الامام الصادق «ع»: طلبة العلم ثلاثة،

طالبان علم‏ بر سه گونه‏اند

فاعرفهم بأعیانهم و صفاتهم:

پس آنان را از روى صفاتشان بشناس

صنف یطلبه للجهل و المراء،

 دسته‏اى آن را براى جهل‏ورزیدن و به منازعه برخاستن مى‏خواهند،

و صنف یطلبه للاستطالة و الختل،

و دسته‏اى براى بزرگى فروشى و فریب دادن دیگران،

و صنف یطلبه للفقه و العقل؛

و دسته‏اى براى فهمیدن و تعقل 

 


 

فصاحب الجهل و المراء، موذ، ممار، متعرّض للمقال فی أندیة الرجال، بتذاکر العلم و صفة الحلم، قد تسربل بالخشوع و تخلّى من الورع، فدقّ اللَّه من هذا خیشومه، و قطع منه حیزومه.

دسته اول، مردمى موذیند و جدالگر، و همواره در صدد سخن گفتن در محافل، در اوصاف علم و بردبارى .. اینان لباس خشوع بر تن پوشیده و از ورع و تقوى خود را برهنه ساخته‏اند؛ خدا، بینى این چنین کسان را خرد کناد و نفسشان را ببراد.

و صاحب الاستطالة و الختل، ذو خبّ و ملق، یستطیل على مثله من أشباهه، و یتواضع للأغنیاء من دونه، فهو لحلوائهم هاضم، و لدینه حاطم، فأعمى اللَّه على هذا خبره، و قطع من آثار العلماء أثره.

دسته دوّم، چاپلوسانیند تملّق پیشه، که بر همپایگان خود بزرگى مى‏فروشند، و در برابر ثروتمندانى که از آنان فروپایه‏ترند سر تواضع فرود مى‏آورند؛ خواستار حلواى ایشانند، و نابودکننده دین خود؛ خدا نام اینان را محو کناد و اثر آنان از جاودانگى آثار علما بى‏بهره گرداناد.

و صاحب الفقه و العقل، ذو کآبة و حزن و سهر، قد تحنّک فی برنسه، و قام اللیل فی حندسه، یعمل و یخشى، و جلا، داعیا، مشفقا، مقبلا على شأنه، عارفا بأهل زمانه، مستوحشا من أوثق إخوانه فشدّ اللَّه من هذا ارکانه، و أعطاه یوم القیامة أمانه‏.

دسته سوّم، گروهیند اندوهگین و نگران و شب زنده‏دار، که جامه عبادت به تن کرده و در تاریکى شب براى عبادت پروردگار خویش به پا ایستاده‏اند؛ عمل‏ مى‏کنند و مى‏ترسند و دعا مى‏کند و بیمناکند، و به کار خود رو مى‏کنند، و مردم‏ زمان خویش را مى‏شناسند، و از نزدیکترین برادران خویش وحشت دارند؛ خدا پایه‏هاى کار

نقل از کتاب الحیاة - ترجمه احمد آرام.