سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

این است معاویه
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: علامه جعفری

اهالی ساده لوح شام در آن زمان، مخصوصاَ مگس ها و گربه های سفره جو و هوی پرستانِ مغز پوچ، پیش از مردن معاویه و پس از آن،‌ شخصیتی دروغین برای او ساختند و مجسمه ای فریبنده برای او پرداختند و آنگاه مانند بردگانِ بی هویت در مقابل آن ساخته و پرداخته، سرِ تعظیم فرود آوردند و دیگران را هم به پذیرش بردگی به آن سایه ی دروغین واداشتند، اما دیری نپایید که پیکرسازِ واقعیِ وجدانِ تاریخ، دست به کار شد و هویت و صورت حقیقی معاویه را که شمشیر به دست در حال هجوم به آن مجسمه ی ساخته و پرداخته بود، به وجود آورد. وجدان حسّاس تاریخ که در یک طرفِ نمایشگاه خود، فرعون ها و ابوجهل ها و ماکیاولی را به نمایش گذاشته و از طرف دیگر موسی و عیسی و محمد علی علیهم السلام را ارائه می دهد، به وسیله ی مورخان و نقّادان خردمند و باوجدان، معاویه را وارد نمایشگاه نمود و در ردیف ماکیاولی ها قرار داد.

اگر معاویه پسر خود، یزید را به سلطنت و ریاست نصب نمی کرد، یا مانعی بروز می کرد که یزید از نشستن بر اریکه ی ملک و سلطنت ناتوان می گشت، ممکن بود ساده لوحان آن روز و امروز، شخصیت معاویه را نشناسند و در مقابل همان مجسمه ی دروغینش سرِ تسلیم فرود بیاورند ولی همان تجارب تاریخی، که همیشه بیدار بودنِ وجدان تاریخ را برای ما اثبات نموده است، این دفعه نیز بدون کمتری تعارف و مجامله و چاپلوسی، دست به کار شده و با ارائه ی جنایت های بی نظیر معاویه و فرزندش  یزید، فریاد زد:

این است معاویه.

 

 از کتاب امام حسین علیه السلام شهید فرهنگ پیشرو انسانیت نوشته ی علامه ی فقید محمدتقی جعفری