سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

ملت سازی
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: وبگردی

پروژه مدرن «ملت سازی» از دوره پهلوی اول با کمک مستشرقان اروپایی و مشاوران تحصیل کرده فرنگ آغاز می شود، اگرچه مقدمات تئوریک و فرهنگی این پروژه در دوران مشروطه توسط روشنفکران و شاعران آشنا با مفهوم ملت و ملی گرایی آماده شده بود. اگرچه همین استفاده از واژه قرآنی «ملت» بجای مفهوم نیشن (Nation) خود بیانگر تفاوتهای اساسی میان «ملی گرایی» ایرانی و «ملی گرایی» اروپایی بود.

تغییر نام کشور از «پارس/پرشیا» به «ایران» در دوره رضاشاه از دل همین پروژه رخ می دهد. برای آنکه به ایرانیان هویتی جدا و ممتاز از سایر اقوام موجود خاورمیانه بخشیده شود مسئله «نژاد آریا» مستمسک مناسبی تشخیص داده می شود: عقیده ای که صرف نظر از پیامدهای فاجعه بار آن در آلمان نازی، اساسا از نظر برخی متفکران و دانشمندان «افسانه ای» (The Aryan Myth) بیش نیست. فرضیه وجود «نژاد آریا» در اصل حاصل تعمیم یافتن برخی نظریه های زبان شناسی به نظریه های قوم شناسی بوده است. کارکرد این افسانه در ایران ایجاد یک «غرور ملی» بود (و همچنان هست) زیرا خیال ایرانیان را سرخوش از این دریافت می کرد که اگرچه آنها امروز در میان ملل «عقب مانده» خاورمیانه جای گرفته اند اما در اصل نژاد آنها از جنس اروپائیان است و چند هزار سال قبل بخاطر بدی آب و هوا مجبور شده اند به خاورمیانه مهاجرت کنند!

امروزه که به کمک تکنولوژی های تشخیص DNA می توانند تبارهای چندین هزارساله را نیز شناسایی کنند تا کنون کسی در تایید علمی «افسانه نژاد آریا» مطلبی منتشر نکرده است. اما این افسانه در روح و روان ایرانیان چنان تاثیری باقی گذاشته که حتی یک انقلاب اسلامی نیز نتوانسته است آثار آنرا از میان بردارد. آیا ریشه فرهنگی «دگرستیزی» و «دگرهراسی» و پرهیز از پذیرفتن «دیگران» در جمع «یکپارچه» و «ناب» ایرانیان اصیل متاثر از چنین افسانه هایی نیست؟

 

نقل از مقاله خواندنی تأملی در معنای «ایرانی الاصل» و فضیلت آن نوشته ی شهاب اسفندیاری