سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

حاجی در فرنگ
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: تاریخ

یکی از عجایب این مملکت آن است که مسئله نان و آب و بهداشت و کار و داد و ستد و معاملات و آنچه حاجت روزمره و مبتلا به ما و بسیاری از ممالک دیگر است در آنجا حل شده و کسی را که مثلا در تقلای کار یا تلاش معاش به گرد کوی و برزن برآمده باشد نمی توان یافت که به نظر من این یکی از نواقص تشکیلات آنجاست و مملکتی که مردمش دست به گریبان این گونه مسائل نباشند معلوم نیست پس سرشان باید به چه چیز گرم باشد و اوقاتشان چگونه بگذرد!

از پیران به خاطر دارم که قرون متمادی است در مملکت خودمان یکی از ارکان مهم سیاست و مشغول داشتن مردم مسئله نان و گوشت بوده که هنوز هم جزء مسائل مهم روز به شمار می رود و مرتب نان ارزان در صفحات روزنامه ها برای مردم پخته می شود، اما پای ترازوی نانوائی به دست کس نمی رسد و باز گوشت فراوان و ارزان به قناری های اخبار رادیوها آویخته است و چشم کسی نمی بیند که مسئله بیکاران و ورشکستگان تجارت و فساد مواد غذائی و تعیین نرخ ها را هم باید از همان گونه مسائل شمرد و پیداست همانطور که پدران ما آمدند و رفتند و این مشکلات به حل نیامد اولاد و احفاد ما نیز خواهند آمد و از دنیا رفت و این مسائل هنوز همچنین لاینحل باقی خواهد بود!

 

نقل از کتاب حاجی در فرنگ نوشته جعفر شهری در وصف و مقایسه کشور آلمان با مملکت خودمان نوشته شده در تاریخ 13 اردیبهشت ماه سال 1344 خورشیدی