سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

چگونه ادعای استفاده از مربی ایرانی را داریم
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: ورزشی

باز هم شرق نوشته :

 محسن صفایی فراهانی

۱-- قهرمانی عراق به معنای رشد فوتبال این کشور نیست. اگر بازی های عراق و ژاپن را مقایسه کنید، متوجه تفاوت کلاس و درجه فوتبال دو کشور می شوید. ژاپنی ها می دانند که اگر در یک دوره شکست بخورند در دوره بعد به جایگاه قبلی خود بازمی گردند. اما عراق نمی تواند مطمئن باشد که در دوره بعد حتی به جمع چهار تیم هم صعود کند.

باید به بازیکنان، مربیان و مدیران فوتبال عراق تبریک گفت که توانستند در این شرایط قهرمان آسیا شوند اما فوتبال عراق حالت گلخانه ای دارد و حتی به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی این کشور، فدراسیون فوتبال عراق در اردن مستقر است. قهرمانی عراق به معنای این نیست که فوتبال این کشور در شرایط عادی به عنوان یکی از قدرت های اصلی فوتبال در قاره قلمداد شود. مسوولان فدراسیون فوتبال عراق تنها بر روی 100 ، 150 بازیکن کار کرده اند و این حالت گلخانه ای در کوتاه مدت جواب می دهد اما نمی تواند تضمین کننده موفقیت در بلندمدت باشد.

2- در مورد ایران هم باید بگویم که قهرمان شدن این تیم افتخار نبود و نباید با باختن این تیم هم عزا گرفت. چرا که هیچ کار سازمان یافته ای برای این تیم نکرده بودیم و اگر قهرمان هم می شدیم شانسی بود، همان طور که عراق هم با استفاده از چاشنی خوش شانسی قهرمان شد. ما در فوتبال ایران نباید به دنبال کار گلخانه ای باشیم چرا که دو میلیون از هفتاد میلیون نفر جمعیت ایران مشغول فوتبال هستند. برعکس وظیفه ما این است که باید با کار سازمان دهی شده قابل قبول، تیم ملی را به سمت موفقیت هدایت کنیم. نظر شخص من این است که قهرمانی برای مردم بسیار خوب است اما قهرمانی ای لذت بخش است که با برنامه ریزی مدون حاصل شود.

3- بحث مهم این روزها ضرورت استفاده تیم ملی از مربی ایرانی است و اتفاقاً مدافعان این رویه با استفاده از عبارت «فوتبال ایرانی» نظر خود را توجیه می کنند. من البته اطلاع ندارم که ایرانی بازی کردن به چه معناست و مصداق آن در زمین فوتبال دقیقاً چیست. ولی اگر منظور این است که باید از مربی ایرانی برای تیم ملی استفاده کنیم، پیش از آن مربیان ما باید دانش این کار را در سطح بین المللی داشته باشند.

در این میان یک بحث شعاری وجود دارد و یک بحث شعوری. در بحث شعاری مشکلی وجود ندارد و می توانیم بر این مساله پافشاری کنیم اما وقتیAFC معتقد است که در سطح آسیا هیچ مربی بین المللی وجود ندارد چگونه ادعای استفاده از مربی ایرانی در تیم ملی را داریم؟ امروز در ژاپن نزدیک 34 ، 35 مربی با مدرک حرفه ای مشغول هستند اما شما نمی بینید که مربی بومی هدایت تیم ملی این کشور را برعهده داشته باشد و حتی باشگاه هایشان هم از مربی خارجی بادانش استفاده می کنند. اما در ایران تنها پنج نفر هستند که مدرک حرفه ای مربیگری را دارند و آنگاه پافشاری می کنیم که به مربی خارجی نیاز نداریم.

چگونه با وجود اینکه مهندسان خوبی در کشور وجود دارند وقتی در صنایع مختلف از مهندسان خارجی استفاده می کنیم، ایرادی نمی گیریم اما زمانی که می خواهیم در فوتبال از مربی خارجی استفاده کنیم به مشکل و مخالفت برمی خوریم؟

عقل و منطق حکم می کند وقتی دانش و تکنولوژی رشته ای در کشور وجود ندارد با استفاده از متخصصان خارجی این دانش را به کشور بیاوریم. اما متاسفانه برخی از ما فقط به شعار دادن دل خوش کرده ایم. این درحالی است که کلاس و توانایی ایرانی در لیگ برتر به منصه ظهور رسیده و واضح و مبرهن است که جایگاه ایشان کجاست.