سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

رمضان
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مذهبی

 

اگر کسی در دهه 1340 از من می پرسید که حکمت روزه داری چیست و شما چرا روزه می گیری، من فهرستی از یافته های پزشکی را می آوردم که نشان می داد روزه چه فوایدی برای جسم، جان و سلامت روزه دار در بر دارد. اما غزالی به من یاد داد که برای روزه داری فقط و فقط یک دلیل لازم است؛

آن هم حکم حضرت باریتعالی است...

غزالی برای ان که علم جدید و پزشکی مدرن، فلسفه یونانی ها یا حکمت ایرانی ها اندر فواید روزه چه گفته اند و چه حجت هایی آورده اند، پشیزی اعتبار قائل نبود.

نفس این دستور روزه داری در شریعت آمده بود برای وی کافی بود.

و اگر از وی می پرسیدیم که چرا از بام تا شام می بایستی صیام را نگه داریم، او به جای برشمردن دلایل و حجت های عقلی، یک کلام می گفت برای آن که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم این گونه روزه می گرفته؛

تمام شد و رفت.

او واجبات شریعت را انجام میداد و از محرمات اجتناب می کرد، نه به واسطه ی آن که اینها عقلی بودند، بشر را عاقبت به خیر و رستگار می کردند، یا برای انان براهین عقلی متقنی وجود داشت، بلکه صرفاً به واسطه آن که شریعت به مومنین این گونه دستور داده بود.

برای او فقط یک علم، یک فلسفه، یک استدلال عقلی، یک برهان کلامی اعتبار داشت آن هم عبارت بود از دستور صاحب شریعت، حضرت محمد مصطفی.

شریعت غزالی خلاصه می شد دز تسلیم و تعبد.

از نظر غزالی، دینی که یک بخش آن را علم اثبات کرده باشد، بخش دیگرش را فلسفه پیوند زنده باشد و گوشه دیگرش را منطق آراسته باشد، فاقد مبنای استواری برای اطاعت حضرت حق می باشد.

نقل از مقدمه کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام (چاپ پانزدهم)