سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

خون بازی !
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سینما و تلویزیون

به نام خدا

دو سه روز پیش فیلم خون بازی رو دیدم  ساخته رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب که از اونچه می پنداشتم برتر بود ولی باز هم جای کار داشت طوری که میشد بازی مسعود رایگان و بهرام رادان بهتر و موثرتر باشه ولی خیلی معمولی و ساده بود به طوری که به نظر من هر کس دیگه ای هم میتونست این بازی رو بکنه شاید بشه گفت به خاطر کوتاهی نقششون بود ولی خیلی از نقش ها کوتاهن ولی بسیار موثر مثلا یوناس فیلم از کرخه تا راین ، حاتمی کیا طوری از این پسر بچه آلمانی بازی گرفته بود که هنوز هم بازیش با بقیه بازی های نابازیگران خردسال تفاوت داره .

توی خون بازی فیلم برداری کلاری اونهم سیاه و سفید ودوربین روی دست بسیار عالیه طوره که تصاویر تهرانش اصلا یه چیز دیگه است . انگار قاب عکسه ! حتی میتونم بگم که تصاویر تهرانش از تصاویر شمال هم زیبا تر شده . خدا کنه این نوع فیلم برداری سیاه سفید به شیوه ای موثر تر تو فیلم ها بیشتر بشه البته نه هر فیلمی !

فیلم نامه هم کار چهار  نفره است : رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب و فرید مصطفوی و خانم نغمه ثمینی ! خب این هم یه ویژگی دیگه فیلم چهار تا نویسنده حتما دو تا هم کارگردان میخواد : رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب .

یه نکته حاشیه ای جالب دیگه هم حضور دختران کارگردانان در این فیلم هستش . دختر رخشان بنی اعتماد نقش اول فیلو داره و دختر محسن عبدالوهاب تدویگر فیلمه . هرچند کار خوب سپیده عبدالوهاب هم دست کمی از باران کوثری نداره ولی خب باران کوثری بازیگره و معروفتر و طبعا کارش بیشتر به چشم می آید و البته نباید از معروف بودن و شهرت پدرش هم گذشت بابای باران کوثری از گذشته چهره معروفی بوده هم در فوتبال و تلویزیون و هم در سینما ! هرچند بازی باران کوثری در رقص در غبار نوعی زلالیت و معصومیت خاصی داشت که به مرور کمتر شد ولی به نظرم خون بازی توانسته خاطره خوبی از باران کوثری  در نقش سارا در ذهن ایجاد کنه . بازی بی تا فرهی هم کمی متفاوت تر شد هرچند که هنوز هم مهشید هامون رو تداعی میکنه مثه خسرو شکیبایی که نمیشه در یه فیلمی دیدش و یاد حمید هامون نیفتاد .

هرچند این فیلم سفارشی بوده است ولی با خیلی از فیلم های سفارشی دیگه فرق داره من که از دیدنش پشیمون نیستم هرچند میتونست بهتر باشه ولی بازم دست خانم رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب درد نکنه . خسته نباشید .!