سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

رمضان
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
الهم رب شهر رمضان ...

 

دوباره ماه مبارک و دوباره روزه داری و نصفه شب پاشدن و سحری خوردن و قرآن خوندن و منتظر افطار شدن .

 

هرچند دیگه ماه رمضون مثه قدیم ها نیستش ولی باز حال و هوای یکنواخت زندگی راکتمون رو تغییر میده !

 

اون طوری که شنیدم توی اکثر کشور ها ماه رمضون حال و هوای یه جشن ملی مذهبی رو داره ولی متاسفانه در کشور ما هر سال از حال هوای رمضان کم میشه . حتی در بهترین شرایط حال و هوای جشن رو نداره و حتی نوعی کسالت رو به یاد میاره .

 

انشالله در روز های آتی از این ماه و خاطره هاش خواهم نوشت ماهی که اکنون بیشتر مرا به یاد امام رضا و مشهد میندازه خصوصا سحر هاش .