سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

ملت بزرگ ایران
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

               

 

ما ایرانیان نوعاً خود را از اقوام و ملل دیگر، از همسایگانمان در منطقه گرفته تا اقوام و نژادهای دیگر، بالاتر و برتر می پنداریم. ادبیات نوشتاری و گفتاری ما مملو از فخر و مباهات به تاریخ غنی سرزمین پر افتخار ایرانیان آریایی تبار است.

ما شبانه روز از فرهنگ و تمدن پر بار، غنی و شکوهمند تاریخ ایران سخن می گوییم. منظماً گزاره هایی از این دست را برای خود تکرار می کنیم که تمدن غنی، پر بار و کهن ایران خدمات ارزنده ای به پیشرفت تمدن بشری نموده و بشریت دین زیادی به ایران و ایرانیان در طول تاریخ داشته است.

منظماً القاب و عناوینی نثار خودمان می کنیم که حکایت از عظمت، بزرگی و شکوه تاریخ و تمدن ایران می نماید. الفاظ و عباراتی همچون: ملت بزرگ ایران، ملت شریف ایران، ملت سربلند و با عظمت ایران، ملت رشید ایران و امثالهم علی الدوام ورد زبان مسئولین، گویندگان و نویسندگان رسانه های جمعی ما بالاخص صدا و سیما می باشد.

در یک روز معمولی، الفاظ و القابی همچون مردم خوب ایران، ملت پر افتخار ایران، گذشته تابناک ایران، فرهنگ و تمدن غنی ایران، مجد و عظمت گذشته ایران، خلیج همیشه فارس ایران، دانشمندان، مهندسین و مفاخر علمی ایران و نظایر آن از صبح تا شب بر زبان گویندگان صدا و سیما و سایر رسانه های جمعی ما جاری است.

هیچ وقت هم از خودمان نپرسیده ایم که ارسال این همه تاج گل، این همه نسبت به خود و گذشته مان احساس سربلندی و افتخار کردن، این همه بالیدن به نژاد ایرانی، به تاریخ و فرهنگ ایرانی، بر چه اساس و پایه ای می باشد؟

فی الواقع اگر از دو قرنی که به نام عصر طلایی تمدن اسلامی لقب گرفته و ایران هم بالطبع به عنوان بخشی از جهان اسلام نقش ارزنده ای در شکوفایی ان دو قرن داشته بگذریم، از بعد از آن، یعنی از آغاز قرن یازدهم میلادی (قریب به 1000 سال پیش) به این سو ما منظماً در حال نزول و رکود بوده ایم.

آهنگ این سقوط بالاخص پس از سقوط صفویه در قرن هجدهم شتاب بیشتری گرفته و در قرن نوزدهم به اوج خود می رسد.

معلوم نیست این همه فخر و مباهات به تبار ایرانی، نژاد ایرانی، فرهنگ و تمدن ایرانی ابراز کردن، به اعتبار کدام دستاوردهای علمی، فرهنگی، تمدنی، فکری، فلسفی و غیره ما ظرف 3،2 قرن گذشته می باشد؟

...

شاید اگر ما در عالم واقعیت آن قدر عقب مانده نمی بودیم، دلیلی نمی داشت که منظماً به گذشته و به تاریخ و فرهنگمان این همه ببالیم. همچنان که هیچ یک از رهبران، نویسندگان یا رسانه های جمعی اروپایی، هندی، تایوانی یا آرژانتینی علی الدوام نمی گویند: ملت بزرگ نروژ، مردم قهرمان هند، تاریخ تابناک هلند، تمدن کهن تایوان، خدمات و تاثیرات دانشمندان و متفکرین آرژانتینی به بشریت و سایر دسته گل هایی که ما ایرانیان برای خودمان ارسال می کنیم.

نقل از کتاب ما چگونه ما شدیم نوشته ی صادق زیباکلام