سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

در حیرت
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: وبگردی

حتما این جمله را خیلی شنیده اید که منشاء مشکلات ایران وعقب افتادگی اش سوء مدیریت یا مدیران نالایق و ناکارامد است. چنین نگاهی درباره مشکلات ایران درست و به جا است، اما فقط بخشی از واقعیت را بیان می کند. نیمه دیگر ناکار آمدی نظام تصمیم گیری و اجرا در ایران کارمندان و کارشناسان منفعل و ترسو است. کارمندان و کارشناسانی که شهامت ایستادگی در برابر تصمیم های غلط یا شتاب زدگی در اجرا را ندارند و به روزمرگی و گذران روزگار دچار شده اند.

شاید از زاویه‌ای دیگر، این بخش از ماجرا از نقش تصمیم گیران سطح بالا در اداره امور کشور مهم‌تر باشد. در واقع، آنچه مدیران رده بالایی بر اساسش تصمیم می گیرند ناشی از اطلاعات و داده هایی است که کارشناسان سطح پائین یا میانی در اختیارشان می گذارند. از طرفی هم،  دستورات مدیران رده بالا تنها به واسطه‌ی پیگیری و تلاش کارمندان سطوح پائین اجرایی می‌شود. همین ارتباط دو سویه‌ی تصمیم سازی و اجرا، نقش مهم و کلیدی به کارشناسان سطح پائینی داده و آنها را به مثابه دست ها و پاها یا چشم‌ها و گوش‌های سازمان ها و اداره های دولتی کرده است.

حال اگر این منشاء ورودی اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری یا دروازه‌ی خروجی برای اجرای تصمیم‌ها فقط مطابق میل و سلیقه مدیران بالایی عمل کند، نه تنها بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها از اساس اشتباه  خواهد بود، بلکه بسیاری از کارها بر خلاف منافع ملی و جایگاه بین‌المللی آن خواهد شد. آنچه باعث این تفاوت می‌شود، شهامت و احساس مسئولیت کارشناسان و کارمندان در اداره و اجرای امور کشور است.

متاسفانه بسیاری از کارمندان  و کارشناسان ما همین دو خصوصیت اثرگذار در مناقع بلندمدت کشور را ندارند. یعنی یا آنچنان به حقوق سر ماه دلخوش کرده‌اند و در زندگی مملو از قسط و چک و پس انداز غرق شده‌اند که آرمان‌هایشان را در دفاع از منافع مردم و کشور فراموش کرده‌اند یا آنقدر از آینده شغلی و کاری خود می‌ترسند که جرئت ایجاد تغییر یا ایستادگی در برابر تصمیم‌های اشتباه مدیران بالایی را ندارند. به نوعی بدنه‌ی دولت دچار نوعی رخوت و بی‌تفاوتی نسبت به تصمیم‌ها و سیاست‌های مدیران سازمان‌ها و اداره‌های خود شده‌‌ است. چنانچه بسیاری از کارمندان اولویت خود را تأمین معاش می‌دانند و دفاع از منافع ملی و حفظ بیت المال برایشان شعاری تو خالی و پوچ است.

نمونه‌های بسیاری از اتخاذ و اجرای تصمیم‌های اشتباه و واکنش کارمندان و کارشناسان را در جایی که کار می‌کنم به وضوح دیده‌‌ام. با اینکه بسیاری از کارکنان محل کارم آدم هایی مؤمن و سالم هستند، وقتی پای تصمیم‌های اشتباه به میان می‌آید یا خود را مبرا از هر مسئولیتی می‌دانند یا جرئت بیان نظر و انتقاد خود را ندارند. این طور مواقع هم ضرب‌المثل‌های زیادی در زبان فارسی هست که به کمک بی‌مسئولیتی و انفعال کارمندان می‌آید. مثل‌هایی از قبیل «ما ماموریم و معذور»، «ما فقط مرده شوی هستیم»، «زبون سرخ سر سبز را به باد می‌ده» و از این جور ضرب المثل‌های رایج و نادرست.

نقل از اینجا