سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شهید غیب
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

«قل اتحاجوننا فی الله»؛

رسول من! بگو با پذیرفتن الله، عبودیت و استمرار و یک‌پارچگی و اخلاص ناگزیر است و بدون پذیرفتن او هم دیگر امر جامعی باقی نمی‌ماند. چون اگر دل آدمی از محدوده‌ی شهادت گذشت و به غیب رسید، تمامی کارهای او الهی است و آخرتی است و اگر این دل از این محدوده نگذشت تمامی عبادت‌ها و ادعاها و اثبات الوهیت و توحید، نفسانیت و دنیاست و شرک و کفر است.

«قل اتحاجوننا فی الله».

با پذیرش الله جایی برای جدال نیست، که «هو ربنا و ربکم»؛ او پروردگار شماست.

«ولنا اعمالنا ولکم اعمالکم»؛ و این ربّانیت کارها را به ما باز می‌گرداند و گریبان‌گیر ما می‌سازد.

«و نحن له مخلصون»؛ و ما برای او اخلاص آورده‌ایم و این اخلاص در نیّت و در عمل و در دین تجلّی دارد و هیچ تفریق و بریدگی را در سه حوزه‌ی معرفت و احساس و عمل و در حوزه‌ی نیّت و در حوزه‌ی دین تحمل نمی‌کند، که معرفتِ ربوبی با عمل فرعون مونتاژ نمی‌شود و محبت الهی با محبت دنیا هماهنگ نمی‌شود و این شرک‌ها با توحید و با اخلاص، آن هم در وسعت دین و نیّت و عمل، سازگار نمی‌ماند.

حقیقتِ حج – صفایی حائری