سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

ذبیح
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

ذبیح کسی است که در منی، بعد از عرفات و مشعر ذبحش کرده‌اند. بعد از رسیدن به کعبه و کناره‌گیری از کعبه، بعد از رسیدن به مشعر و عرفات، بعد از رسیدن به منی‌ها و علاقه‌ها، ذبح شده، آن‌ هم با دست ابراهیم، و به یاد حق.

این ذبیح، لزومی ندارد که حتی رگ‌هایش پاره شود، که این رگ‌ها را قبل از آنکه ابراهیم با چاقو پاره کند، با تسلیم پاره کرده. خدای ابراهیم نمی‌خواهد که اسماعیل‌ها از بین بروند، می‌خواهند که ابراهیم‌ها آزاد شوند.

وقتی که ابر اهیم آن بند‌ها را برید و آن رشته‌ها را جدا کرد، ذبیح، ذبیح است و ابراهیم ابراهیم. او نمی‌خواست که اسماعیل‌ها از بین بروند، که می‌خواست پیام‌ها به وجود بیایند. این است که قبل از اینکه اسماعیل حتی رگ‌هایش بریده شود، اسم ذبیح را دارد. و آن هم ذبیح الله، نه ذبیح زمان و مذبوح زمین. نه مرده‌‌ی زمان و مردار زمین.

حقیقتِ حج – صفایی حائری