سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

ضلال
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 

آن دسته از مردم که با ضلال سردرگمی – نه فقط گم‌راهی- به محدودیت و محرومیت می‌رسند، با همین ضلال و سردرگمی در وجود خویش، به ضلال در هدف و در راه و در روش و در سعی، گرفتار می‌شوند. این‌ها با این که در حوزه‌ی این زندگی و در وسعت دنیا، حرف‌های اعجاب‌آور و حتی دل صادق و صداقتی مشهود دارند؛

«یشهد الله علی ما فی قلبه»، همین‌ها به خاطر ضلال و گم شدن و محدود شدن و برای دنیا برنامه‌ریزی کردن،‌ناچار با رسول دشمن می‌شوند و با لجاجت رو در رو می‌شوند و این خصومت شدید؛ «الد الخصام» و این رویارویی به رویارویی تمدن‌ها و نژادها و ملت‌ها و دین‌ها باز نمی‌گردد، که ریشه در تلقی آدمی از خویش و در ضلال و سردرگمی آدمی و محدودیت او دارد. چون تلقی‌های متفاوت، هدف‌های متفاوت و روش‌های متفاوت و کوشش‌های متفاوت را به دنبال می‌آورد و هیچ تسامح و تساهلی زمینه نمی‌یابد.

اگر همین‌ها با این ضلال و محدودیت به حکومت و رهبری برسند؛ «اذا تولی سعی فی الارض» تمامی سعی آن‌ها در همین دنیا و در همین زمین محدود می‌شود و این‌ها حتی با تمام خوش‌دلی‌ها و صداقت و خوبی بدون غرض و مرض، با ضرورت و ناچاری به افساد می‌رسند و به اهلاک می رسند و این افساد و اهلاک، مقصد آن‌ها نیست، که نتیجه‌ی محدودیت و ضلال آن‌هاست. چون آن‌ها برای این دنیا برنامه‌ریزی دارند و در این محدوده از وحی بی‌نیاز هستند و به عزت و غرور راه می‌یابند و با این ضلال و اثم، گرفتار عزت و غرور می‌شوند.

حقیقتِ حج – صفایی حائری