سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

قناعت
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سروش

قناعت امرى است که نه تنها آرامشِ درون و عزّتِ روان براى خود آدمى به ارمغان مى‌آورد، بلکه دیگران را هم نیز از مددکاری‌هاى وى بهره‌مند مى‌سازد. 
برکتِ دیگر قناعت، برکت یافتنِ عمر و دور ماندن از معاصى است. شخصِ قانع که عمرش را در فزون خواهى و لجاج و مسابقه با دیگران سپرى نمى‌کند، سرمایه‌ى حیاتش مصون‌تر و سودبخش‌تر خواهد شد و از اوقات خویش بهره‌ى بیشتر خواهد برد. 
عمر آن نیست که در نزاع و فزون‌طلبى و سبقت‌جویى به سر رود، عمر آن است که در قُرب حق سپرى شود:
عُمرِ خوش در قُرب جان پروردن است || عمر زاغ از بهر سرگین خوردن است
عُمر و مرگ این هر دو با حق خوش بود || بى خدا آب حیات آتش بود
همچنین است دورى از معاصى. 
فزون طلبْ در ورطه‌ى شُبهه خوارى و حَرام مى افتد و قانعْ دامنش از آن پاک است. 
نیز از برکاتِ دیگر آن کم شدن دشمنی‌هاست که فرزند نزاع است. شخصِ قانع نه حسرت کسى را مى‌خورد و نه با کسى به خاطر حطام دنیا درمى افتد. اگر هم غمى دارد غمِ خفتگانى است که خواب در چشمِ تَرش مى‌شکنند. غمِ فزون خواهانى است که همه چیز به دست مى‌آورند اما عمرِ عزیز و فراغِ خاطر را فداى آن مى‌کنند. برکتِ دیگر قناعت، کمتر محتاجِ خلق شدن و کمتر باج دادن است.
پارسایان – عبدالکریم سروش