سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

نشانه زوال فرهنگ
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: سیاست

چرا باید به چیزهایی بخندیم که می دانیم ( شاید هم نمی دانیم ) که اساسا ضد انسانی است،

ضد بشری است، توهین آمیز است، دارای مضامین نژادپرستی ست.

جوک هایی که می سازیم و آنها را در شبکه های اجتماعی، پیامک ها، گفتگوهای روزمره و... پخش می کنیم

و این زنجیره پخش، مدام تکثیر می شود و در تیراژ میلیونی توزیع می شود،

عموما دارای مضامین نژاد پرستانه، متعصبانه، جنسیت زده و توهین آمیز است که

ما را در طول زمان به صورت ناخود آگاه، متعصب و نژادپرست می کند.

آیا نمی توان بدون استفاده از عباراتی با مضامین زشتی چون

به سخره گرفتن سن افراد، به سخره گرفتن فرهنگ و آداب و رسوم افراد، به سخره گرفتن جملات افراد، به سخره گرفتن اعمال افراد، به سخره گرفتن نام و نام خانوادگی افراد، به سخره گرفتن جنسیت افراد، به سخره گرفتن زیستگاه افراد، به سخره گرفتن رنگ پوست افراد،

و در یک کلام به سخره گرفتن "فردیت"، به سخره گرفتن "انسان" و به سخره گرفتن "ارزش ها" شاد بود و خندید و لذت برد ؟

اینگونه لطیفه های چرکین، ما را به صورت نا خودآگاه ولی با شدت تمام، از تفکر تهی می کند.

ما را به انسان های ماشینی "منهای تفکر " تبدیل می کند.

به ما سطحی نگری را می آموزد.

ما را به ابزارهایی تبدیل می کند که ایدئولوژی ای خطرناک را در سطح وسیع به صورت گسترده تکثیر می کند.

ایدئولوژی های مخربی چون زن ستیزی، نژاد پرستی و ارزش گریزی.

...
اینها همه نشانه رو به زوال بودن یک ملت و فرهنگ آن ملت است.

ملتی که به فرهنگ کهن خویش می بالد ولی آن فرهنگ را باید اینک در تاریخ و در موزه جستجو کند،

چون نتوانسته خود مولد فرهنگی باشد درخور...

اسم چنین کارهایی را چه می گذارید ؟؟

یک لطیفه در دنیای غم آلود امروزی ؟

یک "جوک" صرفا برای سرگرمی؟

یا یک شارلاتانیسم ؟

یا یک اهانت ضد انسانی ؟

یا یک نمونه گویای بی دردی و بی پیامی ؟

نمونه ای از یک انسان بی عار که نه حرفی دارد که بگوید، و نه وجدانی که دست کم خاموش بنشیند.

یا یک نمونه از "سیاست روز" که در آن اشخاصی صرفا برای تزریق ضد ارزشی ایدئولوژیک، اینگونه لطیفه های چرکین می سازند تا به صورت کاملا زیرکانه و ناخود آگاه ذهن جامعه را در همین سطح نگه دارد

که آری زن جنس دوم جامعه است و نژادی از نژاد دیگر برتر و... و

 این تبدیل می شود به یک "باور" و ما هم همان "ابزارهای منهای تفکر"،

کسانی که باید این پیام ها را تکثیر کنند وگرنه دیگر لایکی و هورایی نصیب شان نمی شود و محبوبیت شان به خطر می افتد !! 

امیر ابتهاج