سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

شریعتی
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: علی شریعتی

 

 

« دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد ، آدمی را همواره در پی گمشده اش ملتهبانه به هر سو می کشاند ، خدا ، آزادی ، هنر و دوست در بیابان طلب بر سر راهش منتظرند تا وی کوزه خالی خویش را از آب کدامین چشمه پر خواهد کرد . »

 

« هوشیارترین و آشنا ترین مردم ، احساس هر کسی را تنها در سخنش می جویند و این یک غفلت شگفتی است . چه ، میان آنکه با نیرومند ترین کلمات ایمان خویش را به کسی یا امری بیان کرده است و در بیان آن نیز اصرار دارد و برای اظهار آن از همه استعدادهای روح و لفظ کمک گرفته است با آنکه نیرومندی ایمانش به کسی یا امری در کلماتش پیداست اما به کتمان آن اصرار دارد و برای پنهان کردن و انکار کردن آن از همه استعداد هایی که در اراده و تصمیم و گذشت و صبر خویش دارد کمک گرفته است فاصله ای است که حتی کسانی که با زبان و دل آدمی آشنایند نیز از آن غافلند ! و کسیکه شگفت ترین و باورنکردنی ترین و تندترین دوست داشتن ها را خطاب  به خویش احساس می کند و در برابر آن یا سراسیمه و پریشان می شود و یا غزل ها و سروده ها و قصه ها را از زبان کسی می شنود که در نگفتن و نسرودن آن رنج های بسیار دردآور برده و در کتمان کردن آن جهادهای خونین با خویش کرده است و نتوانسته است !

 

معلم شهید علی شریعتی – گفتگوهای تنهایی صفحه 580