سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

سلطان سنجر و عبّاسه طوسی
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: ادبیات

روزی سلطان سنجر با عبّاسه طوسی خلوت کرد

ولی میان آن دو به هیچ روی موافقت نبود

بدین سبب عباسه با وی سخن نگفت

و سنجر لختی بنشست و برخاست مگر یکی از عباسه پرسید

که چرا خاموش ماندی و حرفی بر لب نیاوردی،

گفت وقتی او نزد من نشست جهانی شاخ تند و قوی رسته دیدم و من داسکی کند و کم نیرو یه دست داشتم، آن همه شاخ درو نمی‌توانستم کرد.

نقل از کتاب نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدّین محمّد عطّار نیشابوری تالیف بدیع الزّمان فروزانفر