سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

آدم پوک
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: علی صفایی حائری
مادامى که عمل تو در اعماق ریشه ندوانده باشد
و از شناخت و احساس تو مایه نداشته باشد،
این عمل به درد دیگران مى‏خورد و حتى‏ بهشت هم مى‏سازد،
ولى نه براى تو که خودت را به جهنم انداخته‏ اى و با چشم کور،
راه افتاده ‏اى.
این بزرگترین جنایت است که یک دسته بشناسند و بسنجند و تصمیم بگیرند 
و من اجرا کنم. 
مگر مغز من در سر دیگران است که براى من تصمیم مى‏گیرند؟
این گونه حرکت گرچه سریع‏تر و راحت‏تر است
ولى انسانى نیست
و ادامه ‏اى نخواهد داشت.
بریدگى میان انسان و عمل از همین مسخ مایه مى‏گیرد 
و به بیگانگى از خویش و به دل‏مردگى منتهى مى‏شود.

تو اگر مى‏خواهى با عمل خوبت به خوبى برسى
و بهره‏ بردارى و رفعتى بگیرى و بالاتر بروى، وسعتى بیابى 
و ظرفیتى به دست بیاورى، ناچارى که از اینجا شروع کنى.
ناچارى که پیش از عمل،
خلوت و نظارت و شناخت و هدف و طرح و نقشه ‏اى داشته باشى 
وگرنه آبى هستى که به آسیاب دیگران مى‏ریزى.
و این دستور است که:
" لاتَجْعَلْ رقبَتَکَ جِسْراً لِلنَّاسِ"
از گردن خودت براى دیگران پل نساز که آنها برسند و تو بمانى.
آنها که مى‏خواهند از تو گوش درست کنند و چشم بگیرند و مغزت را بخورند،
هر که باشند جنایت‏کارند.
آنچه که استبداد را شکل مى‏دهد،
همین پوک شدن آدم‏ها و از دست رفتن‏ بینات‏ و کتاب‏ و میزان‏ است.
سردسته‏ ى تمام اس‏اس ‏هاى استضعاف و استبداد و استثمار و استعمار و ...
سردسته ‏ى تمامى اینها همان پوک کردن و استخفاف است.

"فَاسْتَخَفَ‏ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ"
فرعون هنگامى که آدم ‏ها را پوک کرد،
مى‏تواند آنها را از خودش پر کند و مى‏تواند آنها را به دام بیندازد، 
چون آدم‏ هاى پوک مجبورند که 
از تو بپرسند و تو هم مجبورى که به آنها بگویى.

استاد فقید علی صفائی حائری کتاب صراط