سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

جامعه شناسی خودکامگی 4
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: سیاست
در فرهنگ گذشته ایران 
هیچ گاه این فکر تسلط نیافت که اقتصاد شکوفایی ایجاد شود 
تا هزینه‌های اداره مملکت از آبادانی آن تحصیل گردد؛
بلکه فکر غالب این بود که از طریق مالیات های بسیار سنگین و غارت، 
هزینه های مملکت داری تامین شود.

مکانیسم کار ساده است:
زمانی که 
تعدادی افراد بی تجربه و بدون تخصص و علم و آگاهی از سوابق ملکداری
 بر حکومت تسلط بیابند، چه خواهند کرد؟

حل مسائل اقتصادی مملکت نیاز به 
تجربه و دانش وسیع و افراد کاردان و طرز تفکر ویژه ای دارد
رونق حیات جمعی به 
تولید بیش از مصرف و فداکاری و اشتراک مساعی نیازمند است
اگر قوم فاقد صلاحیتی حاکم شود، 
برداشت های خود را بر یافته های جدید بار می کند؛
فرهنگ قبیله ای، به طور قطع، 
تجربیات خود را با فشار قدرت نظامی جدید بر مردم اعمال می کند 
و آن قدر آن را ادامه می دهد تا نظام منفجر شود
فهم این نکته خیلی ساده است 
آنها جز این راه، راهی را نمی شناسند
مردمانی که در بیابان از طریق شکار و دامداری زندگی را می گذرانند 
و حکومت را شکار می خوانند 
اگر به آن دست یافتند، چه می کنند ؟
آیا این دقایق را در نظر خواهند گرفت که 
به پشتوانه نیروهای تولیدی و ایجاد امنیت اجتماعی به تولید اقدام کنند 
و سپس از شکوفایی اقتصاد بهره برند؟
اصلا درک چنین چیزی از نظر ساختاری فکری و اجتماعی 
برای آنان مقدور بوده است؟
هرگز 
به نظر من واقعیت اجتماعی که 
می توانند هزاران برهان برای تأیید آن اقامه کنند،
که حماقت در ایران ساختاری بوده و نه فردی، 
یعنی ما شاهد حماقت جان گرفته در رفتار اجتماعی هستیم،
جایی که بدون آن عملکرد معمول اجتماع دچار بحران و تشتت میشود.
جامعه شناسی خودکامگی اثر علی رضاقلی