سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

مطبوعات و .... بحرین
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سیاست
یکی از ویژگی های نمایشگاه مطبوعات آشنایی  و مطالعه برخی نشریاتی هست که در مواقع عادی هرگز نه فرصت خوندنش پیش می آید و هم اینکه علاقه ای به خوندنشون نخواهم داشت و یا اینکه دیدن برخی از نشریات که در روی کیوسک های مطبوعاتی در سطح شهر کار دشواریه .

 

خوندن نشریات مختلف در کنار هم بسیار جالبه و از سالهای قبل علاقه زیادی به این کار داشتم . فکر کنم حدود سال 73 بود یه در یک هفته تمام نشریات و هفته نامه ها را گرفتم تا در کنار هم مطالعه کنم و به تناقض هاشون بخندم و حال کنم با ضد و نقیض گویی هاشون . البته اون وقتها این کار آسونی بود چرا که تعداد نشریات بسیار محدود بود ولی از سال 1376 شمسی و با آمدن سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری اوضاع فرق کرد و نشریات رشد سرسام آوری داشت ، هرچند الان دوباره محدودیت هایی ایجاد شده که بسیاری از نشریات معتبر از صحنه حذف شدند .

 

خب این خوندن اکثر روزنامه های منتشره در کشور در یک روز نکات جالبی در پی داره ، یکی اینکه تقریبا در تمام موارد خبری ، متن خبر یکسان است و عمدتا از سایت های خبری مثه ایسنا و مهر و فارس و ... تهیه میشه که این مطلب باعث میشه که بعد از خوندن خبر های یک روزنامه خبر های روزنامه های دیگر تکراری به نظر میرسه و از سوی دیگر مطالب تحلیلی روزنامه هاست که بنا به جهت گیری سیاسی اونها  نوشته میشه و هر چیز با ربط و بی ربطی رو  به همدیگه پیوند میدن و البته گاهی اوقات بسیار خنده دار میشه ، مثلا چندی پیش یه روزنامه در حاشیه همایش مولانا نوشته که شخص نامبرده صهیونیست بوده چرا که الان سازمان ملل و یونیسف در دستان صهیونیست هاست و اونها امسال رو به نام مولوی نامگذاری کردند ، پس نباید مقامات مملکت اسلامی ایران در بزرگداشت وی سخن بگویند !!!

 

به هر حال میشه از لابلای این روزنامه های به ظاهر ساده و تکراری کلی مطلب طنز پیدا کرد و بیشتر از یه فیلم کمدی بهش خندید !!

 

خبری که روز یکشنبه در تمام روزنامه های به طور یکسان منتظر شد حاکی از سفر قریب الوقوع محمود احمدی نژاد به بحرین داشت . خبری که بدون هیچ تحلیل خاصی فقط انتشار یافت . سفر به کشوری که تا همین چند پیش جزیی از خاک پارس بود ولی به سادگی و بدون هیچ دلیلی از سرزمین اصلی جدا شد . ماجرای بحرین برام خیلی جالب و پر از سواله ؟! جزیره ای در خلیج فارس مثه خیلی از جزایر دیگر جز ایران بود ،تا حدود چهل سال پیش ، ولی در یک اقدام حیرت انگیز توسط محمدرضا پهلوی و بدون تصویب در  مجلس شورای ملی از خاک ایران جدا شد و اعلام استقلال نمود . برام خیلی جالبه که چرا هیچ گونه حرفی در زمان جدایی بحرین از ایران زده نشد و حتی در آینده هم حرفی زده نشده است . اینکه سرزمینی با اکثریت پارسی و شیعه نشین  به دست اقلیت عرب زبان و سنی سپرده شود آن هم از طرف تنها دولت شیعی جهان خیلی مسئله ساده ای نیست .

 

و جالب اینکه نه مخالفین پهلوی حرفی میزنند و به این کار ایراد میگرند و نه مذهبی های ایران که نسبت به سنی های فلسطین و کوزو و چچن و ... این همه حساسیت دارند و البته نه ملی ها و ناسیونالیست های ایران به جدایی این قطعه ثروتمند پارس اعتراض دارند !!

 

مظلومیت ملت شیعه بحرین بسیار بیشتر از مظلومیت ملت های دیگه هستش چرا که سالهاست از آن ها صحبتی نمیشه ، مثه شیعیان عربستان ، که مجبورند در خفا و سختی زندگی کنند . شیعیان بحرین که اصلیتی پارسی دارند و زبان مادری آنها پارسی است و مذهبشان شیعه اثنی عشری مجبورند زیر سلطه اقلیت عرب زبان و اهل تسنن باشند و از آزادی و حقوق کمی برخوردار باشند به طوری که تا همین اواخر هیچ نقش مهمی در دولت و مناصب اصلی کشورشون نداشته اند . نکته ای که در واگذاری استقلال به بحرین به آن توجه نشد نظر و آرای مردم بود و جالب اینکه در هیچ کجای دنیا هم اعتراضی در  بر نداشت .

 

چگونه بحرین از ایران جدا شد ؟؟ می تونید مطالبی در مورد این قضیه را در سایت دوران بخونید .

 

و نکته آخر اینکه همین بحرین مانع از رسیدن ایران به جام جهانی 2002 شد و اونطوری پس از شکست دادن ایران با پرچم عربستان سعودی در جلوی چشم ایرانیان شروع به رقص و پایکوبی کردند . حداقل یکی از علل عدم حضور در یک دوره جام جهانی بوسیله کار ناشایست و زشت و احمقانه کسی بود که ادعا داشت دروازه های تمدن را به روی ایرانیان گشوده است و باعث سربلندی ایران در دنیا شده است .