سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

زبان پروردگار
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: مذهبی

 

خداوند زبان خاصی ندارد بلکه حاکم بر همه‌ی ذهن و زبان‌ها و زبان آفرین است.

او در هر موقعیتی زبان آن موقعیت را پیش می‌گیرد که برای انسان‌ها مفهوم است و با حضرت ابراهیم به عبری قدیم، با موسی به عبرانی، با حضرت عیسی به سریانی و با پیامبر ما که خاتم پیامبران است به عربی سخن می‌گوید.

زبان و بیان بشرْفهم هرچه باشد مورد قبول خداوند است و با آنْ بی آنکه حتی دستور زبان آن را برهم زند، وحی می‌فرستد.

یکی از منتقدان گفته بود که خداوند فقط زبان یک قوم را گرفته، نه فرهنگ ان را.

پاسخش این است که زبان نمی‌تواند حامل و شامل لایه‌هایی از فرهنگ نباشد. ذهن و زبان بشری در مقایسه با علم بیکران و بیان اعجازین الهی، مانند زبان تازه باز شده‌ی کودک در قیاس با فصحا و بلغای هر قومی است و قول مولانا، گویی تمثیلی از این واقعیت است:

چونکه با کودک [=بشر] سر و کارت فتاد

پس زبان کودکی باید گشاد

متجددان برای حل این معضلات، به جای آنکه ذهنیات خود را دگرگون کنند، وحیانیت قرآن را دگرگون می کنند و حاشا و هرگز، که هیچ مسلمان راست‌کیش و درست‌اعتقادی زیر بار حرف های آنان برود. مگر تا قبل از ظهور تجدد و مدرنیته، مردم... با این دشواری‌ها مواجه نبودند؟

بودند اما حاضر نبودند به محض آنکه رازی از رازهای غیب را درنیافتند،‌ آن راز را دستکاری کنند، تا آنکه سرانجام وحی را که تحلیل ناپذیر است و حتی شناخت ناپذیر است، به حد الهام فروکشند، تا همگان از اسرار غیبی –که دیگر نه اسرار است، نه غیبی و نه حتی شاید الهی- سردرآورند.

از مقدمه کتاب قرآن پژوهی اثر بهاءالدین خرمشاهی نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی