سکوت سنگین

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است

رود گریه
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ادبیات

صد ره نظاره کردم، بر هر درخت این باغ

یک مرغ شادمانی، در آشیان ندیدم

گفتی که می‌رود آب، در جویبار قسمت

من غیر رود گریه، آب روان ندیدم

طغرای مشهدی